| کد مطلب: ۷۱۸۱۲

سقوط تاریخی فرزندآوری در ایران؛ خانواده‌ها بچه دوست دارند، اما از آینده می‌ترسند

نرخ باروری ایران به ۱.۳۵ رسیده است؛ پژوهشی تازه نشان می‌دهد مشکل نه کمبود مشوق‌ها، بلکه بی‌اعتمادی به آینده است.

سقوط تاریخی فرزندآوری در ایران؛ خانواده‌ها بچه دوست دارند، اما از آینده می‌ترسند

به گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از زومان، روی کاغذ به نظر می‌رسد مسیر فرزندآوری با مجموعه‌ای از وام‌ها، تسهیلات، مرخصی‌ها و امتیازها هموار شده است؛ اما پشت در خانه‌ها، محاسبه دیگری جریان دارد. فرزندآوری در خانواده‌های ایرانی به کمترین سطح تاریخی خود رسیده است.

زوج‌ها یک وام چندساله را با هزینه چند دهه بزرگ‌کردن یک کودک مقایسه می‌کنند؛ هزینه‌ها را کنار اجاره‌خانه، ناامنی شغلی و نگرانی از آینده می‌گذارند و اغلب به نتیجه‌ای می‌رسند که در نمودار جمعیت دیده می‌شود: خانواده‌ای خلوت‌تر از قبل.

پژوهشی که به‌ تازگی در یک نشریه معتبر منتشر شده، نشان می‌دهد چه موانع پنهان در اجرای سیاست‌های تشویقی فرزندآوری و «قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» در ایران وجود دارد.

این پژوهش نشان می‌دهد میان خواسته‌های مردم و مشوق‌های دولتی هماهنگی وجود ندارد و در حالی که دولت عمدتاً بر افزایش عددی نرخ باروری تمرکز دارد، اولویت خانواده‌ها کیفیت زندگی، امنیت شغلی، مسکن و رفاه فرزندان است.

سقوطی که پس از تغییر سیاست هم متوقف نشد

ایران در دهه‌های اخیر تغییرات جمعیتی شدیدی را پشت سر گذاشته است.طبق آمارهای بانک جهانی، نرخ باروری که در ابتدای دهه ۱۳۴۰ بیش از ۷ فرزند به‌ ازای هر زن بود،بر اساس تازه‌ترین آمار اعلام‌شده در ایران اکنون به حدود ۱.۳۵ فرزند رسیده؛ یعنی در حدود ۶۵ سال بیش از ۸۰ درصد کاهش یافته است.

نرخ باروری یعنی متوسط تعداد بچه‌ای که هر زن در طول زندگی خود به دنیا می‌آورد؛ البته با فرض اینکه الگوی بچه‌دار شدن زنان در آن سال تغییر نکند.

دولت برای تغییر این مسیر، «قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» را در آبان ۱۴۰۰ برای اجرای آزمایشی هفت‌ ساله ابلاغ کرد. وام ازدواج و فرزندآوری، زمین، تسهیلات مسکن، خودرو و حمایت‌های شغلی بخشی از بسته‌ای بود که قرار بود تصمیم به فرزندآوری را آسان‌تر کند.

اما جهت نمودار عوض نشد. در سال ۱۴۰۴ حدود ۸۹۲ هزار تولد در کشور ثبت شد؛ ۲۰ درصد کمتر از سال ۱۴۰۰. این یعنی پس از چند سال اجرای قانون، تعداد تولدها نه‌ تنها افزایش نیافته، بلکه به یکی از پایین‌ترین سطوح تاریخی خود رسیده است.

دولت عدد تولد را می‌بیند؛ خانواده کیفیت زندگی را پشت این آمارها دلایلی نهفته که بسیار فراتر از مشوق‌های مالی است.

یک پژوهش علمی که به تازگی در یک ژورنال معتبر علوم اجتماعی منتشر شده به این سوال پاسخ می‌دهد که از نظر زنان و مردان متأهل چرا سیاست‌های جوان‌سازی جمعیت در ایران به نتیجه نرسیده است.

مهم‌ترین کشف این پژوهش، «ناهمخوانی میان هدف سیاست‌گذار و واقعیت خانواده» است. دولت موفقیت را با افزایش تعداد تولد می‌سنجد؛ اما خانواده پیش از آوردن فرزند به مسکن، امنیت شغلی، سلامت مادر، آموزش کودک و کیفیت آینده او فکر می‌کند.

