پیام نشستهای اخیر میان اسرائیل، آمریکا، شورای همکاری خلیج فارس و مصر
هیچ فرماندهای آنقدر دیوانه نیست که کشتی خود را وارد تنگهای دریایی کند که از یک سو با کوههای مجهز به موشکهای ضدکشتی و پهپاد احاطه شده و از سوی دیگر، با نیروی دریاییای مواجه است که همچنان بسیار فعال و عملیاتی است.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از گلوبال 21، نشستهای اخیر، بیش از آنکه صرفاً نشاندهنده آمادگی باشند، ثابت میکنند که آمریکا، اسرائیل، مصر و کشورهای حوزه خلیج فارس هماکنون در حال هماهنگی مراحل یک درگیری منطقهای احتمالی علیه ایران و متحدانش هستند؛ درگیریای که در آن دریای سرخ نقشی اساسی ایفا خواهد کرد.
در واقع، آمریکا و اسرائیل بیش از شش ماه است که در جنگی مستقیم با حکومت ایران و متحدانش به سر میبرند؛ اسرائیل در حال تأمین تدارکات است و آمریکا نیز به دلیل محدودیتهای لجستیکی، سیاسی و اقتصادی، با سرعتی کمتر همین روند را دنبال میکند.
کانون توجه این نشستهای عالیرتبه — از جمله جلسه نظامی محرمانهای که هفته گذشته در آلمان برگزار شد و نشستی که دونالد ترامپ در نیویورک ترتیب داد — از «پیشگیری» به «مدیریت خسارات»، «حفظ اتحادها» و «راهبردهای پس از جنگ» تغییر یافته است.
نشست آلمان به ابتکار دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام (ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده)، برگزار شد و رؤسای ستاد مشترک ارتشهای اسرائیل، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت، قطر، اردن و مصر را گرد هم آورد.
آمریکا به کشورهای حوزه خلیج فارس اطمینان داد که نیروهای آمریکایی، حتی در صورت قرار گرفتن زیر آتش متقابل موشکهای ایران، عقبنشینی نکرده و پایگاههای خود در خاورمیانه را ترک نخواهند کرد.
این موضوع با گزارشهای معتبرترِ اخیر در تضاد است. آن اطلاعات توجه مرا به این نکته جلب میکند که هدف این نشست، تحکیم روابط با شورای همکاری خلیج فارس بوده است؛ شورایی که با میانجیگری چین، پیگیر دستیابی به یک راهکار صلحآمیز بوده است.
در نشست آلمان، سنتکام جزئیات طرحهای تهاجمی دریایی را برای بازگشایی و گسترش تردد نفتکشها در تنگه هرمز تشریح کرد؛ تنگهای که در اوج درگیریها مسدود شده و جریان جهانی نفت را مختل کرده بود.
اما به عقیده من، این موضوع تفاوتی با لفاظیهای ماههای گذشته ندارد؛ دورهای که در آن همین طرح هرگز اجرایی نشد و متحدان حاضر نشدند برای بازگشایی اجباری تنگه هرمز، کشتیهای نظامی خود را به آنجا اعزام کنند.
میدانید چرا؟ هیچ فرماندهای آنقدر دیوانه نیست که کشتی خود را وارد تنگهای دریایی کند که از یک سو با کوههای مجهز به موشکهای ضدکشتی و پهپاد احاطه شده و از سوی دیگر، با نیروی دریاییای مواجه است که همچنان بسیار فعال و عملیاتی است.
نکته برجسته دیگر در این نشست، پیشنهاد اسرائیل برای دفاع از منافع عربستان و ورود به جنگ علیه حوثیها بود. با وجود اینکه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، پیشنهاد مشارکت در آن سطح علیه حوثیها را مطرح کرد، اما عربستان سعودی به دلیل هزینههای سیاسی و پیچیدگی پویاییهای منطقهای، خط قرمز مشخصی در این زمینه ترسیم کرد.
عربستان سعودی کمکهای اطلاعاتی اسرائیل را پذیرفت، اما با قاطعیت هرگونه مداخله نظامی مستقیم یا حملات هوایی اسرائیل در یمن را رد کرد.
از دیدگاه ناظران این مناقشه، آن دیدار موجب تقویت روابط شد، اما ماجرا ابعاد گستردهتری دارد.
در ماههای اخیر، جریان ارسال تسلیحات و فناوریهای رزمی ایالات متحده به خاورمیانه به سطحی بیسابقه رسیده است.
دولت دونالد ترامپ با فعالسازی بندهای اضطراری ریاستجمهوری، از رعایت مهلتهای قانونی و نظارتی کنگره عبور کرد. این اقدام امکان ارسال فوری تسلیحات تهاجمی سنگین به اسرائیل و سامانههای پیشرفته پدافند هوایی به کشورهای حوزه خلیج فارس را فراهم ساخت.
در بستههای تسلیحاتیِ تصویبشده تحت این بندهای اضطراری، مهلتهای معمولِ بررسی توسط کنگره نادیده گرفته شد تا ذخایر تسلیحاتی که در جریان جنگ بهسرعت در حال کاهش است، دوباره تکمیل شود.
در مورد اسرائیل، محموله شامل ۴۰ هزار بمب یکتنی و کیتهای هدایتشونده «جدام» (JDAM) که در ماه سپتامبر تصویب شد، آماده تحویل فوری است.
ایالات متحده با استفاده از ذخایر موجود و آمادهبهارسال، تضمین میکند که اسرائیل برای درگیری احتمالی دیگر یا تداوم عملیات علیه ایران آمادگی کامل داشته باشد.