معلم؛ حرفهای برای ساختن آینده
مسئله ی آموزش و پرورش ایران نیز تنها معیشت معلم نیست، هرچند معیشت مسئلهای جدی است. مسئله، جایگاه معلم در ساختار آموزش و پرورش است.
پنجم اکتبر( ۱۳ مهر )، روز جهانی معلم، در تقویم رسمی آموزش و پرورش ایران چندان دیده نمیشود؛ اما شاید همین نادیدهماندن، فرصتی باشد برای آنکه فارغ از آیینهای رسمی، درباره ی خودِ «معلمی» بیندیشیم. شعار امسال نیز بیش از آنکه دعوت به تجلیل از معلم باشد، دعوت به ایستادن در کنار معلمان، پاسداری از حرفه ی آنان، ارتقای منزلتشان و بهرسمیتشناختن سهم شان در ساختن آینده است.

تأکید بر «حرفه» در این شعار مهم است. معلمی فقط داشتن شغل در یک سازمان بزرگ دولتی نیست. حرفه، دانش میخواهد، اخلاق میخواهد، تجربه میخواهد و مهمتر از همه، اختیار و استقلال در داوری حرفهای میخواهد. نمیتوان معلم را مسئول کیفیت یادگیری دانست، اما او را در تصمیمهایی که مستقیماً با کلاس و مدرسه پیوند دارند، به مجری دستورالعملهایی فروکاست که در جایی دور از مدرسه نوشته شدهاند.
مسئله ی آموزش و پرورش ایران نیز تنها معیشت معلم نیست، هرچند معیشت مسئلهای جدی است. مسئله، جایگاه معلم در ساختار آموزش و پرورش است. نظامی بهشدت متمرکز، انبوه بخشنامهها، تغییرات پیدرپی مدیریتی، غلبه ی نگاه اداری بر امر تربیتی و کمرنگبودن صدای مدرسه، بهتدریج چیزی را فرسوده میکند که با هیچ بودجهای بهآسانی بازسازی نمیشود: اعتماد حرفهای.
این فرسایش در روزگاری رخ میدهد که کار معلم دشوارتر شده است. مدرسه دیگر با دانشآموزی مواجه نیست که مسئلهاش فقط درس و امتحان باشد. فقر و نابرابری تا درون کلاس آمدهاند؛ اضطرابهای اجتماعی و تجربه ی جنگ بر ذهن کودکان سایه انداختهاند؛ جهان مجازی و هوش مصنوعی مرز میان دانستن و ندانستن را جابهجا کردهاند؛ و فاصله ی میان کودکی که میتواند بهترین فرصتهای آموزشی را بخرد و کودکی که از ابتداییترین امکانات محروم است، معنای عدالت آموزشی را بیش از گذشته به پرسش کشیده است.
در چنین جهانی، معلم بیش از آنکه انبار پاسخها باشد، باید اهل تشخیص و داوری باشد؛ بداند کجا سخن بگوید و کجا بشنود، کجا آموزش دهد و کجا مجال پرسیدن فراهم کند. دانشآموز فردا بیش از محفوظات، به قدرت فهمیدن، سنجیدن، گفتوگوکردن، تشخیص حقیقت از دروغ و زیستن با انسانهای متفاوت نیاز خواهد داشت. چنین انسانی را نمیتوان در مدرسهای ساخت که خودِ معلم در آن مجال اندیشیدن و انتخابکردن نداشته باشد.
شاید معنای عمیقتر بخش پایانی شعار امسال ــ «ساختن آیندههای ما» ــ نیز همین باشد. آینده فقط در کتابهای درسی و اسناد تحول نوشته نمیشود؛ در کیفیت رابطهای ساخته میشود که هر روز میان معلم و دانشآموز شکل میگیرد. گاهی یک پرسش که مجال طرحشدن پیدا میکند، یک تحقیر که اتفاق نمیافتد، یک تفاوت که به رسمیت شناخته میشود و یک دانشآموز که احساس میکند دیده و شنیده شده است، بیش از دهها صفحه برنامه ی درسی در ساختن آینده سهم دارد.
از همین رو، در کنار معلم ایستادن، بیش از آنکه بزرگداشت معلم باشد، بهرسمیتشناختن معلمی است؛ یعنی پذیرفتن اینکه کیفیت آموزش بدون کیفیت زندگی حرفهای معلم ممکن نیست و آینده ی مدرسه را نمیتوان بدون حضور و صدای کسانی ساخت که هر روز در آن زندگی میکنند.
شاید در روز جهانی معلم، بیش از شادباش گفتن، باید دوباره به یک حقیقت ساده بازگردیم:
آینده را کسانی میسازند که خود، امکان اندیشیدن، انتخابکردن و ساختن داشته باشند.