| کد مطلب: ۶۷۶۳۲

شمارش معکوس برای «بحران بزرگ» انرژی در پی جنگ ایران

شبکه سی‌ان‌ان در تحلیلی به قلم زکری ب. ولف و در گفت‌و‌گو با دیوید گلدمن، به بررسی وضعیت ذخایر استراتژیک و تجاری نفت آمریکا، پیامد‌های بسته‌شدن مجدد تنگه هرمز و واکنش بازار‌ها به تداوم جنگ با ایران پرداخته است.

شمارش معکوس برای «بحران بزرگ» انرژی در پی جنگ ایران

به گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از فراز، در ماه ژوئن، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با مطرح کردن برخی پیش‌بینی‌های نگران‌کننده، امضای یادداشت تفاهم با ایران را توجیه کرد.

ترامپ در جریان یک کنفرانس مطبوعاتی در نشست گروه هفت در فرانسه گفت: «ذخایر ما در حدود چهار هفته دیگر تمام می‌شود.»

او پیش‌بینی کرد که اتمام ذخایر نفتی موجب «هرج‌ومرج» خواهد شد و گفت می‌ترسد با هربرت هوور—رئیس‌جمهور جمهوری‌خواهی که بر سر بحران بازار منجر به رکود بزرگ نظارت داشت—مقایسه شود.

ترامپ نمی‌خواهد با هربرت هوور مقایسه شود.

اما او یادداشت تفاهم را نیز کنار گذاشت و دوباره در حال حمله به ایران است. تنگه هرمز بار دیگر بسته شده است؛ بنابراین هرج‌ومرجی که ترامپ در ژوئن پیش‌بینی کرده بود چقدر فاصله دارد؟

من با دیوید گلدمن، خبرنگار ارشد سی‌ان‌ان بزینس که در طول جنگ با ایران بر نفت و بازار‌های نفتی تمرکز داشته است، گفت‌و‌گو کردم.

او به من گفت ذخایر استراتژیک نفت که ایالات متحده برای شرایط اضطراری نگهداری می‌کند در حال کاهش است. ذخایر تجاری نگهداری‌شده در شهری کوچک در اوکلاهما نیز رو به اتمام است. اما بازار‌ها دچار وحشت نشده‌اند، زیرا پاسخی که ممکن است ترامپ دوست نداشته باشد، شاید درست در مقابل چشمان او باشد.

گفتگوی ما که برای خلاصه‌سازی ویرایش شده، در ادامه آمده است.

**آیا پیش‌بینی ترامپ همچنان معتبر است؟ **

**ولف:** یادداشت تفاهم ملغی شده است. آتش‌بس تمام شده است. آیا هرج‌ومرج در راه است؟

**گلدمن:** مسئله زمان است. دو اتفاق در حال رخ دادن است که از وقوع هرج‌ومرج جلوگیری کرده است.

نخست اینکه ما یک بازگشایی سه‌هفته‌ای در تنگه هرمز داشتیم و تقریباً تمام نفتی که در تنگه هرمز محبوس شده بود—به میزان بیش از ۲۰۰ میلیون بشکه—خارج شد. اگر محاسبات را انجام دهید، به حدود ۱۷ هفته عرضه می‌رسید. این موضوع زمانی را برای ترامپ خریداری کرد.

عامل دیگری که فکر می‌کنم از فاجعه اقتصادی جلوگیری کرده و ترامپ نیز به آن اشاره کرد، چین بود.

چین با میزان نفتی که پیش از جنگ در ذخایر خود داشت، همه را شگفت‌زده کرد. چه از روی آینده‌نگری بوده باشد چه از روی خوش‌شانسی، چین بیش از یک میلیارد بشکه نفت در ذخایر خود داشت و برای تأمین نیاز‌های نفتی خود بیش از آنچه تصور می‌شد از این ذخایر برداشت کرده است.

چین تا چه مدت دیگر می‌تواند مقاومت کند؟ بهترین برآورد‌ها حدود سه تا چهار ماه است، اما ما دیدگاه کاملاً شفافی در این باره نداریم.