برای زوج‌های ایرانی، کوچک‌شدن خانواده الزاما به معنای بی‌علاقگی به کودک نیست؛ گاهی دقیقا از نگرانی برای آینده همان کودک می‌آید. فرزند کمتر، به راهی برای محافظت از کیفیت زندگی تبدیل شده است.

14

۸ مانع پنهانی که دولت نمی‌بیند

طبق این پژوهش علمی، ۸ مانع اصلی، موانع پنهانی هستند که زوج‌های ایرانی با آن‌ها مواجه هستند و مشوق‌های دولتی را بی‌اثر می‌کنند:

چالش‌های اقتصادی: تورم بالا، بی‌ثباتی اقتصادی و ناپایداری شغلی باعث شده مشوق‌های مالی کوچک دولت تأثیر ملموسی بر جبران هزینه‌های سنگین زندگی و فرزندآوری نداشته باشند.

موانع بوروکراتیک: پیچیدگی مراحل اداری، قوانین سخت‌گیرانه (مانند ضامن برای وام‌ها) و عدم هماهنگی بین‌دستگاهی.

بی‌اعتمادی به مسئولان و نحوه اجرای سیاست‌ها: عدم اطمینان مردم به پایداری قوانین و عمل به وعده‌های دولتی.

موانع اجتماعی و فرهنگی: تغییر نگاه جامعه به فرزندآوری، نگرش منفی به خانواده‌های پرجمعیت و ترجیح سبک زندگی بدون فرزند یا تک‌فرزندی.

نگرانی‌های سلامت و رفاه: محدودیت‌های جدید در غربالگری و خدمات بهداشت باروری، همراه با هزینه‌های بالای درمانی که موجب استرس و سلب اختیارات باروری زوجین می‌شود.

بحران مسکن: آپارتمان‌نشینی، فضاهای کوچک و عدم امکان تأمین مسکن مناسب برای خانواده‌های چندفرزندی.

محدودسازی استراتژیک باروری: زوجین به عنوان یک راهکار عقلانی و برای مدیریت ریسک، فرزندآوری را به تأخیر انداخته یا تعداد فرزندان را محدود می‌کنند تا بتوانند از عهده کیفیت زندگی فرزندان فعلی برآیند.

کوچک شدن اندازه خانواده: پیامد نهایی موارد فوق، کاهش باروری واقعی نسبت به تمایلات اولیه زوجین و عادی‌سازی الگوی تک‌فرزندی یا خانواده‌های کوچک است.

حلقه گمشده‌ای به نام اعتماد

وام فرزندآوری در تبلیغات، کمک دولت به خانواده است؛ در تجربه بعضی متقاضیان، اما مجموعه‌ای از ضامن، مدرک، صف و رفت‌وآمد است. یکی از مادران حاضر در پژوهش توضیح داده که شرایط دشوار دریافت وام، او و همسرش را از اقدام پشیمان کرده است. حمایتی که دسترسی به آن پرهزینه و فرساینده باشد، پیش از رسیدن به اتاق کودک پشت باجه بانک متوقف می‌شود.

مشکل فقط اندازه وام نیست. تورم می‌تواند ارزش یک حمایت ثابت را ظرف مدت کوتاهی کوچک کند، در حالی که هزینه خوراک، درمان، آموزش و مسکن کودک سال‌ها ادامه دارد. سیاست‌گذار یک مبلغ مقطعی پیشنهاد می‌کند؛ خانواده با تعهدی روبه‌روست که ممکن است بیش از دو دهه طول بکشد.

شکست مشوق‌های فرزندآوری بیش از آنکه شکست یک وام یا بخشنامه باشد، شکست اعتماد به آینده است. خانواده ایرانی الزاماً فرزند نمی‌خواهد کمتر داشته باشد؛ می‌ترسد نتواند زندگی مناسبی برای او بسازد. تا زمانی که سیاست جمعیتی از شمارش تولدها به تأمین امنیت خانواده نرسد، فاصله میان آرزوی فرزند و تولد واقعی باقی خواهد ماند.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه جامعه
آخرین اخبار