| کد مطلب: ۱۵۵۹۲

ما بعد...

ما بعد...

روان‌گسیختگی (اسکیزوفرنی)، اختلالی است که به‌صورت روان‌پریشی نمود پیدا می‌کند و علائمی چون توهمات شنیداری، ارتباطات اجتماعی بدبینانه، اضطراب وسواس‌آمیز و نابسمانی‌های متلاطم فکری را با خود به همراه دارد و باید گفت عوامل محیطی در پیدایش آن تاثیرگذار است. این اختلال روانی که گاهی دستمایه آثار نمایشی قرار گرفته است، با هدف قرار دادن مستقیم ذهن کاراکتر اصلی و محوری، سیر تحول و فراز و فرود شخصیتی او و عارضه‌های روحی و روانی‌اش را مورد کنکاش قرار می‌دهد و به مخاطب این امکان را می‌دهد که با رویکرد پسیکودرام (تئاتر درمانی)، تا حدودی چالش‌های شخصی خود را بهتر بشناسد و تا حدودی رفع و رجوع نماید.

نمایش «پس از» به نویسندگی و کارگردانی مرتضی کوهی به‌دلیل پرداخت به جنبه‌های شخصیتی کاراکتر نشان معینی (با بازی مهران مرادی)، تئاتری شخصیت‌محور و در عین حال روانکاوانه محسوب می‌گردد که در آن اختلالات روانی این کاراکتر به همراه هذیان‌ها و توهماتش به نمایش گذاشته می‌شود. بااینکه این کاراکتر دردهایش را به زبان می‌آورد، ولیکن حرکات آشفته، مشوش و پراکنده اوست که وضعیت نابسمان درونی‌اش را ابراز می‌دارد و درنتیجه تمام تکلمات‌اش، حاصل و نمادی از حرکات فیگوراتیو او قلمداد می‌گردد.

او که در تعارض میان آن‌چه هست و آن‌چه می‌خواهد باشد، در تلاطم و کشمکش درونی و در حال در افتادن با خویشتن است، نمی‌تواند از بین دوگانگی‌های مواجه‌اش در مصاف با گذشته و رویارویی‌اش با آینده یکی را انتخاب نماید. مهران مرادی برای پرداخت این شخصیت تاریک‌شده و تاریک‌نما و روایت ترس‌های او در روبه‌رو شدن با کابوس‌های همیشگی‌اش به تناسب موقعیت‌های پیرنگ نمایش که به‌صورت غیرخطی درآمده‌اند، ساز بدن موسیقایی خود را با آن‌ها کوک کرده است و البته خوش می‌نوازد، هرچند فالش‌بودن اندام‌وارگی و تنانگی ‌او را باید مربوط به بخشی از موسیقی این نمایش لحاظ کرد که به‌مرور و در پایان‌بندی همراه با نواختن ساز پیانو به توازن با نت‌ها درمی‌آید.

be6c696eaa29178f

نمایش «پس از» در طراحی صحنه، مرزبندی انجام داده است و می‌توان «در» گوشه سمت چپ صحنه را به‌نوعی ورود و خروج به دنیای ذهنی کاراکتر تصور کرد که غالباً شکل واقعی به خود می‌گیرد و گاه با تردد بی‌قاعده سایه‌ها، افکار وهم‌آلود و کابوس‌ها روی پالت‌های محاط شده، انگاره‌ای خیالی به خود می‌گیرد. نمایش این سوال را مطرح می‌کند که دقیقاً پس از چه رخداد و اتفاقی، این کاراکتر از مرز اختلال شخصیت اسکیزوتایپال به‌دلیل اتفاقات ناخوشایند زندگی‌اش (تروما) اعم از خشونت بی‌حدوحصر پدر، بی‌عصمت‌شدن مادر در مقابل دیدگان‌اش، رفتار بی‌شرمانه و تبعیض‌آمیز رئیس شرکت، فروپاشی ارتباط عاشقانه و... عبور کرده است و دچار خطاهای ادراکی از محیط پیرامونی، حالت عاطفی نابهنجار و مسخ در دو جهان واقعیت و خیال گردیده است و مابعد چه حادثه‌ای او از این درخودماندگی رهایی خواهد یافت؟

اینکه در این نمایش پدر به‌عنوان راننده و مادر، شاغل در هتل معرفی می‌گردند، شاید باعث شکل‌گیری الگویی رفتاری در او شده است که آدم‌های اطراف را در ذهن خود به‌صورت مسافر و نه ماندگار و ماندنی و در آمدوشد تداعی نماید، که حتی رسیدن به معشوق نیز به‌صورت آرزویی متبادر می‌شود و او خود نیز همیشه مجاب است که کوله‌پشتی‌اش را به‌عنوان سمبلی از جنب‌وجوش‌های بی‌ثمر یدک بکشد، درحالی‌که در ایستایی مکان خود میخکوب شده است و دست‌وپا می‌زند.

نمایش «پس از»، دنیای مردانه و زنانه‌اش را با سوئیچ‌کردن مدام دو بازیگر مرد (با بازی پیمان محسنی) و زن (با بازی شیدا پهلوان) از نقشی به نقشی دیگر ترسیم و به‌نوعی همسان و متشابه کرده است و درواقع با این اقدام خواسته است که تماشاگر از منظر کاراکتر «نشان» به تمام زن‌ها و مردها به چشم یکسان بنگرد و تصاویر مخدوش مرور شده در خیال او را به‌صورت یک سلسله‌چیدمان تقلیدی از رفتارهای کپی‌شده تماشا کند.

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه فرهنگ
پربازدیدترین
آخرین اخبار