**ولف:** ایالات متحده تا چه مدت دیگر می‌تواند مقاومت کند؟

**گلدمن:** ایالات متحده با فاصله زیاد بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت در جهان است.

در شرایط خلاء، ایالات متحده می‌تواند نیاز‌های نفتی خود را تأمین کند. این کشور روزانه حدود ۲۱ یا ۲۲ میلیون بشکه نفت تولید می‌کند و ما در این کشور روزانه حدود ۱۳ یا ۱۴ میلیون بشکه مصرف می‌کنیم. ما روزانه میلیون‌ها بشکه بیشتر از مصرف خود تولید می‌کنیم و بنابراین ایالات متحده به یک صادرکننده نفت تبدیل شده است. مشکل این است که به طور کلی دو نوع نفت وجود دارد.

ما آنچه را که نفت خام سبک و شیرین نامیده می‌شود تولید می‌کنیم که برای تولید بنزین بسیار خوب است و کاربرد دیگری ندارد؛ بنابراین اگر بخواهید چیز‌های دیگری بسازید—آسفالت، یا حتی تا حدی دیزل و سوخت جت—باید از خاورمیانه نفت وارد کنیم.

جای دیگری که می‌توان نفت خام سنگین و ترش (نوع دوم نفت) را از آن تهیه کرد، ونزوئلا است. شما می‌دانید آنجا چه خبر است؛ و سومی روسیه است. شما می‌دانید آنجا چه خبر است.

نکته دیگری که باید درک کنیم این است که، چون خاورمیانه تمام این نفت را تولید نمی‌کند، بزرگ‌ترین مشتریان خاورمیانه—یعنی آسیا، اروپا و استرالیا—تقاضای نفت از ایالات متحده دارند. بخش زیادی از دیزل ما به آسیا می‌رود. بخش زیادی از سوخت جت ما به اروپا می‌رود و این امر میزان سوخت و نفتی را که ما قادر به تأمین آن برای کشور خودمان هستیم کاهش داده است.

**اوضاع از زمان آتش‌بس تغییر کرده است**

**ولف:** تنگه هرمز دوباره بسته شده است. آیا نفت به گونه‌ای انباشته می‌شود که آتش‌بس دیگری بتواند زمان بیشتری بخرد؟

**گلدمن:** یک نکته این است که در حال حاضر نفت کمتری در داخل تنگه هرمز نسبت به قبل وجود دارد. ما در حال حاضر صد‌ها میلیون بشکه نفت نداریم؛ بلکه ده‌ها میلیون بشکه نفت داریم که در داخل گیر کرده است؛ بنابراین این بار حجم عظیمی از نفت آماده خروج از خلیج فارس نیست.

نکته دوم این است که اکنون محاصره‌ای نیز در البحر الاحمر در حال رخ دادن است. عربستان سعودی در لوله‌کشی نفتی که معمولاً از طریق خلیج فارس به سمت غرب می‌رفت، از طریق خطوط لوله خود به البحر الاحمر و سپس خروج از البحر الاحمر برای مشتریان خود در هند و آسیا از طریق تنگه باب‌المندب بسیار موفق عمل کرد. حوثی‌ها (شورشیان مورد حمایت ایران در یمن) اکنون آن تنگه را نیز محاصره کرده‌اند.

**این بیشتر یک مشکل سوخت است تا یک مشکل نفت**

**گلدمن:** نکته دیگر این است که ما اکنون در یک بحران پالایشی قرار داریم که قبلاً واقعاً وجود نداشت. بخشی از دلیل این است که ایران در طول جنگ ۳۰ پالایشگاه را در سراسر خاورمیانه نابود کرده یا به شدت آسیب زده است. بسته به میزان تخریب، هفته‌ها، ماه‌ها یا سال‌ها طول می‌کشد تا آنها دوباره فعال شوند.

روسیه نیز با حملات پهپادی اوکراین بمباران شده است و بنابراین روسیه که ۱۲ درصد از دیزل جهان را صادر می‌کرد، اکنون هیچ دیزلی صادر نمی‌کند، زیرا ظرفیت پالایشی برای انجام آن را ندارد.

