گزارش فارنپالیسی از وضعیت ترامپ در آمریکا: دوران اوج او سپری شده است
راوی آگراوال سردبیر نشریه فارنپالیسی نوشته که دوران اوج دونالد ترامپ سپری شده است. این نویسنده در این مقاله که در شماره چاپی پاییز ۲۰۲۶ با عنوان «چگونه در جهانی بدون قانون زنده بمانیم» منتشر شده مدعی شده که در سالهای آینده رئیسجمهور آمریکا با این که همچنان در عرصه جهانی عنصری تنشزا باقی خواهد ماند، اما قدرت اعمال فشار و اجبار خود را از دست خواهد داد و این یک دگرگونی محسوس خواهد بود!
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از شفقنا از نشریه فارنپالیسی؛ دونالد ترامپ احتمالاً وقتی به یاد آغاز سال ۲۰۲۶ میافتد، آهی حسرتبار میکشد.
رئیسجمهور آمریکا سال نو را با جشنی باشکوه در «مار-آ-لاگو»، باشگاه خصوصیاش در فلوریدا، آغاز کرد. در این مهمانی که چهرههایی چون بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل و حسین سجوانی میلیاردر اماراتی نیز در آن حضور داشتند؛ وانیلا آیس آهنگ معروف «Ice, Ice, Baby» را اجرا کرد و بعد از آن هم یک نقاش با سرعتی بالا تصویری از عیسی مسیح خلق کرد- که البته از جایی که خودِ مسیح حضور نداشت، ترامپ بعد از امضای آن تابلو، در نهایت آن را شخصاً به قیمت ۲.۷۵ میلیون دلار به حراج گذاشت.
[در حقیقت میتوان گفت که] اولین سال دومین دوره ریاستجمهوری ترامپ تا حد زیادی داشت طبق برنامه پیش میرفت. ترامپ گروهی از افراد وفادار را در کابینهاش گرد آورده بود، در ۱۰۰ روز نخست ریاستجمهوریاش بیشتر از تمام روسای جمهور دیگر در تاریخ آمریکا فرمان اجرایی صادر کرده بود، و البته وزارت دادگستری را نیز برای مقابله با دشمنانش مورد استفاده قرار داده بود.
ترامپ همچنین در ژوئن ۲۰۲۵، در شرایطی که داشت نقش دولتمردی را بازی میکرد که میتواند به تمام جنگها پایان دهد، دستور بمباران تأسیسات هستهای ایران را صادر کرده بود. جالبتر اینکه او حتی حسوحال حاکم بر «سیلیکونولی» را نیز تغییر داده بود- و به نوعی ثروتمندترین مردان جهان را برای بوسیدن حلقه قدرت- یا به بیانی بهتر برای ادای احترام و بیعت- به کاخ سفید کشانده بود.
سپس ترامپ [پس از این اقدامات و موفقیتها] در سوم ژانویه «عملیات عزم راسخ» را آغاز کرد و برای دستگیری نیکلاس مادورو رهبر ونزوئلا با قدرتمندترین نیروی نظامی جهان به کاراکاس یورش برد؛ یک مأموریت جسورانه، موثر و چشمگیر- حتی به رغم اینکه غیرقانونی و مغایر با قانون اساسی بود و البته دستاورد بلندمدت چندانی هم نداشت.
برای ترامپ، اما، [حمله به ونزوئلا] یک قدرتنمایی آشکار، یا به بیانی دیگر نمایشی از قدرت بود که میتوانست حس اقتدارش را تقویت کند.
در حقیقت ترامپ تازه داشت به ابعاد کامل قدرت عظیمی که در اختیار فرمانده کل قواست آگاهی پیدا میکرد- و همچنین متوجه میشد قدرتی که امکان اعمال آن وجود نداشته باشد، به چه دردی میخورد؛ یا چه حسن و فایدهای میتواند داشته باشد؟!
البته در این میان ترامپ خوب فهمیده بود- یا حداقل اینکه از نگاهش دور نمانده بود- که اقداماتش واکنشهای منفی محدود و معدودی را در سطح ملی یا بینالمللی به دنبال داشته است. به هر حال مادورو دیکتاتوری فاسد بود که هیچ متحد واقعی نداشت؛ و بنابراین دستگیری چنین فردی عملاً تنها بازتابی که داشت، این بود که یک بار دیگر نشان داده بود چه خلأهای زیاد و فزایندهای در حقوق بینالملل وجود دارد.
پس از آن ترامپ که جسارت بیشتری پیدا کرده بود، پیشنهاد تصاحب گرینلند- قلمرویی متعلق به دانمارک- را مطرح کرد؛ تهدیدی که میتوانست ناتو را به عنوان بزرگترین ائتلاف نظامی جهان از هم بپاشد. با این حال زمانی که رهبران و مدیران ارشد اجرایی جهان در اواخر همان ماه در «مجمع جهانی اقتصاد» در سوئیس گرد هم آمدند؛ تنها موضوعی که در آنجا مطرج بود، این بود که آیا ترامپ این کار را خواهد کرد [و به گرینلند حمله خواهد کرد] یا نه؟!
[آن روزها] نام ترامپ ورد زبان همه بود. تا اینکه جنگ ایران پیش آمد و این اتفاق خیلی چیزها را حداقل در ارتباط با ترامپ تغییر داد.
به عقیده نویسنده این مقاله؛ حالا بعد از تمام این تحولات؛ اگر چه به احتمال زیاد در سالهای آینده رئیسجمهور آمریکا در عرصه جهانی همچنان عنصری تنشزا باقی خواهد ماند، اما وضعیت حاکم بر جهان حکایت از این میکند که این عنصر تنشآفرین قدرت اعمال فشار و اجبار خود را از دست خواهد داد- و این یک دگرگونی محسوس خواهد بود.