چگونه چین در حال بازتعریف معماری اقتصاد جهانی است؟
ژئواکونومیک برق
موتور اصلی گسترش زیرساخت انرژی آینده جهان، بیش از هر کشور دیگری، چین است.
درک رقابت اقتصادی سده ۲۱ بدون فهم تحول نظام انرژی جهان ممکن نیست. اگر در سده ۲۰ نفت و خطوط کشتیرانی مهمترین زیرساختهای قدرت اقتصادی بودند، در سده کنونی این جایگاه به تدریج به برق، شبکههای هوشمند، باتری، نیمههادیها، مراکز داده و زنجیرههای تأمین انرژی پاک منتقل شده است. در این میان، آنچه چین طی دو دهه گذشته دنبال کرده، صرفاً توسعه انرژیهای تجدیدپذیر یا صادرات پنل خورشیدی نبوده است؛ بلکه تلاشی نظاممند برای شکل دادن به زیرساختهای اقتصاد آینده جهان بوده است.
این تحول، برخلاف تصور رایج، صرفاً یک پروژه زیستمحیطی نیست، بلکه یک استراتژی ژئواکونومیک است. کشوری که فناوری تولید برق، ذخیرهسازی انرژی، شبکههای انتقال، استانداردهای فنی، مواد اولیه و تأمین مالی این زیرساختها را در اختیار داشته باشد، تنها صادرکننده کالا نخواهد بود؛ بلکه قواعد توسعه اقتصادی آینده سایر کشورها را نیز شکل خواهد داد. آژانس بینالمللی انرژی (IEA) گزارش میدهد که ظرفیت جهانی انرژیهای تجدیدپذیر تا سال ۲۰۳۰ حدود دو برابر خواهد شد و نزدیک به ۸۰ درصد این رشد از انرژی خورشیدی ناشی میشود. همچنین چین به تنهایی نزدیک به ۶۰ درصد رشد ظرفیت جدید انرژیهای تجدیدپذیر جهان را به خود اختصاص خواهد داد.
این بدان معناست که موتور اصلی گسترش زیرساخت انرژی آینده جهان، بیش از هر کشور دیگری، چین است.
اما اهمیت واقعی این موضوع در تولید برق نیست، بلکه در کنترل زنجیره ارزش است. بر اساس گزارش رسمی IEA، چین امروز بیش از ۸۰ درصد تمام مراحل تولید پنلهای خورشیدی جهان، از پلیسیلیکون و ویفر گرفته تا سلول و ماژول، را در اختیار دارد. این کشور از ۲۰۱۱ تاکنون بیش از ۵۰ میلیارد دلار در توسعه این زنجیره سرمایهگذاری کرده و اکنون هر ده شرکت بزرگ تولیدکننده تجهیزات ساخت پنل خورشیدی در جهان در چین قرار دارند.
این برتری در سالهای اخیر حتی ژرفتر نیز شده است. گزارش ها نشان میدهند که چین اکنون حدود ۸۵ درصد ظرفیت تولید زنجیره تأمین انرژی خورشیدی و حدود ۸۰ درصد ظرفیت تولید زنجیره باتریهای لیتیومیونی جهان را در اختیار دارد. در برخی حلقههای حساس، مانند تولید ویفرهای خورشیدی، این سهم به ۹۵ درصد و در تولید مواد آندی باتریها به ۹۷ درصد میرسد. به بیان دیگر، بسیاری از فناوریهایی که قرار است اقتصاد کمکربن آینده را شکل دهند، به شدت به ظرفیت صنعتی چین وابستهاند.
این تمرکز صرفاً یک مزیت تجاری نیست؛ بلکه نوعی وابستگی ساختاری ایجاد میکند. زیرساختهای انرژی برخلاف کالاهای مصرفی، عمر اقتصادی چند دهساله دارند. کشوری که امروز نیروگاه خورشیدی، باتری، شبکه انتقال، نرمافزار مدیریت شبکه، شارژر خودروهای برقی و تجهیزات کنترلی خود را بر پایه یک فناوری خاص ایجاد میکند، در سالهای آینده نیز برای تعمیر، توسعه، ارتقا، قطعات یدکی، خدمات مهندسی و استانداردهای فنی به همان اکوسیستم وابسته خواهد بود. از این رو، صادرات فناوری انرژی تنها صادرات کالا نیست؛ بلکه صادرات یک مسیر توسعه است.
همین مسئله باعث شده است که مفهوم قدرت نیز دستخوش تغییر شود. در گذشته، کنترل منابع نفت و گاز مهمترین ابزار نفوذ اقتصادی بود؛ اما در اقتصاد برقمحور آینده، کنترل زنجیرههای تأمین فناوری اهمیت بیشتری پیدا میکند.
این تحول تنها به انرژی محدود نمیشود. برق، امروز زیربنای تقریباً تمام فناوریهای راهبردی است. گسترش خودروهای برقی، هوش مصنوعی، مراکز داده، صنایع نیمههادی، هیدروژن سبز و تولید پیشرفته، همگی به برق فراوان، ارزان و پایدار وابستهاند. IEA پیشبینی میکند که تا سال ۲۰۲۷ تقریباً تمام رشد تقاضای جهانی برق توسط منابع کمکربن تأمین خواهد شد و انرژی خورشیدی به دومین منبع بزرگ تولید برق جهان تبدیل میشود. بنابراین، کشوری که بتواند فناوری تولید و مدیریت این برق را کنترل کند، در عمل بر بخش مهمی از اقتصاد آینده جهان اثرگذار خواهد بود.
از سویه ژئواکونومیک، استراتژی چین را باید فراتر از صادرات کالا تحلیل کرد. این کشور همزمان در حال توسعه ظرفیت تولید، کنترل مواد اولیه، ایجاد شبکههای لجستیکی، سرمایهگذاری خارجی، تأمین مالی پروژهها و تدوین استانداردهای فنی است. حاصل این ترکیب، شکلگیری یک اکوسیستم جهانی است که در آن بسیاری از کشورها نه فقط خریدار تجهیزات چینی، بلکه بخشی از یک شبکه فناورانه و صنعتی میشوند که مرکز ثقل آن در چین قرار دارد.
البته این بدان معنا نیست که چین بر اقتصاد جهانی حاکم خواهد شد. اقتصاد جهان همچنان متکثر است و بازیگران بزرگ دیگری نیز در حال سرمایهگذاری و توسعه ظرفیتهای خود هستند. اما شواهد موجود نشان میدهد که چین توانسته است در مهمترین فناوریهای زیرساختی عصر برق، جایگاهی ایجاد کند که تغییر آن در کوتاهمدت بسیار دشوار است.
از همین رو، رقابت اصلی سده ۲۱ بیش از آنکه بر سر مالکیت منابع طبیعی باشد، بر سر کنترل زیرساختهایی است که انرژی، داده، صنعت و اقتصاد آینده را به یکدیگر متصل میکنند؛ و در این رقابت، چین تاکنون موفق شده است یکی از عمیقترین و منسجمترین شبکههای ژئواکونومیک جهان را ایجاد کند.
*منبع: کانال تلگرامی نویسنده