چین محدودیت‌هایی را بر پالایشگاه‌های خود اعمال کرده است؛ بخشی به دلیل تقاضا و بخشی به این دلیل که تلاش می‌کند اقدامات برقی‌سازی خودرو‌های خود را افزایش دهد.

ایالات متحده با تمام توان در حال تلاش برای پالایش تا حد ممکن است، زیرا تقاضای زیادی برای سوخت آمریکا وجود دارد. خب، ما در ایالات متحده به طور متناوب در موج گرما بوده‌ایم و این برای پالایش بسیار بد است، زیرا باید سوخت را در طول فرآیند تقطیر خنک کنید.

**ذخایر استراتژیک نفت قدیمی، فرسوده و بسیار بسیار کم است**

**ولف:** قرار است ما از طریق ذخایر استراتژیک نفت برای چنین شوک‌هایی آماده باشیم. مردم چه چیزی باید در این باره بدانند؟

**گلدمن:** در دهه ۱۹۷۰ یک بحران نفتی در این کشور رخ داد—یک بحران واقعی نفت، که در آن مردم ساعت‌ها در پمپ بنزین‌ها صف می‌کشیدند. کشور مجبور شد محدودیت سرعت را به ۵۵ کاهش دهد تا میزان مصرف نفت را کاهش دهد. اگر پلاک خودروی شما بر اساس روز هفته به عدد زوج یا فرد ختم می‌شد، نمی‌توانستید بنزین بزنید. این موضوع بسیار جدی بود.

یکی از راهکار‌ها ساخت ذخایر استراتژیک نفت در امتداد سواحل خلیج فارس بود تا اگر زمانی با شرایط مشابهی مواجه شدیم، بتوانیم از آن برداشت کنیم و تا این حد به ایران یا خاورمیانه متکی نباشیم.

این ذخایر در غار‌ها وجود دارند. مخازن یا ذخایر زیرزمینی وجود دارد. برخی از آنها در لوئیزیانا و برخی در تگزاس هستند. آنها عظیم هستند و ارتفاع آنها (در زیر زمین) دو برابر برج امپایر استیت است. اما مشکل این است که آنها در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ ساخته شده‌اند و اگرچه کنگره در طول زمان دستور بازسازی تأسیسات را داده است، اما بسیار قدیمی است. کاملاً مشخص نیست که آیا تمام نفتی که در آن ریخته‌ایم در آن باقی می‌ماند یا خیر. ممکن است نشتی‌هایی وجود داشته باشد. یکی از نگرانی‌ها این است که همان‌طور که آن را تخلیه می‌کنید، قوانین فیزیک ممکن است اجازه ندهد تمام نفت موجود در آن را پمپ کنید، زیرا رسوبات در ته آن مانند لجن در ته مخزن است؛ بنابراین وقتی می‌گویید ۳۰۰ میلیون بشکه دارید، ممکن است تنها ۱۰۰ میلیون بشکه قابل استفاده داشته باشید.

**ولف:** دیدگاه عمومی درباره زمان شکست واقعی ذخایر جهانی چیست؟

**گلدمن:** نحوه کارکرد ذخایر استراتژیک نفت به این صورت است که دولت ترامپ اساساً قراردادی دارد که می‌گوید ما این نفت را می‌فروشیم و این مقدار نفت را در تاریخ دیگری بازخرید می‌کنیم؛ بنابراین ما به سطحی خواهیم رسید که حدود ۲۷۵ میلیون بشکه خواهد بود و سپس تخلیه متوقف خواهد شد و سپس دوباره آن را پر خواهیم کرد؛ بنابراین ما واقعاً به ۱۷۵ نزدیک نخواهیم شد مگر اینکه اقدام دیگری انجام دهیم.

چند مشکل در این باره وجود دارد.

اول اینکه ما در حال بازخرید با قیمت‌های بسیار بالا هستیم.

