| کد مطلب: ۶۶۴۵۴

آن روی یک شغل پر مخاطره

اگر سرمربی فوتبال فقط در آن قریب دو ساعت کنار زمین اضطراب را تجربه می کند یک وزیر خارجه تنها در همان دقایقی که فرم رسمی به خود گرفته و یک فنجان قهوه می نوشد از اضطراب به دور است.

آن روی یک شغل پر مخاطره

یک سرمربی مشهور فوتبال گفته بود به جز ۹۰ دقیقه بازی که گاه تا مرز سکته هم می رویم در بقیه اوقات از شغل خود لذت می بریم به ویژه از درآمد بالای آن و نیز شهرت و توجه رسانه ها.

حکایت وزیر خارجه اما به عکس است چون به جز همان ساعاتی که در مقابل دوربین ها یا در نشست و دیدار هاست در بقیه اوقات در تنش و اضطراب به سر می‌برد و با مشکلات و گاه مصائبی دست به گریبان است که از بیرون دیده نمی شود.

اگر سرمربی فوتبال فقط در آن قریب دو ساعت کنار زمین اضطراب را تجربه می کند یک وزیر خارجه تنها در همان دقایقی که فرم رسمی به خود گرفته و یک فنجان قهوه  می نوشد از اضطراب به دور است.

اشاره به دو شغل نامرتبط  مربی فوتبال و وزیر خارجه به خاطر آن است که دیروز از یک سو همه پی گیر فاتح جام جهانی بودند و از جانب دیگر گفت و گوی عباس عراقچی وزیر خارجه با جواد موگویی  مستندساز مورد توجه قرار گرفت و با توجه به محظورات  در توضیح سیاست خارجی و پاره ای اسرار مگو مصاحبه دیدنی و خوبی یی از کار درآمده است و کاملا متفاوت با خبرنگاران تلویزیون که یا در حال مدح اند و شعار یا اگر از طیف مقابل روسای شان باشند به بازجویی شبیه می شود. ( شکل درست کلمه "محظورات" همین است چون متفاوت است با محذور به معنی برحذر داشته شده).

قصه فقط بر سر این نیست که در تاریخ معاصر سه وزیر خارجه اعدام شده اند ( دکتر حسین فاطمی و عباس علی خلعت بری و صادق قطب زاده) یا سلف همین آقای عراقچی که قربانی سقوط بالگرد شد بلکه ازبرگزاری جلسه در تونل یا مکالمه تلفنی با خارج در عین بیم ردیابی مخابراتی در طول دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه گفته است و البته آنچه نگفته این است که در داخل هم باید با مدعیانی سر و کله بزند که او را به سازش و گاه حتی خیانت متهم می کنند.

اگر جواد ظریف با خنده هایی که همه هم از سر شادی نبود روحیه خود را بازیابی می کرد عباس عراقچی با گفت و گوهای متعدد با رسانه ها و کد ها و کنایه ها روحیه خود را تقویت و بازآرایی می کند‌.

اکنون و پس از دو جنگ البته او به مراتب پخته تر و در دفاع از صلح مصمم تر شده تا جایی که می گوید زمان انتخاب مذاکره هم مهم است کما این که اگر زودتر به آتش بس دست می یافتیم لاریجانی و فولاد مبارکه را هم داشتیم.

با یک جمله هم از اصل آتش بس دفاع می کند و هم از سرمایه های انسانی و هم اقتصادی و هم از برخی تعابیر غیر دیپلماتیک گذشته فاصله می گیرد.

شاید برای ما شدت مخاطره در لحظات تردد در تونل های زیر زمینی یا تماس های خارجی با احتمال شناسایی مکان و احتمال حمله دشمن قابل درک نباشد چون تجربه نکرده ایم ولی می توان نقل قول صدر این نوشته را به خاطر آورد که فوتبال هر قدر جدی و پر کشاکش  یک بازی است و اینجا پای جان آدمیان در میان است.

ستایش صلح و ضرورت مراقبت از جان شهروندان دو فراز درخشان در گفت و گوی عراقچی با موگویی است ولو هر سرّ مگو را بازنگفته باشد چون تا همین جا هم رسانه هایی رو به پاره ای رمز گشایی ها آورده اند.

