خطر تندروی از جنگ بیشتر شده
در شرایطی ایستادهایم که خطر داخلی از خارجی حتی بیشتر به چشم میآید. در شرایطی که به وحدت و اتحاد و وفاق نیاز بود و نیاز هست، نه تنها مردم را به دو دستهی خودی و غیرخودی تقسیم کردید که با عدم درایت در پی گرفتن حقوق به زعم خودتان غیرخودیها هستید.
پارسال همین موقعها بعد از جنگ ۱۲ روزه، وقتی که شرکتهای زیادی ورشکست و آدمهای زیادی بیکار شدند در همین جریدهی محترم هممیهن نوشتم که قدر مردم را اگر ندانید، اگر حواستان نباشد که در این دورهی ۱۲ روزه چطور سفت و محکم پای ایران ایستادند، فرصت بزرگی از دست میرود و خطر بیخ گوشمان میرسد. طبق معمول گوش تندروهایی که در سمتهای مختلفی که حتی دقیقا نمیدانیم چیست در ادارهی مملکت نقش دارند، بدهکار نبود. حالا حتی جنگ با متجاوز خارجی پایان نیافته، برخورد را به داخل خیابانها با مردم ایران کشاندهاند. در این وضعیت اقتصادی نابهنجار و ترس از حمله و مرگ با موشک و بمب، در زندهترین خیابان شهر تهران، کافهها را بستهاند. دلیلش را این طرف و آنطرف خواندهایم که بیحجابی و صندلی در پیادهرو! اما دلیلش هر چه که باشد یعنی نفرتپراکنی و تفرقهافکنی بین مردمی که دوست دارند در کافه قهوهشان را بخورند و حتی شده زیر موشکباران معاشرت کنند و شهر و کشورشان را خالی نکنند با آنهایی که این حمایت را دارند که برای شبهای متوالی خیابانها را برای شعارهای دفاع از ایران پرکنند. غافل از اینکه هر دو گروه به یک اندازه میتوانند پای وطن بایستند. هر دو گروه به یک اندازه از جنگ آسیب میبینند. و مهمتر از همه هر دو گروه شهروند ایراناند.
کار تندرو ی فراتر از این میرود و روی آنتن زندهی صدا و سیما، آقای قلعهنویی که سرمربی تیم ملی است که شبیه دورههای قبل در همان مرحلهی اول جام جهانی حذف شد برای برنامههای منتقدش شاخ و شانه میکشد و دستور صادر میکند که تریبون آنها قطع شود. عجیبترش اینجاست که فرمانش اجرایی میشود و سایت و اپلیکیشن فوتبال ۳۶۰ را از دسترس خارج میکنند. اینکه رانت دولتی که منحصر به حقوق و دستمزد آقای قلعهنویی است موفق میشود بخش خصوصی را که با دردسر و بدبختی در این اوضاع کسبوکاری راه انداخته و حداقل به عدهای دیگر هم کار و درآمد داده، تعطیل کند وهن ایران و ایرانی بودن است.
همین دو مثال نشان میدهد جریان تندرو تصمیم گرفته کشور را مصادره کند. غافل از اینکه ایران متعلق به ۹۰ میلیون نفر است که به هر حال بخشی از آنها با تندرویهای شما، با تیم ملی، با برنامههای صدا و سیما همسو نیستند اما دلشان همچنان برای وطن میتپد. اینبار اگر یکدلی و اتحاد ملی در برابر عمو فلان که قصد ویرانی ایران را دارد تضعیف شد ، یادتان باشد خود شما با تندرویهایتان در این پروسه مقصرید. آنها لزوما بیوطن نشدهاند. شما با بگیر و ببند و حذف حقوقشان، حمایت از وطنشان را از آنها گرفتهاید. با بستن دریچههای تنفس، با سانسور کردن برنامههایی که تازه نقدشان را خیلی در لفافه میگویند و اتهامشان فقط این است که تیم ملی فوتبال از آنها خوششان نمیآید.
الان در شرایطی ایستادهایم که خطر داخلی از خارجی حتی بیشتر به چشم میآید. در شرایطی که به وحدت و اتحاد و وفاق نیاز بود و نیاز هست، نه تنها مردم را به دو دستهی خودی و غیرخودی تقسیم کردید که با عدم درایت در پی گرفتن حقوق به زعم خودتان غیرخودیها هستید. عجیب است عبرت گرفته نمیشود که دود این بیخردی به چشم همه خواهد رفت. و بیشتر از هر کسی دشمن متجاوز از آن سود میبرد.