ترامپ دیپلماسی را در خاورمیانه کنار گذاشته است
این حقیقت که تیم ترامپ، هیچ توافق دیپلماتیک واقعی پیشنهاد نداده است (و متأسفانه ساختمانسازی در غزه همزمان با حذف جمعیت، چندان پیشنهادی به حساب نمیآید) یعنی خلأیی در کار است که بنیامین نتانیاهو پرش میکند.

جوان مورت:چند ماه پیش در گاردین، مقالهای نوشتم و درباره سیاست خارجی دونالد ترامپ در خاورمیانه پیشبینیهایی کردم. در آن مقاله، اشتباه بزرگی کردم. فکر میکردم دیپلماسی در کار خواهد بود، حتی اگر حاصل تفکرات نادرست باشد؛ اما حالا، فقدان کامل بررسیهای دیپلماتیک در سیاست خارجی این دولت، همین حالا هم به سمت و سویی خطرناک میرود، بهخصوص درباره اسرائیل، فلسطینیها، اردن و مصر. عربستان سعودی، غول خفتهای که در موضعی کلیدی برای ارائه نقشه راهحلی منصفانه برای اسرائیلیها و فلسطینیها، به نظر فعلاً در حاشیه تماشاگر است.
این حقیقت که تیم ترامپ، هیچ توافق دیپلماتیک واقعی پیشنهاد نداده است (و متأسفانه ساختمانسازی در غزه همزمان با حذف جمعیت، چندان پیشنهادی به حساب نمیآید) یعنی خلأیی در کار است که بنیامین نتانیاهو پرش میکند. رهاکردن ایده دیپلماسی، چنان که این دولت انجام داده، منجر به مرگ و نابودی بیشتر خواهد شد. این دولت، بدون دانشی از تاریخ یا دیپلماسی، حالا در حال بیرون ریختن مقامات و دیپلماتهای باتجربهاش است.
این فقدان دیپلماتهای حرفهای، راه را برای ایدئولوگهای پرانرژی مثل مایک هاکبی باز میکند که دارد سفیر ایالات متحده در اسرائیل میشود، باورمندی متعصب به حق شهرکنشینان اسرائیل و دولتی حامی آنها در اسرائیل برای تصرف کرانه باختری، به این دلیل که خدا این سرزمین را به یهودیان داده است، بیتوجه به میلیونها فلسطینی که آنجا زندگی میکنند.
درحالیکه این مطلب را مینویسم، ترامپ در حال تهدید ایران با بمب و اسباببازی محبوب جدیدش، تعرفه است. حیاتی است که درک کنیم تهدید ایران که حمایت مالی و نظامی به حماس و دیگر بازیگران اسلامی در منطقه هم ارائه میکند، ممکن است پیامدهای خردکننده داشته باشد، هم برای امنیت اسرائیلیها و هم فلسطینیان. وقتی به موضوع چگونگی مواجهه با ایران و واکنش به او میپردازیم، نادیدهگرفتن یک مسیر دیپلماتیک واقعی، حماقتی بیحدوحصر است. همین چند ماه پیش، چه چیزی موشکها و حملات هوایی [ایران و اسرائیل] را متوقف کرد؟ تلاشهای فوقالعاده دیپلماتیک از کشورهایی بانام و بینام، از اروپا تا خاورمیانه که گردهمآوردن و هماهنگی بینشان را دولت بایدن انجام میداد.
به جایش، حالا به نظر میرسد تنها دیپلماسی ایالات متحده که در جریان است، تلاشهای رفیق گلفبازی رئیسجمهور، یعنی استیون ویتکاف باشد که هیچ تجربهای در سیاست خارجی ندارد. نمونه: ویتکاف در آن گروه سیگنالی بدنام که مشاور امنیت ملی، مایک والتز اداره میکرد و جفری گلدبرگ، سردبیر مجله آتلانتیک هم [بهاشتباه] در آن عضو بود، حضور داشت، زمانی که در مسکو بود، جایی که پر از افسران امنیتی ایرانی است و البته خود روسها. به گزارش پولیتیکو، این فقط یکی از چندین گروه سیگنالی بوده که تیم امنیت ملی برای بحث درباره بحرانهای جهانی ادارهاش میکردهاند.
من اخیراً در اسرائیل و قلمروهای اشغالی فلسطینی بودم. رامالله، جایی که مقامات تشکیلات خودگردان فلسطین در آن هستند، مثل دولتشهری منزوی شده است، پر از سیاستمدارانی که نمیتوانند حکمرانی کنند، تا حدی در نتیجه اینکه دولتهای اسرائیل و آمریکا نادیدهشان میگیرند و نیز پر از کارگرانی که نمیتوانند دستمزدی بگیرند، در نتیجه کمبودهای شدید مالی. بعد از سفری با تاکسی از میان یک اردوگاه پناهجویان در قلندیا، از یکی از ایستهای بازرسی قلندیا پیاده رد شدم. در یک اتوبوس همگانی در مسیر اتوبوس پرگشت به هتلم در اورشلیم شرقی [بیتالمقدس شرقی]، گشتوگذاری در میان روستاها و محلات فلسطینی تحت اشغال اسرائیل داشتم.
جدای از دوست فلسطینی که کنارم بود، من تنها بزرگسال در اتوبوسی بودم که پر از بچههای مدرسه در مسیر برگشت به خانهشان بودند، با گوشیهایشان بازی میکردند و خوراکیهایی را که در کیفهایشان بود میخوردند.
دخترکی روبهروی من نشست، با چشمهایی درشت و لبخندی خجالتی روی صورتش و در حالی که داشت حرفزدن ما به انگلیسی را میشنید، بدون هیچ کلمهای جلو آمد و کمی از خوراکی بعد از مدرسهاش را که حتماً مادرش برایش آماده کرده بود، به من تعارف کرد. مشخص بود که سرووضع آمریکایی من مسحورش کرده است. کاش کشور من هم چیزی مثل امید داشت که در مقابل به او تعارف کند.