محسن جلیلوند: وارد بینظمی نوین جهانی شدهایم
یک استاد روابط بینالملل گفت: بعد از دهه ۹۰ که سازمان ملل کارکردی داشت، عملا میبینیم که وارد بینظمی نوین جهانی شدهایم نه نظم نوین جهانی. این بینظمی با به هم ریختگی تفاوت دارد و این بینظمی عملا خود را در زمینههای مختلف نشان میدهد.
به گزارش هممیهن آنلاین، محسن جلیلوند به فرارو گفت: «هیچ خبری از نظم نوین جهانی نیست و اکنون وارد بینظمی جهانی شده ایم. کافیست نگاهی داشته باشیم به اقدامات روسیه در اوکراین یا اقدامات چین در قبال تایوان و در نهایت نیز نوع برخوردی که ایالات متحده با ونزوئلا انجام داد. همه اینها نشان دهنده اوج بینظمی در جهان است. توجه داشته باشید که چین، روسیه و ایالات متحده، سه عضو اصلی سازمان ملل متحد و شورای امنیت سازمان ملل متحد محسوب میشوند و قرار است امنیت بین الملل را حفظ کنند. اما حالا خود در حال به هم زدن امنیت جهان هستند.»
وی افزود: «بعد از دهه ۹۰ که سازمان ملل کارکردی داشت، عملا میبینیم که وارد بینظمی نوین جهانی شدهایم نه نظم نوین جهانی. این بینظمی با به هم ریختگی تفاوت دارد و این بینظمی عملا خود را در زمینههای مختلف نشان میدهد. از مثالهایی که زدم، روسیه تا حدودی رادیکالتر است و خاک یک کشور را اشغال کرده است. نکته جالب این است که روسیه در صدها پیمان بین المللی عضو است که عملا این کشور را از چنین اقدامی منع میکند. اما در نهایت این حمله را انجام داده است. این موضوع درباره ایالات متحده نیز صدق میکند. ترامپ نیز بارها پیمانهای مختلفی را امضا کرده است اما به خود اجازه حملات مختلف را میدهد. چین هم عضو شورای امنیت است و منشور ملل متحد را امضا کرده است اما همین اقدامات را در مواقع لزوم انجام میدهد.»
این استاد روابط بین الملل در ادامه گفت: «کشورهایی که در جریان بینظمیها نتوانند موقعیت خود را حفظ کنند، محکوم به تحمل برخی ضررها هستند. حفظ کشور در حالت امن و بدون مشکل نیز، برخی پارامترها را شامل میشود. از دید من، اشتباه استراتژیک مادورو این بود که بعد از ۲۰۱۹ و دستگیریها و اعتراضاتی که در کشورش رخ داد، بخشی از ملت را جدا کرد و به آنها رانت ویژه اعطا کرد. در بخش ارتش نیز یک بخش ۱۰ الی ۱۵ درصدی را متفاوت در نظر گرفت و به قدرتهای خارجی نیز دل بست. این روش هم جواب نداد. بنابراین، شرایط مذکور نشان میدهد که این نوع حکمرانی دیگر جواب نمیدهد. اگر مادورو کمی در ارکان قدرت بازنگی میکرد یا سهم طبقات مختلف را در نظر میگرفت، چه بسا سرنوشتی بهتر از بسیاری از همتایان خود پیدا میکرد.»
وی افزود: «حتی در بخش انتخابات هم مادورو اشتباهات زیادی داشت. وقتی یک نفر در انتخابات پیروز میشد، مادورو با تغییر در انتخابات، آن را به نفع خود تغییر میداد. با این نوع کارها نه تنها آسیبپذیری مادورو کم نشد، بلکه آسیب پذیرتر شد. من فکر میکنم، اشتباه استراتژیک مادورو همین بود. ونزوئلا بیشترین منابع نفت جهان را دارد اما جمعیت زیادی هم ندارد، یعنی چیزی حدود ۳.۳ میلیارد بشکه نفت در برابر جمعیت زیر ۳۰ میلیون نفر. اما بازدهی این نفت برای جمعیت کشور بسیار اندک بود. شاید به همین دلیل هم بخش زیادی از جامعه ساکن ونزوئلا، واکنش ویژهای در قبال دستگیری مادورو نشان نداند.»
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: «اگر هر کشوری میخواهد سرنوشت مشابه ونزوئلا پیدا نکند و در بینظمی نوین جهانی آسیب نبیند، باید روندهای دموکراتیک را طی کند و در شرایطی قرار بگیرد که قدرتهای خارجی توان ضربه زدن نداشته باشد. هرچند چنین تغییری بسیار سخت است و هر کشوری به این نوع حکمرانی عادت کرده باشد، آسیبپذیر میشود. قطعا هر کشوری که قدرت سیاست خارجی بالاتری داشته باشد، سود بیشتری از ایجاد بینظمیها میبرد. هر کشوری باید یاد بگیرد که در عرصه جهانی بازیگر خوبی باشد. بسیاری از کشورهای جهان در طول سالهای اخیر، سعی کردهاند یاد بگیرند چگونه در عرصه بینالملل بازی کنند. عربستان، ژاپن، کره، آرژانتین و بسیاری دیگر از کشورها از همین روش برای دوام آوردن در نظام بین الملل استفاده میکنند.»