تحلیل توماس فریدمن از انتخابات آمریکا و اسرائیل
چه میشود اگر ترامپ و نتانیاهو در انتخابات پیروز شوند؟
ستوننویس نیویورکتایمز، در یادداشتی با تمرکز بر انتخابات پیشروی آمریکا و اسرائیل، هشدار داد که آینده ساختارهای دموکراتیک در هر دو سوی این معادله بیش از هر زمان دیگری در معرض تهدیدهای داخلی قرار گرفته است. او با انتقاد شدید از دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، تضعیف نهادهای مستقل، حاکمیت قانون، ساختارهای امنیتی و قضایی و همچنین رشد جریانهای افراطی را خطری جدی دانست و تأکید کرد که هیچ دشمن خارجی، از ایران و روسیه گرفته تا دیگر رقبا، به اندازه «خودویرانگری از درون» توان تضعیف این ساختارها را ندارد.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از جماران، «توماس ال. فریدمن» ستوننویس روزنامه «نیویورکتایمز» در یادداشتی به بررسی اهمیت انتخابات پیشروی آمریکا و اسرائیل، تأثیر سیاستهای دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو بر نهادهای دموکراتیک و حاکمیت قانون، نفوذ جریانهای افراطی در ساختار سیاسی اسرائیل، فرسایش نهادهای دولتی و امنیتی آمریکا، روابط ترامپ با ولادیمیر پوتین و پیامدهای احتمالی پیروزی دوباره جریانهای حامی ترامپ و نتانیاهو پرداخت و نوشت: ۲۷ اکتبر و ۳ نوامبر ۲۰۲۶ در حال تبدیل شدن به دو مورد از مهمترین تاریخها در تاریخ سیاسی اسرائیل و آمریکا هستند. آمریکا و اسرائیل در فاصله تنها یک هفته از یکدیگر، انتخاباتهایی بسیار سرنوشتساز برگزار خواهند کرد. چرا این انتخابات تا این اندازه اهمیت دارند؟ زیرا آنچه در هر دو مورد به رأی گذاشته میشود، صرفاً آینده سیاسی رئیسجمهور ترامپ و نخستوزیر بنیامین نتانیاهو نیست؛ بلکه آینده دموکراسی در آمریکا و اسرائیل است.
اجازه دهید از انتخابات اسرائیل آغاز کنم که زودتر برگزار میشود. نتانیاهو در ائتلافی با یهودیان برتریطلب قرار دارد که یکی از رؤسای پیشین موساد زمانی آنها را بدتر از «کوکلاکس کلان» توصیف کرده بود. اگر آنها دوباره انتخاب شوند، به احتمال زیاد پروژه خود برای تضعیف هم دادستان کل مستقل اسرائیل و هم دیوان عالی آن را تکمیل خواهند کرد. پس از آن، الحاق کرانه باختری و غزه و پاکسازی قومی فلسطینیان از هر دو منطقه در دستور کار قرار خواهد گرفت. و در آن صورت، اسرائیل بهعنوان یک دموکراسی از میان خواهد رفت.
اگر چنین اتفاقی رخ دهد، اسرائیل به موجودیتی مطرود، مشابه آفریقای جنوبی دوران آپارتاید، تبدیل خواهد شد. دولت یهودی همین حالا نیز حمایت بخش بزرگی از حزب دموکرات آمریکا، بسیاری از جمهوریخواهان جوان و تقریباً تمام احزاب لیبرال اروپا را از دست داده است. دانشگاهیان و خوانندگان اسرائیلی بهطور فزایندهای از حضور در برنامهها و رویدادهای مختلف در سراسر جهان منع خواهند شد. هزاران نفر از دانشمندان، ریاضیدانان، طراحان نرمافزار هوش مصنوعی، مهندسان، خلبانان جنگنده و فیزیکدانان هستهای اسرائیل ــ یعنی بهترین و درخشانترین استعدادهای آن ــ بهتدریج مهاجرت خواهند کرد. یک مطالعه اخیر نشان داده است که طی سه سال گذشته، ۱۳۷۰ پزشک دستکم برای ۱۲ ماه اسرائیل را ترک کردهاند؛ رقمی که از تعداد پزشکان بسیاری از بیمارستانهای بزرگ اسرائیل بیشتر است.
