روایت فروشگاههای کالابرگی از وعدههای دولت در گفتوگو با «هممیهن»
گول خوردیم، دیگر نمیفروشیم
مشکل آنجا است که بسیاری از مغازهداران خرد و سوپرمارکتهای محلی، خیلی به واژه «هرچه زودتر» اعتمادی ندارند و فروش نقد را به کالابرگ نسیه ترجیح میدهند تا حداقل در این اوضاع اقتصادی پولی برای خرید جنس جدید داشته باشند.
درمیان معضلات و مشکلات مسعود پزشکیان که از زمین و زمان برای او میبارد، کالابرگ و تسویه مالی آن، داستان غریبی را برای تیم اقتصادی دولت چهاردهم ایجاد کرده است. دولت پول تسویه مطالبات فروشگاههای متصل به کالابرگ را ندارد و صاحبان فروشگاه نیز به تلافی آن جنس را با کالابرگ به مردم نمیدهند و خرابی و قطعی سیستم و بانکها را بهانه میآوردند.
عبدالناصرهمتی رئیس کل بانک مرکزی دلیل این بد حسابی دولت را کسری مقطعی منابع ارزی ناشی از فروش نفت در ماه گذشته عنوان کرده و گفته با تدبیر رییس جمهور مقرر شده تا دولت کسری منابع کالابرگ را از منبع دیگری تامین و مطالبات فروشگاهها هرچه زودتر تسویه کند.
اما مشکل آنجا است که بسیاری از مغازهداران خرد و سوپرمارکتهای محلی، خیلی به واژه «هرچه زودتر» اعتمادی ندارند و فروش نقد را به کالابرگ نسیه ترجیح میدهند تا حداقل در این اوضاع اقتصادی پولی برای خرید جنس جدید داشته باشند.
در این میان، روز دوشنبه یعقوب اندایش معاون رفاه وزارت کار و رفاه اجتماعی، درباره علت تعویق پرداختیهای کالابرگ خرداد و تیرماه فروشگاههای طرف قرارداد، گفت: «کسری کوچکی در واریزیهای خرداد به وجود آمد که با یک هفته تاخیر پرداخت شد.» او درباره واریزی تیرماه نیز عنوان کرد که تا ۲۵ تیرماه تمام مطالبات فروشگاههای طرف قرارداد کالابرگ تسویه شد و همچنان واریزهای تیرماه بدون مشکل ادامه دارد.
ما را گول زدند
اما روایت برخی سوپرمارکتها در تهران نیز شنیدنی است؛ نزدیک ظهر است و گرمای این روزهای پایتخت، خیابانها را خلوت کرده، این خلوتی شامل بسیاری از فروشگاه ها و سوپریهای محل هم شده و قیمتهای بالای اجناس رمقی برای خرید نگذاشته و به گفته مرد میانسالی که فروشگاهی شیک و خنک در نزدیکی میدان هفت حوض دارد، چند وقتی است پول کالابرگ، مشتری را به سمت ما می کشاند اما مجبوریم آن را هم از مردم دریغ کنیم. او درباره اینکه چرا دیگر جنس با کالابرگ به مشتری نمی دهد، به خبرنگار هممیهن، گفت: «سیستم کالابرگ مغازه فعال است اما چون دولت پول را به حساب نمیریزد ما هم کالابرگ قبول نمیکنیم. نزدیک به ۲۹ روز است که درست و حسابی با ما تسویه نکردهاند، البته در ۱۰ روز اخیر، دو شب درمیان و یا حتی گاهی شب به شب، پنج فقره پول ریختند اما تسویه کامل نکردند و فقط حدود یک سوم بدهی را پرداخت کردند، به همین دلیل فعلا به مردم جنس با کالابرگ نمیدهم.»
او با لبخندی تلخ ادامه داد: «این رفتار دولت ما را بی اعتماد کرده است، اگر همه پول را تسویه کنند باز به مردم جنس با کالابرگ خواهم داد اما اگر فقط دو روز تاخیر کنند از روز سوم دیگر جنس نخواهم فروخت و بیشتر صبر نخواهم کرد. متاسفانه من فکر میکنم که ما کاسبها را گول زدند، یک بار گفتند اختلال است، بعد گفتند تشییع آقا است و فردا و پسفردا تسویه میکنیم، از نوزدهم تا بیست و پنجم تیر هر شب تسویه کردند اما باز دوباره پولی ندادند و من هم کلا دیگر جنس با کالابرگ ندادم.»
از صاحب مغازه پرسیدم اعتراض نکردید؟ که در پاسخ گفت: «به کجا اعتراض کنیم؟ یک تلفن بیشتر به ما ندادند که آن هم قبلا گاهی جواب میداد و چند روزی است کلا جواب نمیدهند. من فقط دو بار توانستم تماس بگیرم و آن زمان هم که جواب میدادند فقط میگفتند اختلال به وجود آمده و چند روز دیگر واریز میکنیم. بار اول گول نخوردم اما بار دوم گول خوردم و دوباره به مردم جنس با کالابرگ دادم اما پولی به حساب ما واریز نشد.»
به او گفتم شما فکر میکنید مشکل از کجاست؟ دولت پول ندارد و یا واقعا اختلال وجود دارد؟، در پاسخ گفت: «نمی دانم. انقدر راست و دروغ با هم قاطی شده که به نظر من کارشناسهای خود دولت هم درمانده شدهاند. در همه جای دنیا جنگ که باشد همه قیمتها پایین میآید اما در ایران برعکس است و همه چیز گران شده است.»