نکته دیگر این است که اگر طوفان یا شرایط اضطراری پیش بیاید که نیاز به استفاده از آن داشته باشیم، حتی پر کردن مجدد جزئی نیز ما را به جایی که باید باشیم نمی‌رساند.

مشکل سوم این است که پتانسیل ادامه این جنگ به صورت نامحدود وجود دارد و تنگه هرمز به طور نامحدود بسته است و برداشت از ذخایر استراتژیک نفت با ادامه تزریق نفت به بازار، شدت جنگ و تأثیر آن بر قیمت سوخت را پنهان کرده است.

**ولف:** چرا ذخایر تجاری مسئله بزرگ‌تری هستند؟

**گلدمن:** شبکه خطوط لوله آمریکا به مرکزی در کوشینگ، اوکلاهما می‌رسد. اینجاست که تمام نفت تگزاس و نفت سواحل خلیج فارس با لوله به آن منتقل می‌شود. قیمت در آنجا تعیین می‌شود و سپس با لوله به پالایشگاه‌های کشور فرستاده می‌شود. ذخایر موجود در کوشینگ معیاری است که صنعت نفت برای درک سلامت عرضه نفت آمریکا به آن نگاه می‌کند. سطح فشار عملیاتی که در آن فیزیک شروع به غلبه می‌کند و شما باید برای بیرون کشیدن نفت از لوله‌ها کار اضافی انجام دهید، ۲۰ میلیون بشکه است. کوشینگ در حال حاضر در سطح ۱۸.۶ میلیون بشکه قرار دارد. کارشناسانی که این مسائل را بسیار بهتر از من درک می‌کنند بر این باورند که جایی بین ۱۴ تا ۱۵ میلیون بشکه نقطه‌ای است که شما لفظاً نمی‌توانید هیچ نفتی از ذخایر کوشینگ بیرون بکشید.

آن را مانند یک کتری قهوه در هتل یا رستوران تصور کنید. شما شیر را فشار می‌دهید که نزدیک به ته است و چکیدن قهوه متوقف می‌شود. چه کار می‌کنید؟ آن را به سمت خود کج می‌کنید و کمی شروع به بیرون آمدن می‌کند. در یک نقطه، درست مانند آن کتری قهوه، جاذبه دیگر قادر به بیرون راندن نفت نیست و لجنی در ته مخزن قرار دارد. نمی‌توان از آن استفاده کرد. سطح شیر در ته مخزن نیست. می‌توانید از پمپ‌ها برای وارد کردن فشار به برخی از آنها استفاده کنید، اما بخش زیادی از آن غیرقابل استفاده است. ما به بخش غیرقابل استفاده بسیار نزدیک هستیم.

**تقاضا برای نفت در طول جنگ به شدت کاهش یافته است**

**ولف:** قیمت نفت قبل از جنگ در ۲۷ فوریه کمتر از ۷۰ دلار در هر بشکه بود. امروز حدود ۸۴ دلار است. چه انتظاری از بازار داریم؟

**گلدمن:** اگر طرفدار ترن هوایی هستید، این وحشیانه‌ترین سواری بوده که می‌توانید داشته باشید. نفت از ۷۰ دلار قبل از جنگ—و من در اینجا درباره آمار نفت خام برنت صحبت می‌کنم—به بالای ۱۱۳ دلار رسید. ما در ماه ژوئن، زمانی که تنگه هرمز باز شد، تمام مسیر را به زیر سطحی که شروع کرده بودیم بازگشتیم و سپس دوباره تا ۱۰۰ دلار بالا رفتیم و اکنون دوباره در محدوده ۸۰ دلار هستیم.

