قمار ترامپ درباره ایران چگونه بحرانی پدید آورد که نظم جهانی را دگرگون میکند؟
گاردین نوشت کاخ سفید، بدون برخورداری از تخصص، راهبرد یا خویشتنداری، در جنگی گرفتار شده است که راه خروج آسانی ندارد؛ درگیریای که پیامدهای اقتصادی آن از مرزهای آمریکا فراتر رفته و میتواند به کاهش رشد جهانی، تشدید بحران انرژی و نظامیتر شدن آبراههای مهم جهان منجر شود.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از فراز، ایالات متحده برای یازدهمین شب متوالی به ایران حمله و آشیانههای هواپیما و محلهای نگهداری پهپادها را در سراسر این کشور هدف قرار داد. این حملات پس از آن انجام شد که ایران حملات تلافیجویانهای علیه پایگاههای هوایی آمریکا و کشورهای همسایه خلیج فارس انجام داد؛ کشورهایی که تهران را به هدف قرار دادن عمدی تأسیسات آبشیرینکن ضروری برای زندگی در منطقه متهم کردهاند.
اکنون هر یک از طرفین مدعی است مانع تسلط طرف مقابل بر تنگه هرمز میشود؛ تنگهای که پیش از آغاز جنگ، ۲۰ درصد نفت جهان از طریق آن حمل میشد. کشتیهای حامل محمولههای حیاتی نفت، گاز و کود همچنان متوقف ماندهاند.
«عملیات خشم حماسی» با هدف تغییر حکومت ایران آغاز شد. از آن زمان، هدف این عملیات به بازگشایی تنگه هرمز و جبران خسارتی تغییر کرده است که تصمیم آمریکا و اسرائیل برای آغاز جنگ به بار آورد. رئیسجمهوری آمریکا ظرفیت ایران برای تحمل فشار و درد را بهشدت دستکم گرفت و اکنون تلاش میکند با بمباران، راهی برای خروج از جنگی پیدا کند که خود به وجود آورده است.
ولی نصر، استاد روابط بینالملل و مطالعات خاورمیانه و نویسنده کتاب «راهبرد کلان ایران»، درباره جنگ بر سر حیاتیترین گلوگاه جهان توضیح داده است.
«در ذهن ترامپ، این تحولی میراثساز بود»
دونالد ترامپ شب انتخابات سال ۲۰۲۴ به رأیدهندگان گفت: «من جنگی را آغاز نخواهم کرد.»
تصمیم او برای بمباران ایران در ۲۸ فوریه با مشارکت بنیامین نتانیاهو، هم بهدلیل تهاجمی بودن آن و هم بهدلیل نقض جسورانه این وعده، حیرتانگیز بود. ترامپ هیچ کاری برای آمادهسازی آمریکا برای جنگ انجام نداد، ظاهراً به این واقعیت نیندیشید که اگر ایران هدف حمله قرار گیرد، بهطور اجتنابناپذیری تنگه هرمز را به گروگان خواهد گرفت و برای توضیح تصمیم خود نیز به توجیهاتی متناقض متوسل شد.
او در روزهای ابتدایی جنگ، «کاری را که در ونزوئلا انجام دادیم» الگویی برای آنچه امیدوار بود به دست آورد، توصیف کرد.
ولی نصر گفت: «او تصور میکرد بهعنوان رئیسجمهوری آمریکا که مسئله ایران را حل کرده است، نامش در تاریخ ثبت خواهد شد. در ذهن او، این تحولی میراثساز بود که سریع و بدون هزینه انجام میشد.»
ثابت شد که این یک اشتباه محاسباتی مرگبار بوده است. پیت هگست، که خود را «وزیر جنگ» آمریکا مینامد، گفته بود حملات اولیه آمریکا که علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، را کشت، «سر مار را قطع کرده است».