چند سالی است که «موشه یعلون»، وزیر دفاع پیشین اسرائیل در دولت نتانیاهو و چهرهای متفکر و متمایل به راست میانه، نسبت به مسیری که دولت اسرائیل در پیش گرفته ابراز نگرانی میکند. همانطور که همکاران من در تایمز در اسرائیل گزارش دادهاند، یعلون هشدارهای خود را به سطحی بیسابقه رسانده و در گزارشهای رسانههای محلی، ایدئولوژی شهرکنشینان افراطی اسرائیلی در کرانه باختری را با ایدئولوژی آلمان نازی مقایسه کرده است.
یعلون اخیراً در وبسایت خبری اسرائیلی «واینت» پرسید: «برتری یهودی چیست؟ هشتاد سال پس از هولوکاست، "نبرد من" بهصورت معکوس. نژاد برتر، ما هستیم.»
این یک زنگ خطر گوشخراش است. جامعه اسرائیل هنوز بیش از آن از جنگ غزه آسیب روحی دیده است که بتواند مستقیماً وارد مذاکرات صلح تازهای با فلسطینیان شود. اما من هیچ تردیدی ندارم که اگر مخالفان نتانیاهو ــ که اکنون برجستهترین چهره آنها «گادی آیزنکوت»، رئیس پیشین ستاد ارتش اسرائیل، مردی بسیار محترم و دارای اشتراکات فراوان با اسحاق رابین است ــ بتوانند در ۲۷ اکتبر پیروز شوند، دستکم پوگروم شرمآوری که نتانیاهو به شهرکنشینان یهودی اجازه داده در کرانه باختری به راه بیندازند، متوقف خواهد شد و ترامپ یک شریک اسرائیلی خواهد داشت که آماده است با حسن نیت برای اجرای طرح صلح او برای غزه تلاش کند. ترامپ اگر از نتانیاهو حمایت کند، حماقت محض خواهد بود؛ کسی که هر کاری از دستش برآمده انجام داده است تا ابتکار ترامپ درباره غزه را ناکام بگذارد.
نتانیاهو برای حفظ شرکای ائتلافی خود، ماندن در قدرت و طولانی کردن روند محاکمهاش در چندین پرونده فساد، آماده بوده است که هر ارزش اساسی اسرائیلی را بفروشد و هر طرح صلح آمریکایی را مختل کند. تازهترین نمونه این است که او بهشدت تلاش کرد هزاران جوان فوقارتدوکس را از خدمت نظامی معاف کند و میلیونها شِکِل به مدارس آنها اختصاص داد؛ مدارسی که هیچ آموزشی برای زندگی مدرن یا مهارتهای کاری ارائه نمیکنند ــ آن هم در زمانی که ارتش اسرائیل با کمبود نیرو روبهرو است.
«دن بندیوید»، اقتصاددان اسرائیلی و رئیس مؤسسه «شورش» برای پژوهشهای اجتماعی ـ اقتصادی، مبنای جمعیتی تهدید علیه دموکراسی اسرائیل را برای من توضیح داد. بندیوید گفت نرخ باروری در میان بیشتر گروههای جمعیتی اسرائیل حدود دو فرزند برای هر زن است، اما در میان متحدان حریدی فوقارتدوکس نتانیاهو، این رقم حدود هفت فرزند برای هر زن است. او گفت این والدین «عمداً فرزندان خود ــ بهویژه پسران ــ را از آموزش پایهای که بتواند استقلال اقتصادی آینده و درک بنیانهای اساسی اصول دموکراتیک مدرن را ممکن سازد، محروم میکنند.»
بندیوید به من گفت یکچهارم دانشآموزان کلاس اول اسرائیل فوقارتدوکس هستند و سهم آنها از جمعیت هر ۲۵ سال دو برابر میشود. او گفت: «چهار سال گذشته، که بدترین سالهای تاریخ اسرائیل بودهاند، پیشنمایشی کابوسوار از فیلم کاملی را به ما نشان دادهاند که اگر تا زمانی که هنوز فرصت داریم مسیرمان را تغییر ندهیم، در انتظار ملت ماست.»
