| کد مطلب: ۷۰۹۷۵

رسانه ملی؛ از هشدار دیروز تا بحران اعتماد امروز

جامعه ایران متکثر است؛ زنان و مردان، جوانان و سالمندان، موافقان و منتقدان، اصلاح‌طلبان و اصولگرایان و میلیون‌ها ایرانی با دیدگاه‌ها و سبک‌های زندگی متفاوت. رسانه ملی باید آینه این تکثر باشد، نه ابزاری برای حذف آن.

رسانه ملی؛ از هشدار دیروز تا بحران اعتماد امروز

 

سال‌ها پیش، با راه‌اندازی تلویزیون فارسی‌زبان بی‌بی‌سی، نشانه‌های ورود جدی‌تر رسانه‌های برون‌مرزی به فضای رسانه‌ای ایران آشکار شد. آن زمان هنوز دامنه و ابعاد اثرگذاری این رسانه‌ها به روشنی امروز نبود و تلویزیون ایران همچنان رسانه اصلی بخش بزرگی از جامعه و مرجع مهم دریافت خبر و تحلیل به شمار می‌رفت.

در همان مقطع، در یادداشتی با عنوان «رسانه‌های برون‌مرزی؛ فرصت یا تهدید؟» هشدار دادم که نباید این تحول و سرمایه‌گذاری‌های رسانه‌ای جدید را دست‌کم گرفت. تأکیدم این بود که صداوسیما باید متناسب با این تغییر، خود را نوسازی و بازسازی کند، اعتماد مخاطب را افزایش دهد و عملکردی واقعاً ملی داشته باشد؛ چرا که در غیر این صورت، آنچه آن روز صرفاً یک ظرفیت رسانه‌ای جدید به نظر می‌رسید، می‌توانست به تهدیدی جدی برای مرجعیت رسانه‌ای داخل کشور تبدیل شود.

امروز، پس از گذشت این سال‌ها، کافی است به مسیر طی‌شده نگاه کنیم.

جهان رسانه‌ای به‌کلی تغییر کرده است. شبکه‌های اجتماعی، پلتفرم‌های ویدئویی و رسانه‌های برون‌مرزی، امکان دسترسی مردم به روایت‌های متنوع را فراهم کرده‌اند. مخاطب امروز دیگر مخاطب منفعل گذشته نیست؛ انتخاب می‌کند، مقایسه می‌کند و روایت‌های مختلف را کنار هم می‌گذارد.

اما صداوسیما در این مسیر، نه‌تنها آن‌گونه که باید خود را نوسازی و بازسازی نکرد، بلکه متأسفانه فاصله‌اش با جامعه بیشتر شد؛ سال به سال دریغ از پارسال.

امروز مسئله فقط فناوری و تغییر ذائقه مخاطب نیست؛ مسئله اصلی، مرجعیت و اعتماد است.

صداوسیمای امروز، متأسفانه در کنار پرسش‌های جدی درباره شفافیت مالی، در اختیار اقلیتی قرار گرفته است که اجازه نمی‌دهند صدای اکثریت ملت ایران آن‌گونه که شایسته است شنیده شود. رسانه‌ای که باید خانه همه ایرانیان باشد، نمی‌تواند تریبون یک نگاه، یک جریان یا یک قرائت محدود از جامعه باشد.

جامعه ایران متکثر است؛ زنان و مردان، جوانان و سالمندان، موافقان و منتقدان، اصلاح‌طلبان و اصولگرایان و میلیون‌ها ایرانی با دیدگاه‌ها و سبک‌های زندگی متفاوت. رسانه ملی باید آینه این تکثر باشد، نه ابزاری برای حذف آن.

امروز رسانه‌های برون‌مرزی در شکل‌دهی به افکار عمومی و روایت تحولات ایران اثرگذاری قابل‌توجهی دارند. نمی‌توان این واقعیت را با انکار، فیلتر یا متهم کردن مخاطبان نادیده گرفت. پرسش مهم این است که چرا بخشی از جامعه ترجیح می‌دهد اخبار و تحلیل‌های خود را از رسانه‌هایی دریافت کند که در خارج از مرزهای ایران فعالیت می‌کنند؟

باید به جای سرزنش مخاطب، این پرسش را از خودمان بپرسیم.

