پیام صریح یک دیدار کوتاه؟
به نظر میرسد مهم ترین دستاورد سفر آقای پزشکیان به قرقیزستان همین پیام چین باشد که به صورت نمادین ابراز شد و قطعا رییس جمهوری ایران دریافته و آن را در شورای عالی امنیت ملی به بحث خواهد گذاشت.
در جریان سفر رییس جمهور پزشکیان به بیشکک به منظور شرکت در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای، او سه ملاقات با سران روسیه، چین و هند به عنوان مثلث اصلی این سازمان انجام داد که هر چند در نگاه اول به اقتضای حضور در چنین نشستهایی است ولی تفاوت کیفیت و حتی مقایسۀ زمان آنها محل تأمل شده است.
نخستوزیر هند به محل ملاقات آمد و از این نظر حایز اهمیت است هر چند از محتوای گفتوگوها اطلاعی نداریم اما به نظر میرسد هر دو طرف قصد داشتهاند با توجه به نقش پررنگ اسلامآباد در ماههای اخیر و میانجیگری میان ایران و آمریکا و رقابت مستمر هند و پاکستان توازنی برقرار کنند. البته باید در نظر داشت هرچند اختیارات نخستوزیر در نظام پارلمانی هند به مراتب بیش از اختیارات رییسجمهوری در ایران است ولی چون به لحاظ پروتکلی رییس جمهوری مقامی بالاتر از نخستوزیر است آقای مودی به دیدار آقای پزشکیان رفت و عکس آن رخ نداد و دلیل را تنها باید در پروتکلهای جایگاه رسمی جُست نه امری دیگر.
مسعود پزشکیان اما به دیدار ولادیمیر پوتین رفت و قابل حدس است که گفتوگوی اصلی پشت درهای بسته انجام شده و محدود به همان عباراتی نبوده که در حضور خبرنگاران شنیدیم و رسانهای شده است.
البته همان جملۀ رییس جمهوری ایران در تشکر از حمایت از روسیه از ایران در جریان جنگ اخیر و پیام پوتین برای رهبری جدید که پیش از این هم در قالب ابلاغ سلام به رهبری شهید ابراز میشد نشان میداد کلیات ارتباط به قوت خود باقی است.
داستان اما دربارۀ دیدار رییسان جمهوری ایران و چین متفاوت ترسیم شده است. آن گونه که در تارنمای رسمی ریاست جمهوری ایران هم آمده دیدار آقای پزشکیان با آقای شی کوتاه و در حاشیه بوده (و بر این اساس شباهتی به کیفیت ملاقات با سران روسیه و هند نداشته است).
برخی البته از صفت "سرپایی" هم استفاده کردهاند که شاید به قصد تخفیف باشد اما واقعیت این است که نوع ملاقات با رهبر چین متفاوت بوده و به خاطر همین تفاسیر مختلفی از آن برخاسته است.
برخی به سیاست کلی چین نسبت میدهند که مایل نیست در عین رقابت و حتی گاهی خصومت پنهان با آمریکا هیچ پالس منفییی به ایالات متحده بفرستد. بعضی گفتهاند پیشتر برای سفر آقای قالیباف به پکن هم شروط یا پیش زمینههایی تعیین شده بود از جمله این که ایران تنگه هرمز را باز و مشکلات خود با آمریکا و عربستان سعودی را حل کند. به زبان دیگر چین مایل نیست در تقابل با آمریکا متحد ایران شناخته شود یا دستکم در علن این گونه تصور شود.
این احتمال که حسب ظاهر اینگونه رفتار شده باشد اما مناسبات ایران و چین خصوصا خرید نفت ایران به روال سابق ادامه داشته باشد نیز منتفی نیست. به هر رو چینیها بارها به مقامات ایرانی گفتهاند که از رازناداری گِله دارند و این که اسرار روابط تهران- پکن پس از چندی روی دایره ریخته و رسانهای میشود.
با این اوصاف به نظر میرسد مهم ترین دستاورد سفر آقای پزشکیان به قرقیزستان همین پیام چین باشد که به صورت نمادین ابراز شد و قطعا رییس جمهوری ایران دریافته و آن را در شورای عالی امنیت ملی به بحث خواهد گذاشت.
روزگاری ایران در منازعه با غرب میکوشید حساب اروپا را از آمریکا جدا کند. این سیاست تا حدی جواب داد و میوههای آن را بیش از دیگر اروپاییها فرانسوی ها چیدند و رهاورد آن برای اقتصاد ما هم سرمایهگذاری آنان در بخش انرژی و صنعت خودرو بود و نگاهی به خودروهای در حال تردد در سطح کشور و فازهای مختلف پارس جنوبی (عسلویه) نشان می دهد رویکرد نادرستی نبوده است.
با ظهور ترامپ اما اروپا پا پس کشید و عملا به تابع و مطیع آمریکا تبدیل شد و با فعال سازی مکانیسم ماشه در دقیقۀ 90 تفاوت قبل از میان رفت و رسما در جبهۀ مقابل قرار گرفت.
پس از آن در دولت ابراهیم رییسی سیاست رویکرد به شرق جایگزین شد و دولت مسعود پزشکیان هم به خاطر رفتار اروپا و سپس دو جنگ 12 و 40 روزه چارهای جز تقویت رابطه با روسیه و چین نداشت و حاصل آن دو قرارداد بلندمدت است که البته از جزییات و میزان عملیاتی شدن آن اطلاع دقیقی در دست نیست.
با این اوصاف و با کنار رفتن گزینههای آمریکا و اروپا و با سوء ظنهایی که همواره به سیاستهای روسیه در قبال ایران وجود داشته و بیم بازی با کارت تهران به خاطر اوکراین، مجالی برای معطل کردن چینیها باقی نمانده و تحقق خواستهای چین فارغ از این که نام آنها را شرط بگذاریم یا توصیه یا پیشزمینۀ توسعۀ همکاری شاید دو گفتمان موافق و مخالف تفاهمنامه در سطوح بالای سیاستگذاری و تصمیمگیری را به هم نزدیک کند.
به زبان سادهتر شاید راه برون رفت از بنبست موجود که هم خطر جنگی پرهزینه و فراگیر را دور کند و هم بوی تسلیم از آن به مشام نرسد هماهنگی بیشتر با چینیها باشد و با این وصف هر گاه آقای قالیباف شالوکلاه کند و به پکن برود میتوان امید داشت که به چشمانداز صلح نزدیکتر شدهایم. شاید در آن فضا آقای شی هم تصمیم بگیرد به تهران بیاید و میهمان آقای پزشکیان شود.
در غیر این صورت و از دیدارهای حاشیهای -اگر هم نه سرپایی -آبی برای ما گرم نخواهد شد و چون چین گزینۀ ناگزیر است چه بسا به خود آییم و ببینیم هم چوب را خوردهایم هم پیاز را.
در وضعیت فعلی که از هر مفری برای خروج از این بنبست باید بهره برد شاید تنظیم ساعت سیاست خارجی با وقت پکن همان ابتکاری باشد که ایران را هم مانند کشوری چون ترکیه به بازیگری پیشبینی ناپذیر تبدیل و منافع ملی را بیشتر تأمین کند.