| کد مطلب: ۴۷۷۸۶

تحلیل احمد زیدآبادی از برجام و مکانیسم ماشه

احمد زیدآبادی نوشت: مشکل اما این بود که مذاکره‌کنندگان و حامیان آنها در تهران آنچه را که طرف‌های مقابل توافق "روح برجام" می‌نامیدند و هدف اصلی‌شان از امضای آن، عینیت یافتن همین "روح" بود، به طور روشن و صریح با جامعه و شاید حتی با نهادهای بالادستی خود در میان نگذاشتند.

تحلیل احمد زیدآبادی از برجام و مکانیسم ماشه

به گزارش هم‌میهن آنلاین، احمد زیدآبادی در کانال تلگرامی‌اش نوشت: 

اگر بخواهیم منصفانه و بی‌طرفانه توافقنامۀ برجام را مورد داوری قرار دهیم، باید اذعان کرد که با توجه به امکانات و محدودیت‌های طرف‌های توافق و نوع موازنۀ قوا بین آنها در آن مقطع، چیزی بیش از صورتبندی برجام، محال بود نصیب ایران شود! به هر حال، در سال 1394 یا باید همین توافق با وجود مکانیسم‌ماشه در آن، امضاء می‌شد و یا کشور در معرض تشدید انواع فشارها از جمله خطر رویارویی نظامی قرار می‌گرفت. دولت باراک حسین اوباما در آن زمان به صراحت و قاطعیت نظرش این بود که یا توافق با مکانیسم‌ماشه و یا شکست مذاکرات و حرکت به سمت رویارویی تمام عیار! راه سومی در کار نبود.

از این جهت باید تصدیق کرد که تیم مذاکره‌‌کنندۀ ایرانی تمام زورش را زد و تمام توانش را به کار گرفت و شبانه روز تلاش کرد تا به این توافقنامه رسید.

مشکل اما این بود که مذاکره‌کنندگان و حامیان آنها در تهران آنچه را که طرف‌های مقابل توافق "روح برجام" می‌نامیدند و هدف اصلی‌شان از امضای آن، عینیت یافتن همین "روح" بود، به طور روشن و صریح با جامعه و شاید حتی با نهادهای بالادستی خود در میان نگذاشتند. هدف دولت اوباما و متحدان اروپایی و یا حتی شرقی آن، فقط کنترل موقت برنامۀ هسته‌ای ایران نبود. آنها در حقیقت به جمهوری‌اسلامی ده سال فرصت دادند که گام به گام تمام اختلافات خود با جهان غرب را از طریق دیپلماسی از میان بردارد و در گام نهایی به دولتی شبیه دولت‌های دیگر تبدیل شود. از این رو، خواهان برجام یک و دو سه و الی آخر بودند. با این حال، چون نسبت به حرکت جمهوری‌اسلامی در این مسیر کاملاً ظنین بودند، با اصرار تمام مکانیسم‌ماشه را در توافقنامه گنجاندند تا به محض بالاگرفتن اختلافات، آن را فعال کنند و دوباره به سر خط بازگردند!

شیخ حسن روحانی رئیس جمهور وقت، در ابتدا اشاراتی به برجام دو و سه و چهار کرد، اما عده‌ای گمان کردند که اینها ابتکارات شخصی اوست و با او برخورد شد. واقعیت اما این است که آقای روحانی به طور تلویحی ماهیت برجام را فاش می‌کرد! 

چرا مذاکره‌کنندگان و حامیان برجام در همان زمان "روح" این توافق را برای مردم و مسئولان بالادست خود صاف و صادقانه مطرح نکردند؟ از چیزی می‌ترسیدند؟ یا گمان می‌کردند که روند تحولات به طرزی گریزناپذیر به برجام‌های دیگر هم منجر می‌شود؟ احتمالاً هم می‌ترسیدند و هم از شرایط پیش رو، تحلیل نادرستی داشتند. در هر حال از این جهت مقصرند.

به یاد دارم که درست پس از امضای برجام من آن را محکوم به شکست دانستم! چون تحولات سیاسی داخلی ایران نه فقط در مسیر آن حرکت نمی‌کرد بلکه جهتی معکوس در پیش داشت! 

مسئلۀ اصلی این بود طرف غربی آن را چارچوبی استراتژیک برای تعامل با جمهوری‌اسلامی تا نقطۀ نهایی می‌دید، حال آنکه کانون‌های اصلی قدرت در ایران آن را حرکتی تاکتیکی برای رهایی از تحریم‌ها و ادامۀ سیاست‌های پیشین در دیگر حوزه‌ها تصور می‌کردند. در واقع دو برداشت متضاد از برجام وجود داشت که بلافاصله در همان زمان خود را نشان داد و عاقبتش هم این شد.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

دیدگاه

ویژه دیپلماسی
پربازدیدترین
آخرین اخبار