سیستمهای گرمایشی و سرمایشی قدیمی از مهمترین عوامل هدررفت گاز
مدیرعامل شرکت ملی گاز از سیستمهای گرمایشی و سرمایشی قدیمی به عنوان یکی از مهمترین عوامل هدررفت گاز سخن به میان آورده است. جالب آنجاست که مطابق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، بر خلاف تصور عمده، مصارف بالا در بخش خانگی مربوط به کسانی است که لوازم پرمصرف دارند و لزوما پردرآمد نیست.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از تجارت نیوز، ناترازی گاز در فصل سرد سال همواره یکی از جدیترین چالشهای اقتصادی و سیاستی کشور تبدیل است. همچنین همواره مصرف بالا در بخش خانگی یکی از مهمترین علل تشدید ناترازی عنوان میشود. با این حال، ریشهیابی دقیق الگوی مصرف نشان میدهد که بخش مهمی از این هدررفت ناشی از عوامل ساختاری است.
آنطور که تسنیم گزارش داده، سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران عنوان کرد: «استفاده از سیستمهای گرمایشی و سرمایشی قدیمی، بهویژه در برخی مناطق روستایی، از مهمترین عوامل هدررفت گاز به شمار میرود.»
وی با اشاره به بررسی قبضهای مشترکان پرمصرف افزود: «در برخی موارد، مصارف لوکس عامل اصلی افزایش هزینه گاز بوده است. پارسال در برخی مناطق تهران قبضهای یک میلیاردی ثبت شد که مربوط به واحدهای دارای استخرهای سرپوشیده و روباز و دیگر مصارف غیرمتعارف بود.»
با این حال، مساله پرمصرفبودن صرفاً به مصارف لوکس محدود نمیشود. مرکز پژوهشهای مجلس در گزارش «تحلیل الگوی مصرف گاز طبیعی در بخش خانگی بر اساس دهکهای اقتصادی» توضیح میدهد که بر خلاف تصور عمده، مصارف بالا در بخش خانگی مربوط به کسانی است که لوازم پرمصرف دارند و لزوما پردرآمد نیستند.
آیا پرمصرفی گاز الزاما نشانه رفاه بالاتر است؟
مطابق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، بخش خانگی بهعنوان یکی از مصرفکنندگان اصلی گاز طبیعی در کشور دارای سهم ۲۸ درصدی از مصرف بوده که در سردترین ماه سال به حدود ۴۶ درصد میرسد. یکی از خلأهای اساسی در سیاستگذاری در این حوزه، نبود تصویر دقیق از رابطه میان مصرف گاز و وضعیت رفاهی خانوارها بوده و این فرض همواره وجود داشته که مصرف گاز در بخش خانگی به طور عمده در دهکهای پردرآمد بیشتر است.
از این رو سؤال اصلی آن است که مصرف گاز در بخش خانگی چگونه در میان دهکهای رفاهی توزیع شده و آیا پرمصرفی گاز الزاماً نشانه رفاه بالاتر است؟
یافتههای گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد که همبستگی معناداری میان سطح رفاه و میزان مصرف گاز وجود ندارد و مصرف بالای دهکهای پایین، بیش از آنکه ناشی از رفتار مصرفی باشد، حاصل استفاده از تجهیزات گرمایشی فرسوده و ضعف عایقکاری در واحدهای مسکونی این گروه هاست.
از سوی دیگر، بررسی همزمان دادههای مصرف گاز با متراژ ساختمان نشان میدهد میزان مصرف گاز به ازای هر متر مربع فضای ساختمان در دهکهای پایین جامعه بیشتر از دهکهای بالاست. از این رو باید توجه کرد تمرکز سیاستگذاری بهجای ابزارهای مبتنی بر شوک درمانی در دهکهای بالا یا سیاستهای بازتوزیع سهمیه گاز و برق، باید بر اصلاح ریشههای مصرف بالا مانند بهینهسازی مصرف، ارتقای تجهیزات و کاهش هدررفت انرژی در دهکهای پایین جامعه باشد.
