| کد مطلب: ۷۴۳۱

متاسفانه تقدیرش هنرمندبودن است

به‌مناسبت نمایشگاه محمدحسین شهیدی

متاسفانه تقدیرش هنرمندبودن است

به‌مناسبت نمایشگاه محمدحسین شهیدی

masoomi faroogh

فاروق مظلومی

روزنامه‌نگار تجسمی

می‌گوید چیزی در کارهای پل سزان
(1906-1839) دیدم که هنوز نمی‌دانم چیست. شهیدی پاتالوژیست است. نمی‌شود او را هنرمند outsider (غیرآکادمیک) تلقی کرد چون او توسط خودش آموزش دیده است. خوانده است، دیده است و مشق هم کرده است. اتفاقا آثار مشقی‌اش هم در نمایشگاه است. متاسفانه شهیدی یک هنرمند اصیل است. هنر سرنوشت شومی نیست اما سخت و رنج‌آمیز است. هنرمند همیشه در حال زایمان موجود ناقص‌الخلقه است. این موضوع به عدم قطعیت در هنر برمی‌گردد. اثر هنری هرگز کامل و قطعی نیست و قرار نیست روزی قطعی شود در برابر طراحی (دیزاین) که بالاخره به قطعیت می‌رسد. یک صندلی بالاخره به طراحی قطعی‌اش می‌رسد اما یک تابلوی نقاشی تا ابد به زیست‌های متنوع ادامه می‌دهد. روزی شاداب و جوان است
و روزی دیگر پیر .
اگر دیدید هنرمندی از اثرش راضی است، به او شک کنید. اثر هنری، شروع و پایان ندارد. ازطرفی کدام هنرمند می‌تواند ادعا کند آنچه به‌وجود آورده معادل همان چیزی است که در ذهنش بوده است؟ مگر یک ذهنیت غیرمادی می‌تواند مابه‌زای مادی داشته باشد؟ و این رنج عظیم همواره بر دوش هنرمند است. علاقه شهیدی به پل سزان خوشحالم می‌کند، نه به‌خاطر اینکه طبیعت بی‌جان سزانی را دوست دارم. طبیعت بی‌جانی که به قول لاوورنس «سیب‌بودگی سیب را نقاشی می‌کند، نه سیب را»، شهیدی انسان‌بود‌گی انسان را به نقاشی درمی‌‌آورد .در آثار شهیدی، نقاشی در خدمت سوژه نیست بلکه سوژه‌ها به خدمت نقاشی درمی‌آیند تا احساسات ناموجود در عالم واقع را به مخاطب انتقال دهند. در پرتره‌های او انسان‌هایی را می‌بینیم که ناقل امر واقع هستند، همان امری که به‌قول ژاک لاکان (1981-1901) پزشک و فیلسوف فرانسوی توسط زبان تکه‌تکه نمی‌شود. همان احساسی که به‌دلیل مقاومت در برابر ترجمه و تبدیل به کلمه به مخاطب اضطراب می‌دهد. شهیدی مولد امر والاست. امر غیرقابل دسترس و غیرقابل تکرار. پرتره‌هایش حتی توسط خودش قابل تکرار نیست .در آثار شهیدی مثل تمام آثار هنری، بد یا خوب نداریم؛ هنر و ناهنر داریم. ناهنرها را هم به نمایشگاه آورده که احتمالا اوقات سرگرمی‌اش آنها را کشیده است. آثار جدی او ارجاع‌های خارجی مثل پرتره و فضای شهری و خانگی ندارند. خیابانی که در این نقاشی‌ها هست با حمل یک احساس آن‌جهانی ما را از این‌جهان لعنتی که در آن پرت شده‌ایم، نجات می‌دهد. نمایشگاه شهیدی مثل خودش noncuratal (غیرقابل مراقبت) است و مراقبت سرمایه‌ای و ارائه‌ ندارد. نور زیاد است و آثار آویخته شده‌اند. قاب‌ها حرفه‌ای نیستند و کف گالری شبکه‌بندی دارد و خنثی نیست. از مجموعه‌دارها دعوت نکرده، استیتمنت هم ندارد تا اثر را به خریدار عوامی که تنها راه ارتباطش با هنر فهم و نتیجه‌گیری است حقنه کند .
انسان‌ها، خانه‌ها، طبیعت و... امور آشنایی هستند که در آثار شهیدی آشنایی‌زدایی شده‌اند تا این آثار مولد یک فضای ناآشنا ولی رهایی‌‌بخش باشند تا به حرف داستایفسکی برسیم: روزی زیبایی‌شناسی جهان را نجات خواهد داد .
پرتره‌های شهیدی قابل شناسایی و کشف نیستند و این سوال مخاطب را بدون پاسخ می‌گذارند. حسی که این پرتره می‌دهد چه نام دارد؟ مخاطب با جملاتی مثل «چه حس عجیبی دارد» و «تاثیرش مرموز است»، ناکامی‌اش را در برابر کشف حس پرتره ابراز می‌کند .آثار شهیدی را فقط باید دید و نمی‌شود گفت که با مخاطب چه‌کار می‌کنند، فقط می‌شود گفت کاری می‌کنند که
قابل‌بیان نیست.
این آثار بعد از افتتاحیه بیست‌وسوم تیرماه تا دوهفته دیگر روی دیوارهای گالری چهارده صفر یک هستند.

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

دیدگاه

ویژه فرهنگ
پربازدیدترین
آخرین اخبار