| کد مطلب: ۷۴۲۴۱

سنگینیِ سبُک‌کنندۀ یک بار!

در بحث نفت بیش از نقش وزیر از تراستی‌ها یا امنایی گفته می‌شود که در وضعیت تحریمی نفت را با ضوابطی دیگر می‌فروشند

سنگینیِ سبُک‌کنندۀ یک بار!

استعفای وزیر نفت به قاعده باید مهم‌ترین خبر روز باشد اما چندان که شایستۀ این جایگاه است، نیست.

چرا که در بحث نفت بیش از نقش وزیر از تراستی‌ها یا امنایی گفته می‌شود که در وضعیت تحریمی نفت را با ضوابطی دیگر می‌فروشند و وجه آن به امانت، نزد آنان است و باید به خزانه بازگردانند و وزیر نفت یا باید آنها را درکنترل درآورد یا خود یکی از آنها باشد یا آنها کار خودشان را بکنند و وزیر هم کار خود را و در هر یک از این سه حالت وزیر نفت از شأن و جایگاه گذشته فاصله می‌گیرد و به این اعتبار وزیر نفت هر دو معنی متضاد مترتب بر واژۀ "وزیر" را تجربه کرده است!

در معنی اول تصور این است که وزیر از "وزر" می‌آید به معنی سنگینی. حال آن که وزیر، واژۀ پارسی است و به باور برخی ربطی به "وزر" ندارد.

در قرآن کریم البته "وزر" به معنی گرانی و سنگینی آمده و اگر وزیر را عربی و برگرفته از مفهوم قرآنی "وزر" بدانیم وزیر کسی است که باری گران را حمل می‌کند.( و وضعنا عنک وِزرَک/ و بار گران تو را فرونهادیم).

عطاء‌الله مهاجرانی هم در تابستان 76 و بهار 79 در جلسات رأی اعتماد و استیضاح به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مجلس پنجم به همین معنی اشاره کرد و آن را باری سنگین توصیف کرد که طبعا اگر برداشته شود به زیان حمل کننده نیست.

دکتر سید حسین نصر اما در کتاب " در جست‌و‌جوی امر قدسی" نقل کرده که پدرش پیشنهاد وزارت در دولت رضاخان را نپذیرفت و در بیان دلیل آن گفت هر چند وزیران با عزت و احترام انتخاب و منصوب می‌شوند و به کرسی می‌نشینند ولی این امر بادوام نیست و " وزر" را به معنی خواری گرفته بود و این که از این رو وزیر گفته می‌شود که بی‌احترام کنار گذاشته می‌شوند!

( شاید رسم انتصاب به عنوان مشاور بعد از استعفا یا برکناری، د‌ل‌جویی به همین سبب باشد.)

بدین ترتیب وزیر دو معنی کاملا متضاد دارد: هم سنگینی و هم سبُکی و راز این تضاد شاید در سنگینی بار باشد و سبُکی در نوع ترک وزارت که گاه مجازات‌های سنگین هم در پی دارد چندان که در جمهوری اسلامی سر یک وزیر بالای دار رفته (قطب زاده) - دار به معنی تمثیلی آن- و دو وزیر دولت مرحوم ابراهیم رییسی هم به خاطر پرونده چای دبش حکم زندان دارند.

با این نگاه اگر کنار رفتن آقای پاک‌نژاد را نه برکناری که واقعا استعفا بدانیم دلیلی جز این ندارد که از یک سو سنگینی بار را باید حمل می‌کرده ( تولید و فروش نفت در وضعیت تحریم و در ماه‌های اخیر در محاصرۀ دریایی) و از جانب دیگر با "امنا"یی روبه رو بوده که خارج از اختیار او نفت می‌فروشند و پول آن را برمی‌گردانند یا نه.

در این وضعیت هم آنچه آقای مهاجرانی در توصیف کلمۀ "وزیر" گفته مصداق داشته هم آنچه دکتر نصر از پدر خود نقل کرده که نمی‌خواسته سبُک شود.

با این نگاه و فارغ از سنگینی و سبُکی شاید واقع بینانه‌ترین توصیف برای وزیر کنار رفته یا کنار گذاشته شده این باشد که نمی‌توانست وزارت کند و این گزاره نه به قصد تخفیف و کوچک شماری که بیان واقعیتی است در کنار واقعیت‌های دیگر و وزیر بعدی هم ناگزیر است نخست نسبت خود را با تراستی‌ها یا امنا روشن کند.

چون اگر در حیطۀ مسؤولیت او باشند به ساز و کاری دیگر نیاز است و اگر نباشند چگونه وزارت کند و پاسخ‌گو باشد؟

دقیقا 20 سال قبل و در چنین روزهایی در مهر 1385 محمود احمدی نژاد که بر طبل افشای مافیای نفت می کوفت در توجیه تأخیر مکرر در معرفی مافیای ادعایی گفته بود:

«در برخورد با تخلفات باید دقت کرد زیرا گاهی متوجه نیستیم و شن‌زاری در وسط آب ایجاد می‌شود ولی موقعی علف هرزی رشد می‌کند و تمام توجه ما و صدا و سیما و سازمان بازرسی متوجه این علف هرز است».

بعد از 20 سال ابهام اصلی این است که تراستی‌ها به خاطر تحریم‌ها شن‌زاری ایجاد کرده‌اند که تمام آب (نفت) را فراگرفته یا تنها همان‌ها که امانت‌داری نکرده اند به مثابۀ علف هرز تخلف یا خیانت کرده‌اند؟

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه اقتصاد
آخرین اخبار