خانه دوست کجاست؟
برای «خانه اندیشمندان علوم انسانی»

برای «خانه اندیشمندان علوم انسانی»
وحید آگاه
عضو هیئتعلمی دانشگاه علامه طباطبایی
1 |
دکتر علیاصغر قاسمی را نمیشناختم و در خلال آشنایی با خانه اندیشمندان علوم انسانی، زیارتشان کردم. عضو هیئتعلمی و استاد علوم سیاسی در دانشگاه خوارزمی هستند. انسانی بسیار دوستداشتنی و دلنشین. در همان دیدار اول سختگیر، سرد و دمغ هم باشید، جذبش میشوید. ضمن اینکه همیشه لبخند دارد و این برای منِ طناز، معیار بسیار مهمی است. اینکه بهرغم جدی گرفتن همه امور، در سلوکشان، دنیا در کلیتاش، جدی نیست. درِ اتاقشان همیشه باز است. بله اتاق مدیریت را میگویم. حتی مسئولدفتر ندارند. آقای مهرجوی نازنین، آنجا مسئولدفتر خانه است، نه مدیریت. دکتر قاسمی را هیچوقت پشتمیز مدیریت ندیدم. همیشه در دوطرف میزش که صندلی و میز است، کنار اربابرجوع مینشیند و هروقت در خانه باشند، پذیرای همه هستند. بهدفعات بوده که جلسات هیئتمدیره انجمنها در اتاق ایشان بوده و ایشان نبودهاند. انگار اتاق انجمنهاست. مهمان را رها نمیکنند جز در دو مورد؛ یکی نماز و دوم مشایعت و بدرقه مهمانهای دیگر. احترام عجیبی برای استادان و صاحبنظران قائل هستند و در تکریم، نکوداشت و بزرگداشت قلل مرتفع شاخههای متنوع علوم انسانی و اجتماعی مانند تاریخ، جامعهشناسی، حقوق، ادبیات، روانشناسی، علوم سیاسی و روابط بینالملل، مدیریت و علوم تربیتی، مراسمات شایسته و درخوری را با همکاری انجمنهای مرتبط برگزار کردهاند.
در خانه خبری از بروکراسی نیست و معیارها مختصر و مفیدند: 1- رعایت موازین قانونی. ۲- هویت قانونی مؤسسات و انجمنها. ۳- تکریم ارزشهای اسلامی و شرعی و ۴- منافع ملی. هر زمان وارد خانه شوید، منو باز است: در سالنهای حافظ، خیام، سعدی و فردوسی که مفاخر ایران را نمایندگی میکنند، همه سلایق مهیاست؛ در گوشهای از شاهنامه میگویند، آنطرف، سمتی از تاریخ را میکاوند و آنسوتر، نظم حقوقی را بررسی میکنند. یک رنگینکمان کامل به عشق ایران. کلی برنامه مذهبی و دینی در ماههای رمضان و محرم و همه رایگان. خالصانه و بدون هیچ چشمداشت.
دکتر عزیز میدانم که بخشی حجیم از زندگیتان را صرف خانه کردید. از خانواده و استراحتتان عبور کردید و با عشق، به فرهنگ ایران عزیز خدمت کردید. شما به این کشور، دولت، فرهنگ، اجتماع، جامعه و دانش خدمت کردید. شما با اشتیاق، چراغ فرهنگ را روشن نگه داشتید. این کاملاً در راستای امنیت فرهنگی و اقتدار فرهنگی ایرانی و اسلامی است. اینکه همه شهروندان زیر پرچم قانون و شرع از آزادیبیان بهره ببرند.
راضی نیستید، اما بگذارید بگویم که میدانم مبالغ زیادی را از جیب شخصی هزینه کردید. خوشبهحال همسر و فرزندان شما که چنین مرد شایسته، استاد انسان و مسلمان واقعی را با خود دارند.
۲ |
از شهرداری تهران هم سپاسگزارم. باید گفت که شهرداری تهران بهعنوان یک نهاد عمومی غیردولتی از سال ۹۰ حامی این خانه بوده است و این نباید مغفول بماند. لذا باید حمایت شهرداری تا این برهه و پس از آن را از هم تفکیک کرد. میگویم شهرداری. مسئولان میآیند و میروند و این افتخارات برای نهاد میماند. برای نام شهرداری، فارغ از مدیرانش. حالا اما چند وقتی است که خانه با چالش مواجه شده و در شهرداری از استفاده دیگران از ساختمان و خانه صحبت شده. میماند یک سوال؛ آیا خانه و مسئولانش برای دیگران یعنی برای کسی یا شخصی یا تفکری یا مؤسسهای یا انجمنی، مانع شدهاند؟ برای سلیقهای برای تفکری، ممنوعیتی ایجاد شده؟ من جز تنوع، تکثر و پرسپکتیو در خانه ندیدم.
3 |
نسبت به لهستان، در ایران گزارههای فرهنگی هست. مثل صندلی لهستانی و فرهنگ آن، یا فیلم مستند استاد مرحوم، خسرو سینایی درباره مهاجران لهستانی در ایران با نام «مرثیه گمشده» که توسط این کشور از استاد تقدیر شد. اما حالا ورشو معنایی عمیق پیدا کرده چون در بوستان ورشو، خانهای بیهمتا وجود دارد؛ «خانه اندیشمندان علوم انسانی». لذا از خیابان استاد نجاتاللهی(ویلا) که میگذرید، حال خوبی در میانه آن برقرار است.
بنده کمترین بهعنوان عضوی از جامعه معظم حقوق و مآلاً علوم انسانی و اجتماعی از شهرداری تهران که در عملکرد و کارنامه خود، سوابق فرهنگیِ بسیار و زیبایی دارد، درخواست دارم که خانه و خدماتش به جامعه فرهنگی ایران عزیز ادامه داشته باشد و این مکان همچنان در اختیار خانهای باشد که سرشار از خدمت به کشور و دولت است. اما نتیجه تصمیم و اقدام شهرداری تهران هرچه باشد، در این فضا که شهروندان به دلایل متعدد در نمره دادن به همه، حتی نزدیکان و اقوامشان و ارزیابی عملکرد اعم از کیفی و کمی بسیار سختگیرند، «مؤسسه خانه اندیشمندان علوم انسانی» با نمره بالا قبول شده است. یک نمره الف از جامعه مدنی علوم انسانی از اندیشمندان این حوزه.