یکی از چالشهای اصلی در سیاستگذاری مصرف انرژی در بخش خانگی، فقدان تصویر دقیق از رابطه «رفاه خانوار» با «میزان مصرف» است. از اینرو باید رابطه میان مصرف گاز و رفاه خانوار بهعنوان پیشنیاز طراحی هرگونه سیاست مؤثر برای کاهش ناترازی گاز بررسی شود.
نبود همبستگی معنادار میان رفاه و مصرف گاز
بررسی دادههای مصرف گاز خانگی و دهک اقتصادی آنها و مطالعات پیشین صورت گرفته مانند گزارش وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی از مصرف گاز بخش خانگی، نشان میدهد برخلاف تصور رایج در کشور، تفاوت معناداری در میانگین مصرف گاز دهکهای مختلف وجود نداشته و شیب مصرف گاز در دهکهای رفاهی بهگونهای است که با افزایش رفاه (بهجز دهک دهم)، مصرف گاز با شیب بسیار کم کاهش مییابد.
بنابراین مصرف گاز خانوارهای دهک دهم نیز به طور تقریبی با میانگین مصرف خانوارهای دهک ششم رفاهی برابر است.
مصرف بالا ناشی از تجهیزات فرسوده در دهکهای پایین
بررسی نسبت «مصرف گاز خانگی به مساحت منازل مسکونی» نشان میدهد که دهکهای پایین درآمدی برای گرمایش هر مترمربع زیربنا، گاز بیشتری نسبت به دهکهای مرفه مصرف کردهاند (۲۳ متر مکعب در دهک یک در برابر ۱۷ متر مکعب در دهک ۱۰ در کل کشور). مصرف بالاتر خانوارهای کمبرخوردار یعنی دهکهای یک تا پنج در مساحت یکسان، حاکی از آن است که این افراد از تجهیزات گرمایشی پربازده استفاده نمیکنند و عایقبندی منازل مسکونی آنها نامناسب است.
سهم اندک مصارف بالا در کل ناترازی
بررسی دادههای مصرف مشترکان نشان میدهد، گرچه در هزارک بالای مصرفی، میزان مصرف به شکل قابل توجهی افزایش یافته که این موضوع ناشی از مصارف رفاهی آن دسته از خانوارها در ویلاها و استخرها بوده است، اما عمده گاز طبیعی کشور در بخش خانگی توسط طیف وسیعی از مردم در گروههای درآمدی مختلف مصرف شده و ناترازی گاز ایجاد شده را نمیتوان به مصارف مشترکان با صدک رفاهی بالا منحصر کرد.
لازم به ذکر است این گروه صرفاً یک درصد از کل مشترکین را شامل شده که پنج درصد از کل مصرف گاز را به خود اختصاص دادهاند.
درنهایت باید گفت مطابق یافتههای این گزارش، بخش قابلتوجهی از مصرف بالای خانوارهای کمبرخوردار نه به دلیل رفاه بیشتر یا رفتار مصرفی نادرست، بلکه به علت استفاده از وسایل گرمایشی فرسوده، راندمان پایین تجهیزات و ضعف عایقبندی ساختمانهاست. بنابراین افزایش تعرفه برای این خانوارها بیشتر به معنای تحمیل هزینه و تشدید فشار اقتصادی است، بدون آنکه الزاماً به کاهش واقعی مصرف منجر شود.
سیاست مؤثر باید متمرکز بر نوسازی وسایل گرمایشی، بهبود عایقبندی ساختمانها، کاهش هدررفت انرژی و ارائه تسهیلات هدفمند برای خانوارهای کمدرآمد باشد تا هم مصرف گاز کاهش یابد و هم هزینه خانوارها کنترل شود. بدون اصلاح تجهیزات و زیرساختها، سیاست قیمتی بهتنهایی پاسخگوی مساله ناترازی گاز نیست و تنها شرایط زندگی مردم را وخیمتر خواهد کرد.