چرا بازار نمی‌تواند این موضوع را درک کند؟ اول از همه، تقاضا برای نفت در طول این جنگ کاهش یافته است. ما اساساً راهی برای زندگی بدون ۱۳ میلیون بشکه نفت در روز پیدا کرده‌ایم؛ و زمانی که آن نفت در ماه ژوئن و در طول یادداشت تفاهم شروع به بازگشت به بازار کرد، بازار واقعاً نمی‌دانست با آن چه کند. حتی لزوماً آن نفت را نمی‌خواست. چین خرید نمی‌کند. بسیاری از کشور‌های آسیایی راه‌های دیگری برای تهیه نفت یا دور زدن آن پیدا کرده‌اند. آنچه شگفت‌انگیز بود این است که ما خیلی سریع از بزرگ‌ترین بحران عرضه نفت جهان به مازاد نفت رسیدیم.

بازار این موضوع را درک می‌کند و دارای چیزی است که من آن را «تمایل به صلح» می‌نامم؛ جایی که باور دارد، چون ترامپ گفته تنگه هرمز باید باز شود، گفته تحت هر شرایطی آن را باز خواهیم کرد و گفته به زودی می‌توانیم توافق دیگری داشته باشیم، نمی‌خواهد متضرر شود. به طرز شگفت‌انگیزی، نفت هرگز به اوجی که در سال ۲۰۲۲ به آن رسیده بود نزدیک نشد، و این شگفت‌انگیز است، زیرا نفت برنت (در سال ۲۰۲۲) به بالای ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسید، زیرا روسیه هنگام حمله به اوکراین ۳ میلیون بشکه را از بازار خارج کرده بود.

ما در این بحران چند برابر آن مقدار را داشتیم و هرگز حتی به آن قیمت نزدیک نشدیم. همچنین هرگز به اوجی که در سال ۲۰۰۸ به نزدیک ۱۵۰ دلار در هر بشکه رسیدیم—زمانی که حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت از دست داده بودیم—نزدیک نشد؛ بنابراین این یک اظهارنظر بزرگ از سوی بازار نفت است که آنها ترامپ را باور دارند و فکر می‌کنند با باز شدن تنگه، نفت کافی در بازار برای پاسخگویی به تقاضا وجود دارد.

**به نظر می‌رسد بازار‌ها فکر می‌کنند این مسئله به نوعی حل خواهد شد**

**ولف:** بسیار باورنکردنی است که او چنین اعتمادی را در بازار جلب می‌کند. آیا به این دلیل است که به او اعتماد دارند یا به این دلیل که پشتش به دیوار است؟

**گلدمن:** یک راه برای نگاه کردن به آن این است که هیچ‌کس نباید هیچ حرفی از ترامپ را باور کند، زیرا می‌دانید چند بار می‌گوید ما به توافق نزدیک هستیم و توافقی نداشتیم. اما بعد، آن یک بار وجود داشت که او گفت ما به توافق نزدیک هستیم و ما واقعاً یک توافق یا تفاهم داشتیم که تنگه هرمز را برای چند هفته باز کرد؛ بنابراین تمام آنچه او نیاز داشت این بود که یک بار درست بگوید، و سپس اگر فکر می‌کردید نفت باید ۹۰ دلار باشد و ناگهان نفت ۷۰ دلار معامله می‌شود، در بن‌بست واقعی قرار می‌گرفتید.

این بخشی از دلیلی است که چرا علی‌رغم سابقه بسیار ضعیف او در ارائه اظهارات دقیق درباره جنگ و مذاکرات با ایران، بازار تمایل به باور کردن دارد.

نکته دوم این است که ترامپ تمام انگیزه را برای پایان دادن به این موضوع دارد. او انگیزه سیاسی دارد. انگیزه اقتصادی دارد. انگیزه مالی دارد. بازار‌ها تا زمانی که این جنگ ادامه داشته، باور داشته‌اند که ترامپ بیشتر تمایل دارد از این وضعیت خارج شود تا اینکه در آن بماند.

ایران مطمئناً فاکتور ناشناخته است. ایران ممکن است نخواهد تنگه باز بماند و تمام انگیزه را برای ادامه این وضعیت دارد، و این نکته اصلی در اینجا است. موضوع کمتر این است که آیا بازار ترامپ را باور دارد یا خیر، بلکه این است که آیا بازار ایران را باور دارد یا خیر.