از او پرسیدم، سیم کارت دستگاه پوز شما برای کدام بانک است، شاید بانک مشکل داشته باشد؟، اما گفت: «برای من بانک پارسیان است که هیچ روزی در این چند ماه به اختلال برنخورد. در این مدت چند بانک به مشکل خورد و اختلال داشت اما مردم که از کارت آن بانکها خرید میکردند مشکلی نداشتند.»
میخواهند ما را ورشکست کنند
چند صد قدم پایینتر از این مغازه، فروشگاهی دیگری است که آن هم با سیستم کالابرگ به مشکل خورده است. صاحب مغازه مرد جوانی است به نام محمد. او در پاسخ به اینکه در روز چند نفر با کالابرگ از شما خرید می کنند؟، عنوان کرد: «بین ۱۰ تا ۱۵ نفر خرید میکردند.» از محمد پرسیدم پس در روز دولت تقریبا چند تومان به شما بدهکار میشد؟ که پاسخ داد: «بستگی دارد، گاهی پنج میلیون و گاهی بیست میلیون هم میشود اما به طور میانگین روزی ۱۰ میلیون است.»
قاعدتا بدهی دولت به محمد زیاد نیست اما شده بود که حدود بیست و پنج روز با مغازه او تسویه نکرده بودند: «برای من حدود ۲۰۰ میلیون تومان است اما برای برخی همکاران من به یک میلیارد تومان هم رسیده است، تازه همان را هم کم کم و بر اساس تراکنش همان روز میدهد.»
در نقطه دیگر شهر تهران، حوالی میدان امام حسین، سوپرمارکتی کوچکی است که اطراف آن را چند فروشگاه زنجیره ای بزرگ احاطه کرده اند، همین است که صاحب مغازه را به شک انداخته و می گوید: «من فکر می کنم سیاست دولت این است که پولهای ما را نگه دارد و تسویه نکند تا ما مجبور شویم کالابرگ ندهیم تا مردم به سمت فروشگاههای زنجیرهای بروند و از آنها خرید کنند. یکی از مشتریها به من گفت با اینکه میگویند فروشگاههای بزرگ فقط باید ۱۱ قلمی که دولت اعلام کرده را بفروشند اما همان فروشگاهها همه کالاها را میفروشند، برای همین ذهنیت من به این سمت رفت که احتمالا سیاست دولت این است که مردم از فروشگاههای بزرگ خرید کنند، چون هرکس یک بار به فروشگاههای بزرگ برود و از آنجا خرید کند، برگشت او به سوپرمارکت محل خیلی سخت است.»
او از مدل خرید مردم هم گلایه دارد: «جالب آنکه مردم از فروشگاههای بزرگ مثلا یک میلیون و نیم جنس برمیدارند و اگر یک میلیون تومان کالابرگ داشته باشند، بقیه را با پول و کارتشان میخرند اما وقتی به مغازه ما که میآیند اگر قیمت جنسها حتی اگر پنجاه هزار تومان بیشتر از کالابرگ خود باشد آن را پس میدهند. واقعا فروش جنس با کالابرگ کار و فعالیت ما را سختتر کرده است.»
مرد جوان دیگری با لهجه زیبای ترکی در نزدیکی میدان پونک، سوپر مارکت معمولی دارد، از او پرسیدم برای من خیلی عجیب است که بیشتر مغازهها میگویند سیستم مشکل دارد و جنس با کالابرگ نمی دهند، واقعا همینطور است و یا مشکل در جای دیگری است، پاسخ می دهد: «برای ما که دستگاه پوز قطع است اما دلیل اصلی بسیاری از مغازهها این است که دولت پول کالابرگها را برایشان واریز نکرد، قبلا اینگونه بود که بین ۱۲ شب تا فردا ظهر، مبلغ کالابرگ روز قبل واریز میشد، جنگ که شد واریز هر روزه تبدیل شد به دو سه روز یکبار اما بالاخره تسویه میشد اما یکباره دو سه هفته تسویه نکردند.»
او کمی عصبانی میشود و میگوید: «نگاه کن؛ مغازه من خالی است چون پول ندارم جنس جدید بیاورم، انگار دولت پول من را گرو گرفته است. وقتی دولت پول من را ندهد من هم جنس با کالابرگ نمیدهم. سوپرمارکتی را می شناسم که نزدیک پنج میلیارد تومان جنس با کالابرگ داده اما دولت پولی واریز نکرده است و اگر این روند ادامه پیدا کند ورشکست میشود.»
اصرار دولت بر ادامه کالابرگ
در میانه بیپولی دولت و نارضایتی صاحبان سوپرمارکتها و فروشندگان محلی از سیستم کالابرگ، یعقوب اندایش معاون رفاه و امور اقتصادی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، برگ جدیدی نیز رو کرده و گفته به فروشگاههای زنجیرهای و شرکتهای حقوقی که چند شعبه دارند و فروشگاههای خردی که بالاتر از یک میلیارد تومان فروش کالابرگی در ماه دارند تا پایان شهریور مهلت دادهاند تا با سامانه فروشگاهی به شبکه ملی کالابرگ متصل شوند و باقی فروشگاههای خردی که پایینتر از یک میلیارد تومان فروش کالابرگی در ماه دارند تا آخر آذرماه فرصت خواهند داشت که حتما سامانه صندوق فروشگاهی نصب کنند و رصد و پایش آنها از طریق شبکه ملی کالابرگ انجام شود. باید دید اجبار دولت برای اینکه همه مغازه داران را وارد سیستم کالابرگ کند آن هم در حالی که احتمال این وجود دارد که دولت دوباره با کسری مقطعی منابع ارزی ناشی از فروش نفت مواجه شود، چه سرنوشتی را برای سیستم کوپنی دهه شصت که این بار در سده جدید با نام «کالابرگ» احیا شده، رقم خواهد زد.