با اینکه انتخابات اسرائیل برایم اهمیت دارد، انتخابات در آمریکا برایم بهمراتب مهمتر است. ترامپ غیراَمریکاییترین رئیسجمهور دوران زندگی من است. هیچ رئیسجمهوری به اندازه او برای از هم گسستن نهادها و ائتلافهایی که پس از جنگ جهانی دوم به دست پیشینیانش ساخته و حفظ شدند، اقدام نکرده و همچنان نیز چنین نمیکند.
صحبت از ناتو، سازمان ملل متحد، سازمان جهانی بهداشت، سازمان تجارت جهانی، صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی، آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده، نفتا، روابط نزدیک ما با کانادا و مکزیک و اتحادهای نظامیمان با کره جنوبی و ژاپن است ــ و اینها تنها چند نمونهاند. این روابط و نهادها در کنار یکدیگر، برای نسلها موجب رونق جهانی و آمریکایی و حفظ صلح میان قدرتهای بزرگ شدند.
با این حال، ترامپ و حامیانش بهطور نظاممند و به نام «اول آمریکا» در حال از هم گشودن این ساختارها هستند؛ اما نتیجه واقعی آن، آمریکای تنها و در نهایت آمریکای در حال افول خواهد بود.
اما آنچه برای من بهویژه نفرتانگیز است، مماشات ترامپ با ولادیمیر پوتین، است؛ کسی که نهتنها در تلاش بوده اوکراین را بهعنوان یک دولت مستقل نابود کند، بلکه هم ناتو و هم اتحادیه اروپا ــ دو ستون حیاتی امنیت و رفاه غرب ــ را نیز تضعیف کرده است. پوتین اخیراً با افتخار از کمک به ایران در جنگ این کشور با ایالات متحده در خلیج فارس سخن گفت و اعلام کرد روسیه فعالانه «تجهیزات ضروری» و کالاهای اساسی در اختیار تهران قرار میدهد. پوتین مدام به آمریکا تف میاندازد و ترامپ مدام به آمریکاییها میگوید: «هی رفقا، فقط باران میبارد.»
ترامپ هرگز جنگ اوکراین را صادقانه صورتبندی نکرده است. آنچه شاهد آن هستیم، تلاش پوتین برای نابود کردن یک دموکراسی حیاتی اروپایی است. چرا؟ ماجرای این رفاقت و شیفتگی تزلزلناپذیر ترامپ نسبت به پوتین چیست؟ حقیقت همیشه جلوی چشم ما پنهان بوده است: ترامپ، برخلاف تمام پیشینیانش، دموکراسی را یک ارزش اساسی نمیداند. او مصاحبت و همراهی افرادی مانند پوتین و کیم جونگاون را ترجیح میدهد.
بهراحتی میتوان فهمید چرا. طبق گزارش اخیر همکارم در تایمز، «اریک لیپتون»، براساس گزارش افشای مالی منتشرشده در ۳۰ ژوئن، «هرگز در تاریخ آمریکا چیزی شبیه دونالد جی. ترامپ وجود نداشته است؛ رئیسجمهوری که در نخستین سال بازگشت خود به قدرت، حدود ۱.۴ میلیارد دلار درآمد جدید از کسبوکارهای مرتبط با رمزارز به دست آورده است؛ کسبوکارهایی که مستقیماً از اقدامات او در مقام رئیسجمهور سود بردهاند.»
اگر حزب ترامپ در ماه نوامبر پیروز شود، تلاش چندجانبه او برای تضعیف نهادهای دموکراتیک آمریکا و حاکمیت قانون، تقریباً بهطور قطع وارد مرحلهای کاملاً جدید خواهد شد.
«یان باسین»، مدیر اجرایی سازمان غیرانتفاعی «Protect Democracy» که برای سلامت و تمامیت انتخابات فعالیت میکند، به من گفت: «در حال حاضر ترامپ محبوب نیست و بنابراین ضعیف است. فرض بر این است که پروژه او از نظر سیاسی شکست خورده است؛ اینکه او دیگر متعلق به دیروز است.»
