دو نگاه؛ دو رفتار
پایان دادن به همکاری آقای دکتر شهرام دبیری بیش از هر چیز تفاوت دو نگاه را در امر حکمرانی نشان داد.

پایان دادن به همکاری آقای دکتر شهرام دبیری بیش از هر چیز تفاوت دو نگاه را در امر حکمرانی نشان داد. دکتر دبیری پزشک و کارآفرینی که رفاقتی قدیمی با آقای پزشکیان داشته و به لحاظ مالی هم نیازی به درآمدها و رانتهای دولتی ندارد، صرفاً به دلیل رفتن به سفری غیرضروری و پرهزینه که با منابع شخصی خود بوده، از معاونت ریاستجمهوری برکنار شد.
بیشترین انتقادها به این سفر از جانب طرفداران آقای پزشکیان انجام شد و نهتنها هیچکس از دولت مخالفتی با این انتقادها نکرد؛ بلکه در عمل استقبال هم شد. در نهایت هم طی یک فرایند عادی و به دور از جنجال و پس از بازگشت ایشان از سفر، آقای پزشکیان اقدام به عزل وی کرد.
نه کارش را توجیه کرد و نه عزلش را هنگام سفر انجام داد تا تخریب و تحقیر باشد. واقعیت این است که آقای دکتر دبیری مثل برخی دیگر از افراد متمکن سفرهای خارجی میرفته است و این مسئله مردم و رسانهها نیست. ولی هنگامی که پذیرفتند معاون رئیسجمهور شوند، برخی ملاحظات را باید رعایت میکردند؛ زیرا معنای رفتار در چنین موقعیتی متفاوت از گذشته است.
بنابراین، سفرهایی که سالهای گذشته رفتهاند و ایرادی هم نداشته؛ امسال معنای بدی فراتر از شخصیت خودشان پیدا کرده است. این رفتار بهدرستی برخلاف انتظارات عموم مردم از مشی و شعارهای عمومی دولت و شخص آقای رئیسجمهور تلقی شده و منتسب به رفتار دولت و پزشکیان شده است.
بنابراین، آقای رئیسجمهور باید اقدامی میکرد و با شنیدن جزئیات آن طبعاً تصمیمی را که باید میگرفتند؛ گرفته است. البته تکذیبیهای که از سوی دفتر معاونت مزبور صادر شد و سفر را به سالها پیش مربوط دانسته بود؛ عملی بهغایت زشت و نابخردانه بود و این خطایی بزرگتر و غیرقابلگذشت بود که هیچگاه نباید در این دولت تکرار شود. آقای پزشکیان ملتزم شدهاند که دروغ نگویند و این عالی است، ولی کافی نیست و باید مانع دروغگویی دیگر اجزای دولت هم بشوند.
عزل آقای معاون تفاوت دو نگاه را نشان داد. نگاه اول که به شعارهای خود ملتزم است و اگر تخطی از آن را در دوست و رفیق خود هم دید خیلی محترمانه و به دور از بازیهای کودکانه و تخریبی، عذر او را میخواهد و حتی یک جمله، تاکید میشود که یک جمله در توجیه و یا پنهان کردن این ماجرا اظهار نمیکنند. هیچ اقدامی برای زدوبند پشت پرده یا بازداشت و پروندهسازی برای افشاگر خبر نمیکنند. حتی اگر اقدام انجامشده فقط یک ترک اولی باشد و نه فساد و دزدی.
نگاه دوم، بهکلی متفاوت است. اول از همه خبر را تکذیب میکند و بعد با افشاگر برخورد میکنند. لشکر رسانهای و سایبری آنان پول میگیرند تا مالهکشی کنند و بگویند در این شرایط خطیر که آمریکا و اسرائیل چنین و چنان هستند، عدهای علیه مسئولین خدمتکار! شایعهپراکنی میکنند و از این طریق به دفاع از فرد خطاکار بر میآمدند.
این برای اقداماتی است که جرم نباشد و اگر وزیرشان جرم کرده باشد، پنهانکاری ابعاد بیشتری پیدا میکند. در این صورت، چه کسی جرأت دارد افشاگری کند؟ اگر هم کسی افشا کند، دستگاه قضایی را تحت فشار قرار میدهند که اقدامی علیه رفیق خاطی نکند. در بهترین حالت، طرف چراغ خاموش استعفا میدهد و بعد به شغل مشاورت منصوب و از خدمات بینظیرش قدردانی میشود. اگر هم کارش به محاکمه کشیده شود، سعی در تبرئه به هر قیمتی دارند و اگر هم محکوم شد، حکم دادگاه را نمیپذیرند؛ چون محکوم از قبیله آنان است.
این دو رفتار ریشه در دو نگاه دارد. نگاه اول، حقمحور است و در نهجالبلاغه بهخوبی شرح داده شده است. امامعلی در پاسخ مردی که سوال کرد، آیا میشود هر دو گروه در جنگ جمل بر حق باشند یا هر دو باطل؟ پاسخ داد که حق را به فرد نمیشناسند. بلکه فرد را با حق میشناسند. نگاه اول حقمدار است و فرد را با آن میسنجد.
نگاه دوم، قوممدار؛ قبیلهمدار؛ گروهمدار؛ و بالاخره فردمدار است و حق را تابع منافع قوم و قبیله و گروه خود میداند. محکومیت و خطای یک نفر را معادل محکومیت و خطای همه قوم و گروه خود میداند. این تفاوتی است که میان دولت کنونی و قبلی میتوانید ببینید. مقایسه کنید ارتقای به مقام مشاورت و حمایت تمامقد گروهی از طرفداران دولت سیزدهم از وزیر محکوم جهادکشاورزی در دو پرونده چند میلیارد دلاری چای دبش و نهادههای دامی، حتی پس از محکومیت قطعی او؛ یا ماجراهای سیسمونیگیت، ماجرای منابع وقفی مشهد و قزوین و بدتر از همه حوزه علمیه اُزگل که این موارد موجب سقوط سرمایه اجتماعی ساختاری شد که میکوشد با دولت جدید قدری از این سرمایه را بازسازی کند.
تاکید دوباره شود که مقایسه عمل آقای دکتر دبیری با فسادهای مذکور در دولت قبل اصلاً درست نیست و ما هم چنین قصدی نداریم. آقای دبیری جرمی مرتکب نشدهاند، فقط کارشان در مقام معاونت رئیسجمهوری در شرایط کنونی معنای خوبی نداشته است.