آیا بازارها زمان کاهش تنش را پیشبینی میکنند؟
از نظر تحلیلی، مهمترین نقطه قوت این شاخص آن است که تصمیمات سیاست خارجی را صرفاً محصول ملاحظات نظامی نمیداند، بلکه نقش بازارها و اقتصاد را نیز در فرآیند تصمیمگیری برجسته میکند.
مؤسسه Signum Global Advisors اخیراً شاخصی با عنوان Hormuz TACO Index معرفی کرده است که هدف آن پیشبینی زمان احتمالی تغییر رفتار دولت ترامپ از تشدید تنش به سمت کاهش تنش با ایران است. این شاخص با ترکیب چهار متغیر کلیدی شامل قیمت نفت برنت، بازده اوراق قرضه ۱۰ ساله آمریکا، حجم عبور کشتیها از تنگه هرمز و شاخص S&P500، تلاش میکند میزان فشار همزمان بازار انرژی و بازارهای مالی بر سیاستگذار آمریکایی را اندازهگیری کند. بر اساس آزمونهای گذشته، هرگاه این شاخص به محدوده ۲.۳ تا ۳.۴ انحراف معیار بالاتر از وضعیت عادی رسیده، دولت آمریکا به سمت مذاکره یا کاهش تنش حرکت کرده است. از این منظر، این شاخص بر این فرض استوار است که افزایش هزینههای اقتصادی و مالی، در نهایت توان تداوم سیاستهای تقابلی را کاهش میدهد.
از نظر تحلیلی، مهمترین نقطه قوت این شاخص آن است که تصمیمات سیاست خارجی را صرفاً محصول ملاحظات نظامی نمیداند، بلکه نقش بازارها و اقتصاد را نیز در فرآیند تصمیمگیری برجسته میکند. در این نگاه با پرپایه ژئواکونومیک و اقتصاد سیاسی بینالملل، افزایش قیمت انرژی، افت بازار سهام، افزایش نرخ بهره و اختلال در تجارت جهانی میتوانند به فشار سیاسی داخلی بر دولتها تبدیل شوند و آنان را به سمت تعدیل رفتار سوق دهند. به بیان دیگر، این شاخص نشان میدهد که بازارها تنها ناظر بحران نیستند، بلکه خود به یکی از عوامل شکلدهنده تصمیمات راهبردی تبدیل میشوند.
با این حال، این مدل با محدودیتهای مهمی نیز روبهرو است. نخست آنکه تنها پیامدهای اقتصادی بحران را اندازهگیری میکند و متغیرهای ژئوپلیتیکی، نظامی و نهادی مانند تحولات میدانی، نقش بازیگران منطقهای، ملاحظات انتخاباتی، فشار کنگره یا اهداف بلندمدت امنیت ملی را در نظر نمیگیرد. دوم آنکه بر پایه برونیابی خطی بنا شده است، در حالی که رفتار بازیگران سیاسی در شرایط بحرانی معمولاً غیرخطی و وابسته به رویدادهای ناگهانی است. بنابراین، رسیدن شاخص به یک آستانه آماری، لزوماً به معنای وقوع قطعی تغییر سیاست نیست.
با وجود این محدودیتها، تحلیلگران Signum بر اساس روند فعلی متغیرها برآورد کردهاند که اگر شرایط بازارها بهبود محسوسی پیدا نکند، احتمال چرخش سیاست آمریکا و حرکت به سمت کاهش تنش از ۲۲ ژوئیه آغاز میشود و این تغییر حداکثر تا ۳۰ ژوئیه باید رخ دهد؛ ضمن آنکه ۲۶ ژوئیه را محتملترین زمان برای این چرخش دانستهاند. در واقع، این پیشبینی بر این فرض استوار است که با انباشت فشارهای ناشی از بازار نفت، بازار اوراق، اختلال در عبور از تنگه هرمز و عملکرد بازار سهام، هزینههای اقتصادی ادامه تنش برای دولت آمریکا به سطحی میرسد که انگیزه لازم برای تغییر مسیر سیاست خارجی را ایجاد کند.
در نهایت، اعتبار واقعی این پیش بینی تنها با آزمون تجربی مشخص خواهد شد. باید صبر کرد و دید که آیا تحولات روزهای آینده با این پیشبینی همخوانی خواهد داشت یا عوامل ژئوپلیتیکی و نظامی، مسیر متفاوتی را بر تصمیمگیری آمریکا تحمیل خواهند کرد.
پس صبر می کنیم!
*منبع: کانال تلگرامی نویسنده