پرچم فرهنگ ایرانی در اسپانیا
نیوشا طبیبی پادکستر و روزنامهنگار کار شناساندن ایران و فرهنگ و سرزمین و مردم و تاریخ بیمانندش به جهانیان، بسیار مهم است. تأثیر آن بر نگاه جهانیان و تصمیمات

نیوشا طبیبی
پادکستر و روزنامهنگار
کار شناساندن ایران و فرهنگ و سرزمین و مردم و تاریخ بیمانندش به جهانیان، بسیار مهم است. تأثیر آن بر نگاه جهانیان و تصمیمات مجامع و سازمانهای بینالمللی و حتی دولتها، ژرف و غیرقابل چشمپوشی است. البته که ما در این حوزه مانند هزاران حوزهٔ دیگر فرهنگی ضعف اساسی و عمیق داریم. کار ایرانشناسی و راهاندازی کرسیهای آن در دانشگاههای مهم جهان جز با حمایت دولتی میسر نمیشود. رسم است که دولتهای کشورهای صاحب تاریخ و فرهنگ برای راهاندازی کرسیهای مربوطه در دانشگاههای جهان بودجههایی را اختصاص میدهند تا کار تحقیق و مطالعه در فرهنگ و تاریخشان و شناساندن آن به ملل دیگر گسترش پیدا کند. نتیجهٔ این کار آرام ولی عمیق حاصل میشود.
حوزهٔ ایرانشناسی با حمایت بخش خصوصی به جایی نمیرسد. اتفاقاً این حوزه، برخلاف دیگر پدیدههای فرهنگی با دخالت دولت راه میافتد. رایزنیهای فرهنگی ایران، توسط سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی اداره میشوند و معمولاً جز به ابتکار شخص رایزن، در این امور دخالتی نمیکنند. اگر بخت یار و رایزن شخصیتی فرهنگدوست و علاقهمند و پیگیر باشد، ارتباط با دانشگاههای محل ماموریت به قصد راهاندازی مراکز مطالعات فرهنگ ایرانی یا کرسیهای ایرانشناسی یا آموزش زبان فارسی به راه میافتد. اگر نه که کار به برگزاری مراسم مذهبی و مناسبتهای انقلاب و دعوت از مسلمانان محل ماموریت میگذرد و دیگر هیچ.
البته که کار راه انداختن کرسی ایرانشناسی با انبوه مشکلات و دشمنیها و کارشکنیها مواجه است. لابیهای قدرتمند کشورهای رقیب، از بذل پول و سرمایه برای پرکردن ظرفیتهای دانشگاهها در رشتههای شرقشناسی و مطالعات خاورمیانه و البته تاریخسازی به نفعشان دریغی ندارند، اما میشود با راهاندازی کتابخانههای فارسی و تجهیز آنها با کتابهای جدید و قدیم مورد نیاز علاقهمندان، گامی حداقلی در جهت یاری رساندن به ایرانشناسی برداشت.
اما دلیل نوشتن من در این موضوع و گرفتن وقت شما خواننده محترم چیست؟ در شبکههای اجتماعی حساب کاربری اسپانیایی محترمی را تعقیب میکنم به نام خاویر. ایشان دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران است؛ بسیار ایراندوست و علاقهمند به فرهنگ ایرانی. معمولاً مطالب و عکسهایی درباره آثار و ابنیه تاریخی ایران و گزارشهایی از کتابهای فارسی - اسپانیایی را به اشتراک میگذارد. دیروز به همراه آقای دکتر خواکین رودریگز بارگاس، ایرانشناس برجسته اسپانیایی به کتابفروشی آقای نوری در خیابان انقلاب مراجعه کرده بودند تا کتابهایی را که برای انجام پژوهشهایشان لازم دارند را خریداری کنند.
من افتخار آشنایی البته دور با دکتر خواکین رودریگز بارگاس را دارم و میدانم که با چه عشق و علاقهای برای فرهنگ ایران کار میکند. ایشان یکتنه پرچم ایرانشناسی و زبان فارسی را در اسپانیای امروز برافراشته و بهرغم هزار مشکل، کارهای درخشان متعددی انجام داده و میدهد. دکتر رودریگز متون قدیم فارسی را به زبان اسپانیایی ترجمه کرده و بهصورت دائمی در حال پژوهش و تحقیق در فرهنگ و ادب ایران است. کتاب ترجمهٔ قابوسنامهٔ ایشان برندهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی هم شده است. خوشبختانه دکتر رودریگز در رایزنی فرهنگی ایران در اسپانیا به کار مشغول و مصدرخدمات متعدد به فرهنگ ایران است.
در گزارش دیدار از کتابفروشی آقای نوری، دکتر رودریگز از نبود منابع و کتابهای مورد نیاز در اسپانیا و فقدان یک کتابخانه ایرانشناسی در آنجا صحبت میکند. این دیگر نیاز به تأمین بودجه به یورو و دلار ندارد، میتوان با کتابهایی که از ناشران به ارشاد میرسد یا بهطور مرتب توسط ارشاد خریداری میشود، کتابخانههای ایرانشناسی را تدارک کرد. اگر نه در همهٔ کشورها، اما در جایی مثل اسپانیا که دروازهٔ ورود به جهان صدها میلیونی گویشوران زبان اسپانیایی است، لازم است که کاری برای فرهنگ ایرانی و موضوع ایرانشناسی انجام داد.
سابقهٔ کتابخانه فارسی و منابع ایرانشناسی در کشورهایی مثل فرانسه و انگلستان به چند صدسال میرسد. آنها از قرن هجدهم به مسائل ایران توجه داشته و فراوان دانشمند و محقق و فارسیدان تربیت و در تاریخ و فرهنگ و زبان ایران پژوهش کردهاند. اما در اسپانیا چنین نبوده است. کار ایرانشناسی در اسپانیا بیشتر تحت تأثیر کشورهای عربی بوده و در سالهای اخیر نفوذ آنها در مجامع دانشگاهی و فرهنگی اسپانیا موجب ایجاد موانعی هم برای علاقهمندان فرهنگ ایرانی بوده است.