اما اکنون تغییر حکومت به چشماندازی دوردست تبدیل شده است. ترامپ تابآوری حکومت ایران را دستکم گرفت و قدرت اعتراضات علیه آن را بیش از اندازه برآورد کرد. تنها پس از پنج ماه، این ماجراجویی او در میان رأیدهندگان آمریکایی بهاندازه جنگ ویتنام پس از شش سال، نامحبوب شده است.
این جنگ ممکن است به درگیری منطقهای گستردهتری تبدیل شود؛ بهویژه در شرایطی که حوثیها عربستان سعودی را به محاصره دریایی تهدید کردهاند. حتی ترامپ ــ که شرکت خصوصی او، سازمان ترامپ، در حال ساخت یک آسمانخراش در دبی است ــ نیز از پیامدهای این خشونت مصون نخواهد ماند.
چه اتفاقی برای آتشبس افتاد؟
یادداشت تفاهمی که آمریکا و ایران در ۱۷ ژوئن امضا کردند، سندی کوتاه و مبهم بود که وقفهای مختصر در حملات ایجاد کرد و ظاهراً دورهای ۶۰روزه برای مذاکره آغاز کرد؛ دورهای که طی آن دو طرف میتوانستند، در کنار مسائل دیگر، درباره آینده تنگه هرمز به توافقی دائمی دست یابند.
اما این توافق زمانی فروپاشید که ایران به سه نفتکش تجاری شلیک کرد؛ نفتکشهایی که بهجای استفاده از مسیر مورد تأیید تهران در نزدیکی سواحل ایران، از یک خط کشتیرانی نزدیک سواحل عمان عبور کرده بودند.
ولی نصر گفت: «وقتی آتشبس نقض میشود، دو گزینه دارید؛ یا برای حفظ آتشبس واکنش نشان میدهید یا از نقض آن بهعنوان بهانهای برای پایان دادن به آتشبس استفاده میکنید.»
ترامپ گزینه دوم را انتخاب کرد؛ رهبران ایران را «تفاله» خواند و اوایل این ماه اعلام کرد آتشبس «تمام شده است».
کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، این هفته گفت مأموریت ایالات متحده به سمت تضمین عبور محمولههای نفتی از تنگه هرمز تغییر کرده است.
باید به یاد داشت که تنگه هرمز هیچگاه برای مدتی طولانی بسته نشده بود. پیش از ۲۸ فوریه، کشتیها بدون مانع از آن عبور میکردند. اکنون آمریکا امکان بازگشت به همان وضعیت سابق را بهعنوان یک پیروزی معرفی میکند.
ایران و آمریکا همچنان در حال مذاکرهاند و تهران تمایل خود را برای کنترل دائمی تنگه، از جمله از طریق دریافت عوارض از کشتیهای عبوری، نشان داده است.
ولی نصر گفت: «آمریکا اکنون در موقعیتی قرار دارد که یا باید وارد جنگی طولانی و فرسایشی شود که تنگه را بسته نگه خواهد داشت، یا به امید از پا درآوردن ایران، تنش را به سطح بعدی افزایش دهد.»
یک اشتباه محاسباتی جدی
نشانههایی وجود دارد که ترامپ و نتانیاهو احتمال تسلط ایران بر تنگه هرمز را بهشدت اشتباه ارزیابی کرده بودند.
نتانیاهو در مصاحبهای در اوایل سال جاری اذعان کرد: «مشکل تنگه هرمز با ادامه یافتن جنگ درک شد.»
همانطور که پاتریک وینتور، دبیر دیپلماتیک گاردین، آن زمان در گزارشی نوشت که پیامدهای ماجراجویی ترامپ ممکن است از جنگ ویتنام نیز بیشتر باشد، این یک «اعتراف حیرتانگیز» بود.
بسته شدن تنگه هرمز از آن سناریوهای فاجعهباری است که دولتهای پیشین آمریکا و بیشتر کارشناسان ایران در محاسبات خود در نظر میگرفتند.
اما اکنون دولت آمریکا کارشناسان بسیار اندکی درباره ایران دارد؛ زیرا ترامپ در عوض تصمیم گرفته است خود را با درباری سلطنتی از افراد وفادار احاطه کند.