شاید یکی از نمادهای روشن وضعیت امروز، سخن اخیر رئیس‌جمهور باشد که گفته است تلویزیون ایران را نمی‌بیند. اینکه رئیس‌جمهور کشور رسانه رسمی کشورش را تماشا نمی‌کند، فارغ از هر قضاوتی درباره این سخن، باید برای سیاست‌گذاران رسانه‌ای یک هشدار جدی باشد.

اکنون که رئیس سازمان صداوسیما نیز ابقا شده است، این تصمیم می‌تواند فرصتی باشد برای بازنگری جدی در سیاست‌ها و عملکرد این سازمان؛ نه اینکه صرفاً به معنای ادامه مسیر گذشته تلقی شود.

اما بازسازی صداوسیما با شعار «ملی شدن» اتفاق نمی‌افتد؛ نیازمند چند تغییر روشن و قابل سنجش است:

نخست، شفافیت مالی؛ بودجه، هزینه‌ها، قراردادهای بزرگ و سازوکارهای اقتصادی سازمان باید تا حد امکان شفاف و قابل نظارت عمومی باشد. رسانه‌ای که از منابع عمومی استفاده می‌کند، باید در برابر افکار عمومی پاسخگو باشد.

دوم، بازسازی استقلال حرفه‌ای؛ خبر و تحلیل نباید تابع ملاحظات جناحی و سیاسی باشد. مخاطب باید مطمئن باشد که صداوسیما واقعیت را سانسور یا وارونه نمی‌کند.

سوم، به رسمیت شناختن تکثر جامعه؛ منتقدان و مخالفان نیز باید امکان حضور و بیان دیدگاه داشته باشند. اگر رسانه ملی فقط صدای موافقان خود را پخش کند، طبیعی است که بخش بزرگی از جامعه برای شنیدن صدای خود به رسانه‌های دیگر رجوع کند.

چهارم، اصلاح نظام مدیریت و ارزیابی؛ میزان موفقیت مدیران رسانه نباید فقط با تعداد برنامه‌ها، شبکه‌ها و ساعت پخش سنجیده شود. اعتماد مخاطب باید با شاخص‌های مشخص و مستقل اندازه‌گیری شود: میزان اعتماد به صحت خبر، احساس بی‌طرفی در پوشش رویدادها، رضایت از تنوع دیدگاه‌ها، میزان استفاده و بازگشت مخاطب، تمایل مردم به توصیه رسانه به دیگران و میزان مراجعه مخاطب برای راستی‌آزمایی و دریافت خبرهای مهم. نتایج این سنجش‌ها نیز باید به‌صورت منظم و شفاف منتشر شود.

پنجم، بازگشت به حرفه‌ای‌گری و شناخت مخاطب جدید؛ رسانه ملی باید از مخاطب امروز، به‌ویژه نسل جوان، شناخت واقعی داشته باشد و تولید محتوا را بر اساس نیاز و انتخاب مخاطب بازطراحی کند، نه بر اساس تصور مدیران از آنچه مخاطب باید ببیند.

در شرایطی که ایران با تهدیدهای خارجی، جنگ روانی و رقابت سنگین رسانه‌ای مواجه است، داشتن رسانه‌ای که مردم به آن اعتماد داشته باشند، بخشی از قدرت ملی و حتی امنیت ملی کشور است.

بنابراین، مسئله امروز دیگر فقط این نیست که رسانه‌های برون‌مرزی فرصت‌اند یا تهدید.

مسئله این است که چرا رسانه ملی نتوانسته مرجعیت رسانه‌ای خود را حفظ کند و چرا میان این رسانه و بخش بزرگی از جامعه چنین فاصله‌ای ایجاد شده است؟

من همچنان بر همان هشدار سال‌های پیش تأکید می‌کنم:

تهدید اصلی، وجود رسانه برون‌مرزی نیست؛ تهدید اصلی، از دست رفتن اعتماد مردم به رسانه ملی است.

و راه مقابله با آن نیز بستن راه مردم به رسانه‌های دیگر نیست؛

راه، بازسازی رسانه ملی و بازگرداندن آن به جایگاه واقعی‌اش است؛ رسانه‌ای برای همه ایران و همه ایرانیان.

*منبع: کانال تلگرامی نویسنده 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه سیاست
آخرین اخبار