**ممکن است یک فائدۀ بلندمدت در درد و رنج فعلی وجود داشته باشد**

**ولف:** راه‌های خروج چیست؟

**گلدمن:** مسئله این است که راه حل قابل قبول چیست. تمام این موضوع در حال حاضر درباره دریافت عوارض توسط ایران است. این اساساً جنگی بر سر یک باجه عوارضی است، زیرا بند پنجم یادداشت تفاهم می‌گفت ایران به مدت ۶۰ روز اجازه عبور امن کشتی‌ها از تنگه هرمز را بدون دریافت عوارض می‌دهد. ایران آن را این‌گونه تفسیر کرد که «همه کشتی‌ها باید نزد رژیم ثبت‌نام کنند تا در نهایت عوارض پرداخت کنند» و دولت ترامپ گفته است: «این غیرقابل قبول است. این آب بین‌المللی است و شما نمی‌توانید این کار را انجام دهید.» و بنابراین ایران شروع به حمله به کشتی‌هایی کرد که از مسیر دیگر خروج از تنگه، در اطراف سواحل عمان استفاده می‌کردند.

راه‌حلی که افراد کمی درباره آن صحبت می‌کنند این است که خب، چرا فقط اجازه ندهیم ایران عوارض دریافت کند؟ من پیشنهاد نمی‌کنم که این فکری عالی است، اما یک مسیر است. این کار به هر دو طرف آنچه می‌خواهند می‌دهد؛ جایی که ایران عوارض دریافت می‌کند و کنترل تنگه هرمز را به دست می‌آورد، و دولت ترامپ نفت را برای ورود و خروج از تنگه به دست می‌آورد. بله، ممکن است یک یا دو دلار به قیمت نفت اضافه کند، اما در کل، اگر جهان باور داشته باشد که ما در مازاد نفت هستیم، ممکن است حتی متوجه آن نشود. در حال حاضر عربستان سعودی راهی برای دور زدن این وضعیت پیدا کرده است و دیگران نیز ممکن است خطوط لوله بسازند. ما درباره ساخت یک خط لوله توسط شرکت شرون مستقیماً از عراق به البحر الابیض المتوسط صحبت می‌کنیم. در آینده ممکن است از این جنگ سود ببریم، زیرا اهمیت تنگه هرمز را برای بازار جهانی نفت کاهش می‌دهد.

**راه‌حل ممکن است درست در مقابل چشمان ترامپ باشد**

**ولف:** این ایده فائده بلندمدت بسیار خوش‌بینانه به نظر می‌رسد، زیرا در کوتاه‌مدت یک گل به خودی بزرگ برای ایالات متحده خواهد بود که ایران را در زمانی که قرار بود ایالات متحده آن را کم‌قدرت‌تر کند، ثروتمند می‌کند.

**گلدمن:** این قطعاً یک دیدگاه است. راه دیگر برای نگاه کردن به آن این است که ما اکنون در این شرایط هستیم، صرف نظر از اینکه آیا ترامپ باور دارد که می‌تواند توافقی بهتر از توافق اوباما به دست آورد یا خیر، او در اشتباه است.

راه خروج از این وضعیت ممکن است درست در مقابل چشمان او باشد و مقاومت او ممکن است بیش از حد سرسختانه باشد. تحلیل او از وضعیت اقتصادی در ماه ژوئن که او را به این باور رساند که باید آن یادداشت تفاهم را برای جلوگیری از یک فاجعه اقتصادی در حد رکود بزرگ امضا کند، ممکن است افراطی باشد، اما آن‌قدر‌ها هم دور از ذهن نیست که نقطه نقطه عطف دوباره رخ ندهد. برای جلوگیری از آن، تسلیم شدن اندک در برابر ایران برای بازگشایی مجدد تنگه هرمز جهت داشتن یک فائدۀ بلندمدت در کاهش اهمیت تنگه هرمز ممکن است همان پیروزی باشد که او به دنبال آن است. این موضوع فقط مدتی زمان خواهد برد.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

دیدگاه

ویژه اقتصاد
پربازدیدترین
آخرین اخبار
وب گردی