زیدآبادی: بارکردن سرنگونیطلبی بر جنبشهای مدنی خطراتی جدی برای مردم دارد
احمد زیدآبادی با اشاره به وقایع اعتراضی سالهای اخیر هشدار میدهد که بار کردن سرنگونیطلبی به این جنبشها خطراتی جدی را برای مردم به همراه دارد. به باور او اغلب انقلابهای زایندهی خشونت و حذف هستند.
به گزارش هممیهن آنلاین، احمد زیدآبادی در گفتوگو با انصاف نیوز در پاسخ به این سوال که آیا امیدی به شنیدن آنچه میگوید دارد، گفت: حرفزدن در شرایط فعلی الزاماً به امید شنیدهشدن از سوی قدرت نیست. مخاطبان طیف متنوعیاند؛ از کسانی که به دنبال فهم مسئله و صورتبندی تازهای از سیاستاند تا گروههایی که صرفاً زاویهی دید جدید میخواهند.
به گفتهی او، حتی وقتی خطابش حکومت است، توهم پذیرش مستقیم همهی حرفهایش را ندارد؛ هدف اصلی، روشنکردن تناقضها و کمک به فهم امر سیاسی است. سکوت دائمی را مانع حرکت جهان میداند، هرچند سکوت مقطعی را در برهههایی قابلفهم میبیند.
این روزنامهنگار تحلیل را بدون دستگاه فکری ناممکن میداند؛ یعنی پیگیری مداوم، چینش دادهها و بازنمایی واقعیت از یک منظر مشخص. واکنشها به گفتههایش متنوع است: از استقبال تا پسزدن، از جستوجوی زاویه تازه تا اتهامزنی. حتی مخالفان تند، گاه خود را ناچار به پاسخدادن میبینند؛ پاسخی که یا اتهامی است یا تلاشی برای ارائه بدیل. مسئله، به باور او، اخلاق فردی نیست، بلکه تفاوت چارچوبهای فکری است.
زیدآبادی در تحلیل وقایع ۱۴۰۱، بر ناهمگونی واکنشها تأکید میکند. او با نقد سیاست حجاب و مخالفت با خشونت همراه بوده، اما وقتی جنبش مدنی به خیابان کشیده شد و از سوی بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور به پروژهای سرنگونیطلبانه گره خورد، منتقد این رویکرد بود. به باور او، بارکردن سرنگونی بر جنبشی مدنی و غیرخشونتآمیز، خطراتی جدی برای مردم و کشور دارد.
او از فضای خارج از کشور میگوید، جایی که گروههای متنوع از مجاهدین خلق و سلطنتطلبان تا چپها و گروههای قومی مدعی رهبری شدند. این تحمیلها، به گفته او، واقعیتی متفاوت از داخل ساخت و واکنشهای تند و اتهامآمیز را به دنبال داشت. زیدآبادی تأکید میکند: تحلیلگر نمیتواند سادهانگارانه یا هیجانی موضع بگیرد؛ نگرانی اصلیاش نیروهاییاند که خود را جانشین بالقوه معرفی میکنند، با ادبیاتی که هدف وسیله را توجیه میکند.
این روزنامهنگار انقلابها را اغلب زاینده حذف و خشونت تازه میداند و بر عدم خشونت پافشاری میکند. به باورش، بسیاری از نیروهای مخالف دنبال کار راحتاند: یا مردم بیایند و نهادها را بگیرند و قدرت را تحویل دهند، یا کشته شوند و قدرت خارجی مداخله کند. اینها فرضهایی سادهانگارانه است.
او با اشاره به اعتراضات گفت: واقعاً نمیدانم دنبال چه هستند. وقتی فضا را نگاه میکنید، این طرز فکر را میبینید که مردم را بیاوریم توی خیابان، خب آمدند؛ گام بعدی چیست؟ نیرویی که قرار است جایگزین شود کدام است؟ تشکیلاتش چیست؟ برنامهاش چیست؟
اینکه فقط بگوییم حقوق بشرخوب باشد، دفاع از حقوق بشر خیلی هم خوب است؛ اما هی خیابان، هی تنش، هی فراخوان… اینها را من نمیفهمم.
اینها نیاز به بحث و گفتوگو دارد که فعلاً اصلاً انجام نمیشود. فضا پر از اتهام است، پر از اضطراب و دلهره و فشار. و آخرش میمانیم که خب، حالا چه کار باید کرد؟
زیدآبادی میگوید: صندوق رأی بدون پذیرش اصولی چون تساهل، پذیرش شکست و میداندادن به مخالف، به سرنوشت خوبی منتهی نمیشود: هیجان، پیروزی، ورود به قدرت و سپس بالا کشیدن نردبان.
این تحلیلگر سیاسی در واکنش به اظهارات مدتی قبل رئیسجمهور دربارهی گفتوگو با اپوزیسیون، آن را بیشتر حرف میداند تا پروژه. سیاست، به تعبیر او، فقط تشخیص درست نیست؛ منافع تعیینکنندهاند. اگر اجماع واقعی بود، سه وعده اصلی حجاب، فیلترینگ، تحریمها پیش میرفت، اما هر سه درگیر بنبستاند.
او جریانهای افراطی داخل را ایدئولوژیک، منجمد و ناسازگار با زمانه میداند؛ نگاهی که آن را مشابه بنیادگراییهای تکفیری میخواند. جامعه ایرانِ ۹۰ میلیونی، به باورش، با این تفکر کنار نمیآید و تحمیل آن جز با خشونت عریان ممکن نیست؛ خشونتی که مشروعیت را میسوزاند.