| کد مطلب: ۷۰۵۷

یافتن پاسخی برای علت حذف

در میان داستان‌نویسان شاخص ایرانی معاصر، دو نفرشان توجه‌ام را بیشتر از بقیه جلب کردند. اولی بهرام صادقی بود که متعلق به نسل دوم داستان‌نویسان ایرانی است و دیگری

یافتن پاسخی برای علت حذف

محمودی 575x323

حسن محمودی

نویسنده و روزنامه‌نگار

در میان داستان‌نویسان شاخص ایرانی معاصر، دو نفرشان توجه‌ام را بیشتر از بقیه جلب کردند. اولی بهرام صادقی بود که متعلق به نسل دوم داستان‌نویسان ایرانی است و دیگری صادق چوبک که از نسل اول است. دریافت‌ها و توضیحاتم درباره هردو را هم جداگانه به‌ترتیب در کتاب «خون آبی بر زمین نمناک» و«نقد و تحلیل و گزیده داستان‌های صادق چوبک»، منتشر کرده‌ام. در این دو کتاب، تلاشم بر این بوده است که توضیح دهم چرا بهرام صادقی و صادق چوبک در روند داستان‌نویسی ایرانی معاصر مهم‌اند. البته که هر داستان‌نویسی، تعلق‌خاطری به نویسندگانی نزدیک‌تر به جهان داستانی خودش پیدا می‌کند و برای توضیح آن، گاه هم به تحلیل داستان‌های نویسنده مطلوبش مبادرت می‌کند. گرچه این مهم در نویسندگان ایرانی چندان که باید عادت نیست، منتها مثال‌های زیادی از چنین سنتی را در نویسندگان بزرگ جهان می‌توان برشمرد.
در میان نویسندگان ایرانی، هوشنگ گلشیری مثال خوبی است که شاهدش کتاب «جدال نقاش با نقش» در توضیح رمان «سووشون»، اثر سیمین دانشور است. گلشیری پیش‌ازآن در مقاله «سی سال رمان‌نویسی در ایران»، تلاش می‌کند تا «بوف کور» صادق هدایت، «ملکوت» بهرام صادقی، «سنگ صبور» صادق چوبک و«سووشون» سیمین دانشور را تحلیل کند. گلشیری این مقاله را در آستانه انتشار رمان «شازده احتجاب» منتشر می‌کند تا درواقع این اثرش را توضیح بدهد. از اتفاق، برای درک اهمیت صادق چوبک، مقاله «سی سال رمان‌نویسی» هوشنگ گلشیری همچنان راهگشاست. اینکه صادق چوبک چه تاثیری بر روند داستان‌نویسی ما گذاشته است را با خوانش آثار نویسندگان نسل دوم و سوم داستان‌نویسی به‌خوبی می‌توان ردیابی کرد. داستان‌های چوبک دست‌کمی از داستان‌های صادق هدایت در داستان‌نویسی ما نداشته است، با این تفاوت که درخصوص این نویسنده، ناجور سکوت کرده‌اند. به‌هنگام انتشار «خون آبی بر زمین نمناک»، هیچ کتابی درباره بهرام صادقی منتشر نشده بود و درباره صادق چوبک و آثارش هم تنها کتابی از عبدالعلی دستغیب موجود بود. بعدها بهرام صادقی با اقبال خوبی روبه‌رو شد و بر سر انتشار همان دو کتابش، ناشران به رقابت پرداختند که نشان از توجه روزافزون مخاطب به داستان‌هایش است. اما چوبک همچنان در محاق است. این محاق، جدای از ممنوعیت انتشار رسمی رمان «سنگ صبور» ناشی از سکوت منتقدان، تحلیلگران و نویسندگان است.
داستان‌های «انتری که لوطی‌اش مرده بود»، «پیراهن زرشکی»، «بعد از ظهر پاییز» و«چرا دریا طوفانی شده بود» را یک‌بار بخوانیم و به‌یاد بیاوریم تا متوجه تاثیرشان در نویسندگان شاخص نسل دوم و سوم در داستان‌نویسی‌مان بشویم. این نقش هم در زبان تجلی پیدا کرده که در آثار جلال آل‌احمد و هوشنگ گلشیری بیشتر نمود یافته است. تاثیر مهم‌تر نیز از شخصیت‌های داستانی صادق چوبک است. نخواسته‌اند و نگذاشته‌اند «انتری که لوطی‌اش مرده بود» خوانده شود. دلیلش را هم هریک از ما بنابر دریافت‌مان از جهان معنایی این داستان ژرف خواهیم فهمید. «پیراهن زرشکی» نیز نباید خوانده می‌شد که داستان‌نویس در قرن اخیر چندان هم مجاز به عریان‌سازی زیرپوست شهر نیست. پای آدم‌هایی که چوبک به داستان فارسی کشاند، قلم کردند. برای همین است که زار محمد در رمان «تنگسیر»، بی‌همتا می‌ماند. همچنین از جهان سلطان و سیف‌القلم، شخصیت‌های رمان «سنگ صبور» در داستان‌نویسی ایرانی معاصر کمتر می‌توان مثال آورد. به‌نظرم پرسش اصلی درخصوص صادق چوبک و آثارش بیش‌از هر چیز دیگر در این روزگار، یافتن پاسخی برای علت این سکوت و حذف است.

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

دیدگاه

ویژه فرهنگ
آخرین اخبار