به سمت زیبایی نه قانون/از نظر پژمان اگر آکوردی زیباتر صدا میداد مهم نبود قاعده چه میگوید
چندماه پیش به دعوت مازیار فکری، ارشاد مطلبی را برای چاپ در کتاب «آوای بال فرشتگان» که به بررسی شخصیت فردی و آثار استاد احمد پژمان میپرداخت نوشتم. حال به مناسبت درگذشت ایشان و با اندوه فراوان این متن را تقدیم خوانندگان روزنامه «هممیهن» میکنم.

چندماه پیش به دعوت مازیار فکری، ارشاد مطلبی را برای چاپ در کتاب «آوای بال فرشتگان» که به بررسی شخصیت فردی و آثار استاد احمد پژمان میپرداخت نوشتم. حال به مناسبت درگذشت ایشان و با اندوه فراوان این متن را تقدیم خوانندگان روزنامه «هممیهن» میکنم.
«احمد پژمان»؛ هنرمندی که نیاز به هیچ پسوند و پیشوندی ندارد و بهتنهایی با خلق آثاری خاص اعتباری متفاوت به موسیقی ایران بخشیده است. بزرگان اینگونهاند و نامشان نشاندهنده ابهت تاریخ زندگی هنریشان است. بر این باورم که موسیقی ایران با تمام بیمهری که به آن شده است، هنرمندان ارزشمند و تاثیرگذاری را در عمق تاریخ خود جای داده و احمد پژمان یکی از مهمترین و متفاوتترین آنهاست.
در این سالها این فرصت در اختیارم قرار داده شده که نوازندگی ویولن را تجربه کنم و در فضای هنر تلاش کنم تا شاید هنرمند بهحساب بیایم. این شانس را هم داشتهام که در چند مورد با احمد پژمان مواجه شوم و به خود ببالم که در ضبط تعدادی از آثارشان حضور داشته باشم و نوازندگی کردهام.
مواجهه اول:
کلاسهای آزاد دانشگاه هنر/ کارگاه آهنگسازی/ احتمالاً سال ۱۳۷۷
تازه از هنرستان دیپلم گرفته بودم. ترمهای اول دوران دانشجوییام بود و جدای از دانشگاه آزاد به کلاسهای آزاد دانشگاه هنر میرفتم. دیدار با چهرههای دانشگاهی نظیر احمد پژمان، شریف لطفی، مصطفی کمال پورتراب، کامبیز روشنروان، هوشنگ کامکار و... خودش بهتنهایی برای اینکه جدیت در هنر را درک کنی، کافی است.
بهلطف تشکیل آن کلاسها و کارگاهها با اینکه آهنگساز نبودم، در کلاس احمد پژمان شرکت کردم و متوجه تفاوت نگاهاش حتی در برگزاری یک کلاس شدم. با اینکه برایم صحبتهایش بسیار تخصصی بود و بهتر است بگویم بیشتر انتقال تجربیات بود اما این حضور یک نتیجه جالب برایم داشت؛ فهمیدم او خود را در خلق اثر بههیچوجه محدود نمیکند. مدام به هنرجوها توصیه میکرد که اگر آکوردی زیباتر صدا میداد و جمله موسیقی دلنشینتر بود، مهم نیست قاعده و قانون چه میگوید؛ حتماً بهسمت زیبایی بروید. این توصیه در نگرش من بهعنوان یک نوازنده هم تاثیر داشت و سعی کردم در بیانم هیچوقت زیبایی را فدای پیچیدگیها نکنم.
مواجهه دوم:
استودیو صبا/ ضبط موسیقی فیلم «بوی کافور، عطر یاس»/ احتمالاً سال ۱۳۷۹
یادم هست منزلمان بلوار کشاورز بود، نزدیک استودیو صبا و روزی که کریم قربانی و حمیدرضا دیبازر با من تماس گرفتند که همراه نوازندگان باتجربهای نظیر خاچیک بابایان، ابراهیم لطفی و... قرار است موسیقی فیلم را ضبط کنیم، خیلی ذوق کردم. خوشبختانه این احساس همچنان در من زنده است و ذوق کار با هنرمندان مختلف را همچنان در وجودم دارم، اما شیرینی بعضی حضورها را در زمان خودشان هیچوقت نمیتوانم فراموش کنم.
یادم است کامپیوتر استاد یا استودیو دچار مشکلی شده بود و خیلی نگران و کلافه بودند. موسیقی کوتاهی هم نوشته بودند اما آن ضبط از ضبطهایی بود که بهشکل دیگری ضبط شد. شخصیت کاریزماتیک پژمان و احترامی که همگی برای او قائل بودند، کاملاً برایم مشهود بود. موسیقی کوتاه و تمی زیبا که همچنان در خاطرم هست و سولو ویولنسل، محوریت اصلی آن است با توصیههای استاد در مورد موزیکالیته، بسیار متفاوت ضبط شد و باز هم ایجاد زیبایی خواسته اصلی بود.
مواجهه سوم:
استودیو فراز/ ضبط اثری برای خواننده و ارکستر با اشعاری از سهراب سپهری/ حدود سال ۱۳۹۲
این اثر بدون حضور استاد در استودیو ضبط شد و جالب اینجا بود که رهبر، صدابردار و همه نوازندگان بدون حضور ایشان هم به حساسیتی که به زیبانواختن هر نُت یا جملات موسیقی دارند، توجهی ویژه میکردند. این نمونهای از اقتدار هنری است که در نبود احمد پژمان نیز همگی حضورش را با هارمونی و موتیفهای ویژهاش کنار خود احساس میکردند. این مجموعه البته هنوز منتشر نشده است.
مواجهه چهارم:
استودیو کرگدن/ ضبط دیورتیمنتو/ سال ۱۳۹۴
این اثر یکی از ارزشمندترین آثاری است که در رپرتوار موسیقی کلاسیک ایران ساخته شده است و تا همیشه مهمترین اجرای من در بین قطعاتی است که برای آهنگسازان ایرانی اجرا کردهام. این مجموعه ابتدا قرار بود با پارتیتور و همراه با صداهای کامپیوتری (سمپلهای زهی) بهعنوان نمونه شنیداری منتشر شود. خوشبختانه اما با همت علی صمدپور، مانی جعفرزاده و تلاش حامی حقیقی، رضا فرهادی، هومن خلعتبری و گروه نوازندگان بهصورت آکوستیک اجرا و ضبط شد.
«دیورتیمنتو» یکی از شیرینترین و سختترین آثاری است که در استودیو اجرا کردهام. بخش زیادی از ضبط بدون حضور احمد پژمان انجام شد و هربار که استاد پس از ارسال فایلهای صوتی اجرا را تایید میکردند، قوت قلب پیدا میکردم، زیرا یکی از خصوصیات ویژه استاد پژمان این است که احتمال دارد حتی از قطعه منتشرشده رضایت نداشته و تمایل داشته باشد آن را تغییر بدهد؛ چه برسد وقتی که در هنگام ضبط هستید. این حال از روحی پُر جنبوجوش و ذهنی خلاق نشأت میگیرد.
مواجهه پنجم:
هفتمین سالنوای موسیقی ایران/ نکوداشت احمد پژمان/ خردادماه ۱۴۰۳
اینبار این شانس را پیدا کردیم که با تجلیل از بزرگمرد موسیقی ایران به «سالنوا»، اعتبار متفاوتی ببخشیم و همراه بخش بزرگی از جامعه موسیقی ایران به استاد ادایاحترام کنیم.