بچه مصدق
فیلمی که میتوانست بهترین اثر جشنواره سینما حقیقت ۱۴۰۴ نام گیرد، اما اجازه نمایش در این جشنواره را نیافت و در یک شب سرد زمستانی در خانه سینما با حضور اهالی فرهنگ و سیاست به نمایش درآمد.
فیلمی که میتوانست بهترین اثر جشنواره سینما حقیقت 1404 نام گیرد، اما اجازه نمایش در این جشنواره را نیافت و در یک شب سرد زمستانی در خانه سینما با حضور اهالی فرهنگ و سیاست به نمایش درآمد. «بچه اولادجان»، آخرین فیلم منوچهر مشیری بهعنوان مستندساز، درباره یک ورزشکار زحمتکش است که بچه پامنار است و عاشق منش و مرام مصدق میشود و کل عمرش را در راه خدمت به میهن، به شیوه او سپری میکند.
حسین شاهحسینی، کسی که در کل عمرش بارها بهخاطر افکار میهنپرستانهاش زندانی شده اما از راه خود دست نکشیده، بزرگترین عنواناش ریاست ورزش از سال ۱۳۵۸ تا دولت رجایی است و بهدلیل اینکه حاضر نبود از مصدق و جبهه ملی تبری جوید، از این سمت کنار میرود.
منوچهر مشیری در آخرین فیلماش بهدرستی توانسته در یک مستند شخصیتمحور، بهدرستی به زوایای پنهان و آشکار حوادث ارزانترین کودتای تاریخ در دنیا ـ که سال ۱۳۳۲ در ایران روی داد و منجر به زندانی و اعدامشدن مصدق و یارانش شد ـ بپردازد و بیشک در میان همه فیلمهایش، کاملترین و بهترین کارش را بسازد.
مشیری که غالباً مستندهای شخصیتمحور درباره ادبا و مردان تاریخ ساخته است، حالا در این اثر بهواسطه در کنار هم قرارگرفتن یک گروه حرفهای؛ اعم از تهیهکننده (سعید رشتیان) تا فیلمبردار (رضا تیموری که بهترین فیلمبردار عرصه سینمای مستند است) و تدوینگر (آرش اسحاقی که خود مستندساز است و تدوینگر در این اثر جدید مشیری)، یک همافزایی فکری ویژه بهوجود آمده است و یک اثر درخور اندیشه پدید آوردهاند. دراینمیان آرش اسحاقی در شکلگیری این اثر نقش قابلتوجهی دارد؛ چراکه هم این اثر را تدوین کرده، هم نویسندگیاش برعهده او بوده و هم خودش، گفتار متن این فیلم را خوانده است.
با آنکه در هر سهوظیفه خود، فهیم و تواناست و صدای خوبی هم دارد، همچنین بهواسطه اینکه فارغالتحصیل فهیم زبان پارسی است و کلمات و جملات را با دقت خاصی نگاشته، اما اگر اجرای گفتار متن را به یک نریتور حرفهای میسپارد، این اثر با صدای خاص یک گوینده حرفهای، جانی بیشتر مییافت و برای مخاطب آن دلنشینتر مینمود. هرچند آرش اسحاقی صدای شیوایی دارد، اما یک گوینده حرفهای و صاحبسبک میتوانست با خوانش گفتار متن این اثر، جانی بیشتر به این کار ببخشد.
البته که اسحاقی در نامگذاری فیلم هم نقش داشته و بهدرستی عنوان این اثر را «بچه اولادجان»، نه «عولادجان» نگاشته، خط بطلانی بر قصهسازی برخیها کشیده که این عنوان را قصهپردازی کردهاند.
«بچه اولادجان»، فیلمی به زبان ساده و عامیانه برای مردم است، درباره آدمحسابی تاریخ معاصر که برای در قدرتماندن، به هیچ ریسمانی چنگ نزد، در نظر داشت که حاکمیت قانون در ایران جاودانه شود و در عزلت احمدآباد درگذشت؛ دکتر محمدمصدق.
این فیلم در بافتار لایهبهلایهاش، بدون تکلف و ادا، با در نظرگرفتن جمیع شرایط حرفهای، اثری قابل درنگ و جذاب برای مردم ایران است که تماشایش عبرتآموز است؛ ملتیکه تاریخ خود را نخواند، تاریخ بر او تکرار میشود؛ چه بهشکل کمدی و چه بهشکل تراژیک.
این اثر، روایتی روان و پویا دارد. مستند «بچه اولادجان» بیتکلف، تاریخ را به شیوهای سهل و ممتنع روایت کرده است. حسین شاهحسینی در این فیلم بهعنوان یک ورزشکار، در راهی قرار میگیرد که پاکدستی، شرافت و پایمردی در راه حق و حقیقت، دستاورد زندگیاش میشود و با آنکه دوستان بسیار زیادی را در مسیر زندگیاش ـ ازجمله داریوش فروهر و همسرش ـ از دست میدهد، اما دست از افکار میهنپرستانهاش برنمیدارد.
باآنکه بارها به زندان میافتد و احضار میشود، همچون سرو ایستاده در میگذرد و یک نمونه خوب در کردارش، از مکتب فکری دکتر محمد مصدق میشود؛ «بچه اولادجان»، اثریست که تمام مردم ایران باید آن را ببینند و از آن پند گیرند.