با این همه به نظر می رسد بیشترین رنجی که این شغل در ساختار کنونی تحمیل می کند به این خاطر است که جدای رای زنی های فشرده در خارج در داخل هم نیاز به چانه زنی دارد و هم زمان نمی تواند هم توقع صلح طلبان را برآورده کند و هم مخالفان توافق را و از این حیث وضعیتی شبیه به وزیر فرهنگ دارد که در جلسه صبح گاهی با اصحاب فرهنگ و هنر باید وعده رفع توقیف دهد و در نشست عصرگاهی با اعضای کمیسیون فرهنگ مجلس از او بپرسند چرا رفع توقیف می کند مثل تهدید وزیر ارتباطات به خاطر تلاش برای برقراری ارتباطات.

روزگاری محمد باقر قالیباف در مناظره تلویزیونی در ایام انتخابات به دکتر ولایتی طعنه زد که وقتی شما با میتران قهوه می خوردید ما در جبهه می جنگیدیم و ۱۳ سال پس از آن گوینده همان سخن رییس تیم مذاکره کننده است و دریافته اهمیت و مهابت این کار کم از رزم نیست و این هم ابتکار عراقچی بود که پای قالیباف را به مذاکرات کشاند اگر چه از حجم پیکان های مخالف کاسته نشد و به سوی رئیس مجلس هم پرتاب کردند.

وزارت خارجه شغل پرمخاطره ای است نه به خاطر آن سه اعدام و یک سقوط یا خرق عادت تکذیب و طرح چند شعار یا دشواری های مذاکره که نمی تواند حاق واقع را بگوید اگرچه ادعاهای اخیر عراقچی را صریح تر کرده تا در پاسخ به مدعیانی که مذاکره و توافق را مانع فتح نهایی می دانند یادآور شود این شما و این هم خیمه دشمن. هر که می تواند برود. ما دست او را هم می بوسیم.

نکته اما همان است که گفت. اصالت با جنگ نیست و جنگ باید جایی تمام شود و این چگونه اتفاق می افتد؟ یا با پیروزی کامل و شکست و تسلیم دشمن مثل سرنوشت ژاپن در جنگ جهانی دوم یا صدام حسین در جنگ دوم خلیج فارس یا با آتش بس و صلح و کی باید اقدام کرد وقتی دست بالا را داریم یا وقتی برگ برنده در اختیار نداریم؟

در تمام گفت و گو کوشید از زمان مذاکره دفاع کند و حتی بگوید اگر زودتر به فرجام می رسید خسارت و تلفات کمتر دربرداشت.

بخش های مهم مصاحبه را بار دیگر هم زمان با تماشای فینال جام جهانی مرور می کردم. بازی تمام می شود و نهایت این است که مربی محروم مانده از جام اشک ریزان کنفرانس مطبوعاتی را ترک می کند ولی پول خود را می گیرد که مبلغ هنگفتی هم هست.

دست وزیر خارجه اما بسته است و حتی نمی تواند در مرور خاطرات تلخ اشک بریزد.

مورد عراقچی از یک نظر اما نادر است‌. در عین هماهنگی کامل با ارگان های دیگر و خاصه نظامیان متهم می شود و نمی داند به چه زبانی باید به منتقدان حالی کند که دایره مانور او گسترده نیست و نمی تواند به دنبال آرمان و خیال بدود و ناچار است با واقعیت ها کنار آید و صلح را به مثابه هدف تعقیب کند‌.

در عالم شعر و خیال می توان سودای پریدن به سوی ماه را هم داشت چندان که پلنگانی در این سودا جان از دست می دهند اما در عرصه واقعیت و سیاست خارجی نمی توان و این همان نکته است که عراقچی در مستند اخیر به هزار زبان کوشیده آن را بیان کند و در عین حال از یک جا به بعد ادامه نداده چون دیگران و دشمنان هم می بینند و می شنوند.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه دیپلماسی
  • اگر سرمربی فوتبال فقط در آن قریب دو ساعت کنار زمین اضطراب را تجربه می کند یک وزیر خارجه تنها در همان دقایقی که فرم…

  • اگر ایالات متحده به زیرساخت‌های غیرنظامی بیشتری حمله کند، ایران احتمالاً به طور متناسب پاسخ خواهد داد و می‌تواند بنادر…

  • اگر من و شمای خوانندهٔ گرامی پاسخی مقبول برای اعتراض آن وزیر خارجهٔ کشور عربی داشته باشیم، آقای عراقچی هم خواهد داشت!

آخرین اخبار
وب گردی