| کد مطلب: ۷۰۹۹۵

قحط‌‌ الرجال یا فقر سیاست؟

این همه فقر و فقد سیاست‌ورزی در کشوری که با صدراعظم های سیّاس شناخته می‌شده و قرن ها سیاست نامۀ خواجه نظام الملک طوسی آن مورد ارجاع و استناد بوده زیبنده نیست.

قحط‌‌ الرجال یا فقر سیاست؟

فارغ از این که با دیدگاه‌های آقای روحانی موافق باشیم یا نه آنچه هر از گاهی بر زبان می‌آورد از این نظر اهمیت دارد که سخنانی است از جنس سیاست به مفهوم فنی و تخصصی کلمه و مجال انعکاس در رسانه‌ها را پیدا می‌کند.

8 سال سابقه ریاست جمهوری و به تبع آن ریاست شورای عالی امنیت ملی، مضاف به 16 سال دبیری همین شورا و خاستگاه محافظه‌کاری اعتدال‌گرایانه و البته تسلط بر فن خطابه و 60 سالی که در لباس روحانیت است سبب شده بداند و بتواند نکات مورد نظر را به گونه‌ای طرح کند که موضع اپوزیسیونی تلقی نشود و واقعا هم چنین تعلق خاطری ندارد.

این نوشته البته دربارۀ رییس جمهوری پیشین نیست که خوش‌بختانه منعی برای اظهار نظر ندارد بلکه در تأسف به سبب اُفت سیاست‌ورزی در کلیت صحنه است که میدان را به دیگران داده و سبب شده بیش از رفتارهای عقلانی شاهد سخنان هیجانی باشیم.

تعبیر "عقلانیت" البته سوء تفاهم خیز است چون ممکن است که به دیگرانی برخورَد که انگار گفتار و رفتار آنها نسبتی با عقلانیت ندارد حال آن که در یکی از ادوار مجلس مجمعی یا فراکسیونی به عنوان "عقلا" تشکیل شده بود و نمایندگان بیرون آن حمل بر اهانت نمی‌کردند.

اگر مجلس به خاطر نظارت استصوابی و کاهش مشارکت و شوراهای عالی موازی تا حد زیادی از حیّز انتفاع ساقط نشده و کیفیت آن تا این حد رو به نزول نرفته بود می‌شد امید داشت مانند مجلس اول نمایندگان برای بحران‌ها چاره‌جویی کنند کما این که قضیه گروگان‌گیری در همان مجلس حل و فصل شد. مجلسی که هم نخست‌وزیر سابق (بازرگان) عضو آن بود و هم دو نخست‌وزیر بعدی (‌رجایی و باهنر) و البته ۵ رییس جمهور بعدی (‌محمد علی رجایی،آیت‌الله خامنه‌ای، هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی و حسن روحانی).

در همان مجلس اول بود که دو نمایندۀ متعلق به دو طیف متضاد مجلس بر سر یک موضوع سخن واحدی را مطرح کردند هر چند که این فقره در هیاهوی آن دوران شنیده نشد.

هم دکتر ابراهیم یزدی و هم شیخ محمد منتظری بعد از مرگ شاه در مرداد 1359 هشدار دادند حال که هدف اشغال سفارت و گروگان‌گیری - استرداد شاه- سالبه به انتفای موضوع شده زودتر گروگان‌ها را آزاد کنیم تا استمرار آن موجب شکست کارتر و دموکرات‌ها در انتخابات ریاست جمهوری نشود و کاخ سفید به دست جمهوری‌خواهان و ریگان نیفتد. این هشدار را نشنیدند چون برای برخی اتفاقا شکست کارتر فارغ از تبعات آن به یک هدف تبدیل شده بود.

هر چند در مجلس ششم هم شاهد نمایندگانی با استانداردهای سیاست ورزی بودیم اما نظارت استصوابی و کاهش نقش آن سبب شده پارلمان از آنچه باید باشد فاصله بگیرد و کار به جایی رسیده که در مجلس فعلی و در حالی که ریاست تیم مذاکره کننده با رییس مجلس است همین مجلس اما چندان با مذاکرات همراه نیست! مجلسی که بیرون از صحن و در لپ‌تاپ تشکیل می‌شود و دو هفتۀ دیگر مدارس هم حضوری خواهد شد و مجلس همچنان مجازی است!

این که حسن روحانی و سید محمد خاتمی به عنوان دو رییس‌جمهوری سابق و با حاشیۀ امنیت نسبی دیدگاه خود را دربارۀ صلح شرافت‌مندانه یا پایان عزت مندانۀ جنگ طرح کنند یا دبیران کل یکی دو حزب نظرات متفاوتی را در میان گذارند کافی نیست و به اهل سیاست در دایره ای فراخ‌تر باید میدان داد چه مردان و زنان سیاسی از منظر قدرت یا مصلحت و چه صاحبان اندیشۀ سیاسی بی‌نگاه معطوف به قدرت.

این همه فقر و فقد سیاست‌ورزی در کشوری که با صدراعظم های سیّاس شناخته می‌شده و قرن ها سیاست نامۀ خواجه نظام الملک طوسی آن مورد ارجاع و استناد بوده زیبنده نیست. شگفتا که به جز مجلس از مجمع تشخیص مصلحت هم تحرکی دیده نمی‌شود و انگار بعد ار درگذشت هاشمی رفسنجانی در سال 95 به محاق رفته اگر اصرار بر تصویب نشدن لوایح اف‌ای‌تی‌اف را لحاظ نکنیم.

در غیاب آنهاست که مجریان و مداحان میدان‌دار شده‌اند و شعار و هیجان جای سیاست‌ورزی و عقلانیت را گرفته است.

در این که لفاظی‌ها و هتاکی‌ها و ژاژخایی‌ها و یاوه‌سرایی‌های ترامپ سطح سیاست را تنزل داده و ادعاها و تهدیدات او را نمی‌توان بی‌پاسخ گذاشت تردیدی نیست اما هیچ یک از این واقعیت ها ما را از سیاست به مفهوم اخص آن بی‌نیاز نمی‌کند و اگر روزی سهراب سپهری می گفت "جای مردان سیاست، بنشانیم درخت، تا هوا تازه شود" اکنون به مردان (‌و زنان)سیاست بیش از هر زمان دیگر نیاز داریم هر چند سخن شاعر همچنان در فقرۀ شهرداری تهران مصداق دارد چون تهران به درخت بیشتر نیاز دارد تا مرد سیاست در رأس بلدیۀ آن...

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه سیاست
آخرین اخبار