داستان دو پاکستانی
استانداردهای دوگانه در تراژدی پناهجویان و زیردریایی تایتان

استانداردهای دوگانه در تراژدی پناهجویان و زیردریایی تایتان
ایشان تارور
ترجمه: محسن محمودی
چهارشنبه گذشته، یک کشتی ماهیگیری حامل بیش از 700پناهجو عمدتاً از مصر، سوریه و پاکستان در سواحل یونان غرق شد که یکی از بدترین فجایع از این نوع در بیش از یک دهه اخیر محسوب میشود. اگرچه تعداد قربانیان بهطوررسمی 81 نفر اعلام شده است، اما مقامات یونان تاکنون تنها اسامی 104بازمانده را منتشر کردهاند. گزارشها حاکی از آن است که تمام زنان و کودکان این کشتی کشته شدهاند. براساس برخی برآوردها، بیش از 300تبعه پاکستانی نیز جان خود را از دست دادهاند. براساس برخی روایتها، از آنجا که بسیاری از پناهجویان مجبور شدهاند در زیر عرشه و در انبار بمانند، کشتی واژگون و غرق شده است.
اگرچه این حادثه عمیقاً دلخراش و تکاندهنده است، اما برای عموم مردم جهان که مدتهاست هر روزه خبری در این ارتباط میشنوند، چندان محل ناراحتی و حساسیت نیست. درواقع آنها نسبت به مصائب پناهجویان، کرخت و بیحس شدهاند. تکرار هر روزۀ یک فاجعه آن را بدل به خبری عادی و پیشپاافتاده میکند. پناهجویان، قربانی زنجیرهای آشنا و تقریباً روزانۀ این مصیبت هستند: آنها توسط شبکههای قاچاق انسان که از کشورهای مبدأ آنها تا سواحل لیبی امتداد دارد، مورد سوءاستفاده قرار میگیرند؛ با تهدید و خشونت آنها را مجبور به سوارشدن به یک قایق یا کشتی کوچک پر ازدحام، غیرقابل دریانوردی و بدون تجهیزات مناسب میکنند.
کشتیای که قربانگاه این پناهجویان شد، بهرغم تماسهای مهاجران، برای روزها در سفر موردنظر خود به ایتالیا بدون هرگونه کمکی سرگردان بود. آنها در تلاشی مذبوحانه برای یافتن جایی امن در قارهای بودند که دولتهای آنها نتوانستهاند طرحی جمعی برای مهاجرت ارائه دهند و بسیاری از شهروندان آنها ترجیح میدهند پناهجویان را به دریا بازگردانند.
کیلومترها دورتر از سواحل یونان، چند روزی است که اعماق اقیانوساطلس شمالی به مرکز توجه تمام رسانهها و مردم جهان بدل شده است. صبح روز یکشنبه به وقت محلی، یک زیردریایی گردشگری از شرکت «اوشن گیت»، پنجنفر را در یک سفر تفریحی راهی بازدید از لاشه بهجامانده از کشتی معروف تایتانیک کرد، اما حدود یک ساعت و ۴۵ دقیقه بعد، این زیردریایی ناپدید شد. مسافران این زیردریایی سفر به عمق حدود ۴هزار متری دریا را آغاز کردند تا از لاشه تایتانیک دیدن کنند. شرکت «اوشنگیت» که استاکتن راش آن را در سال ۲۰۰۹ راهاندازی کرده بود، به مشتریان اغلبمتمول خود تورهای گردشگری به اعماق دریا ارائه میداد ازجمله سفر کاوشگرانه برای بازدید از بقایای کشتی تایتانیک که بهای بلیت آن ۲۵۰ هزار دلار بود. پس از کشوقوسهای فراوان و درحالیکه رسانهها منتظر سوژهای سینمایی بودند، گارد ساحلی آمریکا روز پنجشنبه ۲۲ژوئن اعلام کرد که ۵سرنشین زیردریایی کوچک تایتان، بلافاصله پس از قطع ارتباط با کشتی مادر، در یک «انفجار فاجعهبار» از درون جانباختند. سرنشینان این زیردریایی عبارت بودند از: هامیش هاردینگ ۵۸ساله، جستوجوگر بریتانیایی و اهل ماجراجویی که قبلا هم به فضا سفر کرده و چندباری هم به قطب جنوب رفته بود. شاهزاده داوود، تاجر ۴۸ساله بریتانیایی پاکستانیتبار که از اعضای یکی از متمولترین خانوادههای پاکستان است و از حامیان اصلی دو بنیاد خیریه چارلز، پادشاه بریتانیا بود. سلیمان، پسر ۱۹ساله آقای داوود. پال هنری نارگوله ۷۷ساله، ناخدای سابق نیروی دریایی فرانسه که گفته شده علاقه زیادی به تحقیق درباره بقایای کشتی تایتانیک داشته و یکی از اعضای اولین گروهی بوده که در سال ۱۹۸۷ برای پیدا کردن بقایای تایتانیک به سواحل شرقی اقیانوساطلس رفتند. درنهایت استاکتن راش ۶۱ساله، از مدیران اجرایی ارشد شرکت اوشنگیت که مسئولیت اجرای این تور تفریحی برای بازدید از بقایای تایتانیک را برعهده داشته است. دریاسالار جان مائوگر، از فرماندهان گارد ساحلی آمریکا در یک نشست خبری گفت که یک ربات بدون سرنشین، صبح روز پنجشنبه قطعاتی از لاشه تایتان را در حدود ۵۰۰متری عمق اقیانوساطلس کشف کرده است. بنا به گفته این مقام آمریکایی، هیچیک از سرنشینان این زیردریایی کوچک نمیتوانستند از «انفجار فاجعهبار» جان سالم بهدر ببرند.
