| کد مطلب: ۶۰۷۳۰

حمله به ونزوئلا تهدیدی برای متحدان آمریکا

تا چندی پیش، حتی تا پاییز امسال، به نظر می‌رسید که بدترین کابوس‌های دولت‌های متحد آمریکا درباره دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ محقق نشده است.

حمله به ونزوئلا تهدیدی برای متحدان آمریکا

تا چندی پیش، حتی تا پاییز امسال، به نظر می‌رسید که بدترین کابوس‌های دولت‌های متحد آمریکا درباره دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ محقق نشده است. دولت‌های غربی می‌توانستند به این واقعیت‌ها استناد کنند که اوکراین همچنان در حال نبرد است و از واشنگتن حمایت دریافت می‌کند، ناتو کماکان فعال است و گهگاه مورد تمجید دونالد ترامپ قرار می‌گیرد و سیاست در قبال چین کم و بیش به سیاق پیش ادامه دارد.

جنگ تجاری آمریکا و اروپا و تعرفه‌های ترامپ هم آنقدر که پیش‌بینی می‌شد سنگین و مخرب نبود. اتحادیه اروپا و دولت‌های عضو سعی می‌کردند روالی برای مدیریت واشنگتن ایجاد کنند؛ آنها این ایده را پذیرفته‌بودند که اقتضای زمانه، همین مدیریت و تسلیم است. اما تحولات سال نو میلادی، این ایده را که می‌توان چنین روالی را حفظ کرد، به چالش کشیده است.

حمله در کاراکاس و ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، دراماتیک‌ترین حادثه بود. اما این اتفاق به دنبال تحولات دیگری رخ داد که نشان‌دهنده میزان تغییری است که دولت آمریکا در نظم جهانی و در درون جوامع نزدیک‌ترین شرکای خود به دنبال آن است.  در شب کریسمس، واشنگتن با تحریم یکی از کمیسرهای سابق اتحادیه اروپا به دلیل نقش رهبری‌اش در «قانون خدمات دیجیتال اتحادیه اروپا» (DSA)، بروکسل و دیپلمات‌های سراسر جهان را شوکه کرد.

تیه‌ری برتون از فرانسه، به همراه دو شهروند غیرنظامی اتحادیه اروپا و دو شهروند بریتانیایی، با ممنوعیت سفر روبه‌رو شدند؛ افرادی که مارکو روبیو آن‌ها را «چهره‌های پیشرو در مجتمع صنعتی-سانسور جهانی» نامید. این توصیفی بسیار غیرعادی برای سیستم‌های حقوقی داخلی دموکراسی‌های هم‌پیمان است. پیش از آن نیز، استراتژی امنیت ملی جدید دولت هشدار داده بود که اروپا با «محو تمدنی» روبه‌رو است و به این ترتیب، «جنگ فرهنگی» سال ۲۰۲۵ را به یکی از اصول مرکزی سیاست خارجی ایالات متحده ارتقا داد. 

متحدان، به‌ویژه متحدان آن سوی اقیانوس اطلس، باید درک کنند که در مسائل اقتصادی و فرهنگی نمی‌توانند میان خود و سیاست‌های داخلی ایالات متحده فاصله ایجاد کنند. درحالی‌که رئیس‌جمهور آمریکا برای سست کردن پیوندهای امنیتی آمریکا با اروپا تلاش می‌کند، تیم او به دنبال کشاندن بازارها و سیاست‌های اروپایی به سمت مدل بازگشت عظمت آمریکا (MAGA) است.

  در چنین فضایی، مخاطرات تصمیم واشنگتن برای برکناری قهرآمیز مادورو برای متحدان آمریکا بسیار بالاست. تصور عمومی بر این بود که اتحادیه اروپا برای جلوگیری از شکاف آشکار با ترامپ بر سر اوکراین (آن هم در حالی که مذاکرات طرح صلح وارد دور جدیدی شده) ترجیح داده است در مورد ونزوئلا با احتیاط و ملایمت برخورد کند. اما متحدان اصلی ناتو حتی نتوانستند مشروعیت قانونی حملات را زیر سوال ببرند یا خواستار روی کار آمدن دولت غیرنظامی در ونزوئلا شوند که پیش‌تر انتخابات آن را به رسمیت شناخته بودند.

این مسائل فقط مربوط به سازمان ملل یا آینده حقوق بین‌الملل نیست، بلکه حاکمیت خود اروپا را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. ترامپ و تیمش علاوه بر تهدید کوبا، ایران و مکزیک، تنها چند ساعت پس از حملات کاراکاس، درباره «آینده آمریکایی گرینلند» (قلمرو خودگردان دانمارک، عضو ناتو) اظهارنظر کردند. برخی کشورهای ناتو مانند بریتانیا، فرانسه و آلمان به این موضوع واکنش نشان داده‌اند، اما نبود یک پاسخ نهادی از سوی اتحادیه اروپا یا ناتو، تنها برداشت واشنگتن مبنی بر بی‌اهمیت بودن این نهادها را تایید می‌کند.

هدف این دولت تنها انتقال بار هزینه‌های دفاعی اروپا به دوش شرکای ناتو نیست؛ بلکه توانمندسازی و مشارکت با آن دسته از اروپایی‌هایی است که با نگاه این دولت به فرهنگ اروپامحور، مسیحیت محافظه‌کار و ارزش‌های اجتماعی سنتی همسو هستند. این یک دستور کار سنتی در سیاست خارجی نیست، اما به نظر می‌رسد در سال ۲۰۲۶، دولت آمریکا از ابزارهای سنتی (کمک‌های نقدی و اعزام و پذیرش نمایندگان پارلمان‌ها) برای پیشبرد آن استفاده خواهد کرد. 

در حالی که بسیاری سال ۲۰۲۵ را سال فاصله گرفتن آمریکا از متحدان می‌دانستند، سخت‌ترین چالش‌های سال ۲۰۲۶ احتمالاً اصرار واشنگتن بر این خواهد بود که کشورهای شریک، سیاست‌های داخلی خود را با دولت ترامپ هماهنگ کنند؛ از حاکمیت فناوری و ارزش‌ها گرفته تا حاکمیت بر گرینلند.

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه دیپلماسی
پربازدیدترین
آخرین اخبار