اما باسین گفت اگر جمهوریخواهان پیروز شوند، «ساختار انگیزهها برای همه تغییر خواهد کرد»؛ از قانونگذاران جمهوریخواه گرفته تا چهرههای سیلیکونولی. همه آنها حتی مطیعتر خواهند شد و همین امر به ترامپ اجازه خواهد داد بیش از پیش بدون مهار و محدودیت عمل کند.
باسین گفت: «از نظر من، این جدیترین خطر است.»
به عبارت دیگر، اگر ترامپ در انتخابات میاندورهای موفق شود، بیش از هر زمان دیگری احساس جسارت و قدرت خواهد کرد؛ آن هم در زمانی که بهوضوح هم از نظر ذهنی و هم جسمی رو به افول است؛ در زمانی که ما احتمالاً در میانه بزرگترین تحول فناورانه تاریخ بشر قرار داریم ــ تولد عاملها و رباتهای هوشمند مصنوعی که توانایی بهبود خود را دارند؛ در زمانی که تغییرات اقلیمی، که ترامپ منکر آن است، آشکارا آبوهوای ما را گرمتر و بیثباتتر میکند؛ در زمانی که او تقریباً تمام دوستان آمریکا در جهان، حتی کانادا، را از خود بیگانه کرده است؛ در زمانی که در جنگی با ایران گرفتار شده که منابع نظامی ما را تحلیل میبرد و هدایت آن نیز بر عهده یک دلقک، «پیت هگست»، است که شاید تعداد ژنرالهای آمریکاییای که اخراج کرده یا مانع ارتقای آنها شده، از شمار ژنرالهای ایرانیای که کشته بیشتر باشد؛ و در زمانی که چین در حال تصاحب بازار جهانی خودروهای برقی است، در حالی که رئیسجمهور آمریکا در تلاش است نفت ونزوئلا را به چنگ آورد.
یک سال پیش، شنیدم که یکی از رؤسایجمهور پیشین ما در گفتوگویی خصوصی اظهار کرد که تا زمانی که نهادهای ما سالم و دستنخورده باقی بمانند، میتوانیم دوره دوم ترامپ را پشت سر بگذاریم. اما متأسفانه چنین نشده است.
چه کسی امروز میتواند استدلال کند که وزارت دادگستری ــ که به سلاح حقوقی شخصی رئیسجمهور تبدیل شده است ــ همچنان نهادی سالم و مستقل باقی مانده؟ یا اینکه وزارت بهداشت و خدمات انسانی سالم است؟ پنتاگون سالم است؟ مراکز کنترل و پیشگیری از بیماریها سالم هستند؟ یا کمیسیون فدرال ارتباطات، که اکنون تحت مدیریت یکی از مهرههای منصوب ترامپ قرار دارد و همزمان نقش سانسورچی دولتی و وزیر تبلیغات را ایفا میکند، همچنان نهادی سالم و دستنخورده باقی مانده است؟
ترمیم این نهادها، بازگرداندن بخشی از استقلال آنها و سپردن دوباره ادارهشان به کارشناسان واقعی، دشوارتر از چیزی خواهد بود که مردم تصور میکنند.
همین مسئله در اسرائیل نیز صدق میکند؛ جایی که نتانیاهو مهرهها و نزدیکان خود را تا اعماق دستگاه بوروکراتیک اسرائیل و حتی نهادهای امنیتی آن منصوب کرده است.
هر آمریکایی و هر اسرائیلی باید هنگام ورود به پای صندوق رأی به این پرسشها فکر کند. هیچ دشمن خارجی آنقدر قدرتمند نیست که بتواند ساختارهای دموکراتیک آمریکا یا اسرائیل را نابود کند؛ نه ایران، نه روسیه و نه هیچکس دیگر.
تنها نیروهای درونی میتوانند چنین کاری انجام دهند. تنها خودویرانگری قادر به انجام آن است. و هیچ تردیدی نداشته باشید: خودویرانگری در آمریکا و اسرائیل روی برگه رأی قرار دارد.