اگرچه گمانهزنیهای متعددی در مورد علت بروز این سانحه صورت گرفته است اما «استاکتن راش»، مدیرعامل شرکت «اوشنگیت» که خود در میان 5جانباخته زیردریایی تایتان است، بارها هشدارهایی که نسبت به ایمنی این زیردریایی کوچک و استفاده از بدنه کربنی برای ساخت آن دریافت کرده بود را نادیده گرفته و آنها را «بیپایه» خوانده بود. ایمیلهای ردوبدلشده در سال ۲۰۱۸ میان راش و یکی از مطرحترین کارشناسان صنعت دریانوردی -«راب مککالم»- نشان از بیتوجهی مدیرعامل شرکت «اوشنگیت» به هشدارهای ایمنی دارد که در آنها وقوع یک «فاجعه» برای زیردریایی تایتان پیشبینی شده بود.
در رسانههای اجتماعی، برخی از پاکستانیها به سرنوشت شوم دو دسته از هموطنان خود از دو پایگاه اجتماعی شدیداً متفاوت و غرقشدن آنها در اعماق آبها، اشاره کردهاند. پاکستان در میانه یک بحران اقتصادی ویرانگر قرار دارد. نرخ تورم به بالاترین حد خود در 50سال اخیر رسیده و کمبود مواد غذایی، خاموشی انرژی و افزایش بیکاری به آستانۀ خطرناکی رسیده است. این شرایط باعث شده که افراد زیادی بهویژه در میان فقرا بهدنبال زندگی بهتر در خارج از کشور باشند.
زاهد شهاب احمد، محقق ارشد مؤسسه شهروندی و جهانیشدن آلفرد دیکین در استرالیا، مینویسد: «وضعیت ناامیدکننده منجر به رشد قارچگونه قاچاقچیان انسان در پاکستان شده است. آنها در ازای مبالغ هنگفتی، حملونقل، اسناد جعلی و سایر منابع را برای خروج سریع از کشور به مردم ارائه میدهند.»
در سرمقاله روز دوشنبه داون -روزنامه پاکستانی- آمده است: «فاجعه این است که شکست چشمگیر دولت در اجرای بخشی از قرارداد اجتماعی خود ازطریق تأمین امنیت اقتصادی برای شهروندان، افراد مستأصل، حتی تحصیلکردگان را به ترک کشور سوق دهد... این دولت ناتوان و بیتوجه، تلاش چندانی برای سرکوب شبکه وسیعی از قاچاقچیان انسان انجام نداده که افراد ناامید را از بین میبرند و آنها را در مسیری پر از خطر قرار میدهند.»
در سوی دیگر این دنیا، الیگارشهایی مانند شاهزاده داوود قرار دارند. شاهزاده داوود، نایبرئیس اینگرو کورپوریشن است، یک شرکت خوشهای که زیرمجموعه خانواده داوود هرکول است و توسط پدرش، حسین داوود اداره میشود. این شرکت در بخشهای مختلف اقتصاد پاکستان ازجمله منسوجات، کودها، مواد غذایی و انرژی فعال است. درنتیجه اینگرو میلیاردها دلار دارد، همچنین از یارانههای سنگین دولتی بهرهمند میشود. براساس اسناد پاناما که در سال 2016 افشا شد، داوود یکی از دهها سرمایهدار و سیاستمدار پاکستانی است که دارای حسابهای بانکی مخفی در خارج از کشور بودند.
داوود معمولاً هر سال در مجمع جهانی اقتصاد شرکت میکرد و به معرفی و تبلیغ دیدگاه خود در مورد «آینده پایدار» و مدلهای تجاری که به ارتقای «جوامع کمدرآمد» کمک میکنند، میپرداخت. داوود همچنین در پاکستان، اماراتمتحده عربی و بریتانیا به کارهای بشردوستانه مشغول است. شاهزاده داوود و خانوادهاش تابعیت دوگانه بریتانیایی-پاکستانی دارند و از روابط نزدیکی نیز با خانواده سلطنتی برخوردارند.
صدها پاکستانی که در دریای مدیترانه غرق شدند، تنها و تنها ذرهای از این زندگی داوود را میخواستند. زهیب شمریز، اصالتاً پاکستانی و ساکن بارسلونا، آخرین گفتوگوی خود را با عمویش، ندیم محمد که سهفرزند خردسال را در پاکستان گذاشته و سوار آن کشتی شده بود، برای من بازگو کرد: «پنجدقیقه قبل از اینکه سوار قایق شود با او صحبت کردم. به او گفتم نرو. من ترسیده بودم. گفت چارهای ندارم. مرگ از فقر بهتر است.»
منبع: واشنگتن پست