نیت سوانسون، نماینده پیشین وزارت خارجه آمریکا در تیم مذاکرهکننده ایران در دولت ترامپ، اوایل سال جاری پس از آن کنار گذاشته شد که لورا لومر، فعال راست افراطی، او را به بیوفایی متهم کرد.
الکس واتانکا، پژوهشگر ارشد مؤسسه خاورمیانه در واشنگتن، اخیراً به رابرت تیت، خبرنگار سیاسی گاردین در آمریکا، گفت: «افرادی که این نظام ایران را زیر نظر داشتهاند، به ترامپ میگفتند: آنها بازرگانانی از نیویورک نیستند؛ از نوع متفاوتی از دیانای ساخته شدهاند.»
پیامدها، پیامدها
تورم ناشی از افزایش قیمت نفت، زندگی روزمره را گرانتر کرده و هزینه استقراض دولتها را افزایش داده است.
اگر تا سال ۲۰۲۷ توافقی حاصل نشود، برخی پیشبینی میکنند رشد اقتصاد جهانی ممکن است ۱.۳ درصد یا حتی بیشتر کاهش یابد.
ممکن است اروپا بهطور ویژه در معرض پیامدهای این بحران قرار داشته باشد. این قاره از زمان آغاز جنگ روسیه و اوکراین برای تأمین گاز خود به خاورمیانه، بهویژه قطر، روی آورده است؛ کشوری که در جریان این درگیری مجبور شده تولید خود را کاهش دهد.
ممکن است زمستانی همراه با کمبود در پیش باشد؛ وضعیتی که بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ را به یاد میآورد، زمانی که دولت بریتانیا برای حفظ ذخایر انرژی، قطعی برق اعمال کرد.
چه کسی دریا را اداره میکند؟
به نظر میرسد بسیاری از راهحلهای پیشنهادی ترامپ برای این درگیری، در همان لحظه و بدون برنامهریزی قبلی مطرح شدهاند.
او برای مدتی کوتاه پیشنهاد کرد آمریکا میتواند در ازای عبور امن، از کشتیهای واردشونده به تنگه هرمز عوارض دریافت کند؛ با وجود اینکه رهبران اروپایی و حتی مارکو روبیو، وزیر خارجه خود او، پیشتر گفته بودند چنین اقدامی با حقوق بینالملل سازگار نیست.
این واقعیت که آمریکا و ایران حتی دریافت چنین عوارضی را پیشنهاد کردهاند، نشانهای از بیاعتنایی عامدانه به حقوق بینالملل است که به یکی از ویژگیهای تعیینکننده این درگیری تبدیل شده است. ایران، آمریکا و اسرائیل از جمله معدود کشورهایی هستند که کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره حقوق دریاها را تصویب نکردهاند.
آزادی کشتیرانی یکی از پایههای حقوق بینالملل است. بدون آن، کشتیرانی به اخاذی حفاظتی شباهت پیدا میکند که در آن کشورها از کشتیهای عبوری پول دریافت میکنند.
اکنون برخی کارشناسان نگراناند دیگر مسیرهای کشتیرانی نیز بیش از پیش نظامی شوند؛ زیرا کشورهای ساحلی که میبینند ایران چگونه از تنگه هرمز بهعنوان مهمترین اهرم چانهزنی استفاده میکند، ممکن است بکوشند از سایر آبراههای مهم بهرهبرداری کنند.
ولی نصر گفت: «کشورهای بسیار دیگری وجود دارند که احساس میکنند در موقعیتی مشابه ایران قرار دارند و میتوانند از گذرگاهها بهعنوان ابزار بازدارندگی استفاده کنند. اگر کشورهایی مانند آمریکا و اسرائیل بتوانند هر زمانی به کشور شما حمله کنند، برای محافظت از خود به هر ابزاری که در اختیار دارید متوسل خواهید شد.»