تزریق قطرهچکانی کاربران
همه چیز برای فعالیت پیامرسانهای داخلی مهیا شد

همه چیز برای فعالیت پیامرسانهای داخلی مهیا شد
با مسدود شدن شبکههای پرطرفداری مثل واتسآپ و اینستاگرام در ایران بسیاری از کسبوکارهای مجازی با چالشهای جدی روبهرو شدهاند و نگرانی در مورد آینده آنها و به محاق رفتن شغلهایی که در سالهای گذشته تا به امروز در این فضا شکل گرفته، به وجود آمده است. مسئولان دولتی به صراحت اعلام کردهاند که حضور مردم در این شبکهها از ابتدا اشتباه بوده و خود کاربران باید از ابتدا فکر چنین روزی را میکردند. احتمالا منظور مسئولان و متولیان در وزارت ارتباطات این است که حالا به جای این شبکههای خارجی که به گفته آنها قوانین داخلی ایران را رعایت نمیکنند، کاربران باید از شبکهها و پیامرسانهای داخلی استفاده کنند. این در شرایطی است که بنا بر آمارهای رسمی استفاده از شبکهای مثل واتسآپ در سه سال گذشته در میان ایرانیان سه برابر افزایش یافته است. اما حدود یک ماه اخیر و پس از ناآرامیها با محدود شدن اینترنت و شبکههای پیامرسان خارجی، برخی پیامرسانهای داخلی توانستهاند کاربران بیشتری را جذب کنند، اما این سوال مطرح است که آیا بستن پیامرسانهای خارجی میتواند فضا را برای پیامرسانهای داخلی باز کند یا خیر؟ به نظر میرسد که هنوز هیچکدام از پلتفرمهای داخلی نتوانستهاند به سمت فراگیر شدن در جامعه پیش بروند، چراکه هنوز هیچ اجماعی میان کاربران برای استفاده از این پیامرسان داخلی شکل نگرفته و از طرفی اعتماد کافی به دلیل نظارت شدید و سانسور محتوایی موجود، به آنها وجود ندارد. ایندرحالی است که در دهه 90سرمایهگذاریهای بزرگی از سوی ارگانهای دولتی برای ایجاد و راهاندازی پیامرسانهای داخلی اتفاق افتاد. انواع حمایتهای مادی در قالب تخصیص بودجه و پرداخت تسهیلات و کمکهای مختلف نسبت به این پلتفرمها در دولت گذشته و در دولت فعلی اتفاق افتاده است اما تقریبا هیچ خروجی امیدوارکنندهای از طرف آنها دیده نشده است.
طبق برآوردهای انجامشده برای ایجاد و بهرهبرداری از یک پیامرسان باید بین پنج تا هفت میلیارد تومان هزینه کرد که به عنوان نمونه در سال 97 پیامرسان سروش به تنهایی پنج میلیارد تومان تسهیلات برای توسعه زیرساختهای خود دریافت کرد. البته خود مسئولان وقت در دولت گذشته از جمله نایبرئیس هیئتمدیره شرکت زیرساخت در دولت دوازدهم اعلام کرده بود پنج تا هفت میلیارد تومان فقط برای شروع کار است. سجاد بنابی خبر از تخصیص 300میلیارد تومان بودجه برای مرحله دوم حمایت از اپلیکیشنهای داخلی داده بود. از سوی دیگر به اعتقاد کارشناسان، مشکل بزرگ دیگر پیامرسانهای داخلی تعدد زیاد آنهاست. در واقع سیاستگذار بهجای آنکه بر یک یا دو شبکه طی سالهای گذشته متمرکز شود و سرمایهگذاری خود را به سمت آنها سوق دهد، به سمت راهاندازی انواع شبکهها و پیامرسانهای مختلف رفته است که امروز بسیاری از آنها در میان فعالان فضای مجازی کاملا ناشناخته هستند. در عین حال دولتی بودن این شبکهها باعث شده که اعتماد لازم از طرف کاربران نسبت به پیامرسانهای داخلی شکل نگیرد و بخش خصوصی هم امکان سرمایهگذاری در این حوزه را مانند بسیاری دیگر از بخشهای استارتاپی کشور پیدا نکند. حضور نهادهایی مثل وزارت ارشاد، صداوسیما، حوزه علمیه و حتی بانکهای دولتی نشان از حساسیت سیستم و دولت برای کنترل و نظارت بر این فضا دارد.
داستان کوچهای چندباره
در 10سال گذشته کاربران ایرانی در چند نوبت کوچ به پیامرسانهای مختلف خارجی را تجربه کردهاند. در اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 بعد از آنکه موج استفاده از فیسبوک فراگیر شده بود، کمکم شبکههای اجتماعی موبایلی ظهور و بروز پیدا کردند تا سرآغاز جدیدی برای ارتباطات سایبری و مجازی باشند. اولین شبکههای موبایلی که در آن مقطع تا حدی در ایران فراگیر شد، ویچت بود. با فیلتر شدن ویچت اولین کوچ کاربران با رفتن به شبکه وایبر و همینطور شبکه لاین اتفاق افتاد که البته آن هم با مسدود شدن این شبکهها دوام زیادی نیاورد. در اواسط سال 93 بود که اجماعی نانوشته میان کاربران ایرانی شکل گرفت و تقریبا همگی تلگرام را به عنوان مقصد بعدیشان انتخاب کردند. بسیاری از کسبوکارها و سازمانها و رسانهها بخشی از فعالیتهای خودشان را بر تلگرام تعریف کردند تا تلگرام تقریبا به بخشی جداییناپذیر از فعالیتهای روزمره زندگی و کار مردم تبدیل شود. اما بعد از اتفاقات دیماه سال 96 تلگرام به مدت یک هفته از دسترس خارج شد و بعد از آن مجددا در دسترس قرار گرفت. در اردیبهشت سال 97 و پس از بحثهای فراوان، تلگرام با دستور قضایی فیلتر شد تا شوک بزرگی به کاربران آن و کسبوکارها وارد شود. گفته میشد که قبل از فیلترینگ، تلگرام حدود 40میلیون کاربر در ایران داشته است. بعد از آن اگرچه بیشتر کاربران با استفاده از فیلترشکنها در مقابل مسدودسازی تلگرام مقاومت کردند و استفاده از آن را ادامه دادند، اما بهتدریج ضرورت استفاده از یک شبکه جایگزین برای کاربران احساس میشد. بعد از سال 97 به مرور واتسآپ جای خود را میان کاربران باز کرد تا به نوعی مقصد کوچ بعدی کاربران ایرانی باشد. البته در کنار واتسآپ و تلگرام هم اینستاگرام به بستری فعال و قوی برای سرگرمی و البته توسعه کسبوکارهای مجازی تبدیل شده بود. براساس نظرسنجیای که در بهار امسال از سوی ایسپا انجام شد، واتسآپ با بیش از 71درصد پراستفادهترین شبکه اجتماعی در کشور بوده است. بعد از آن اینستاگرام با 49 درصد و تلگرام با 31درصد در ردههای دوم و سوم قرار گرفتند. حال این سوال مطرح است که آیا اجماع دوبارهای میان مردم برای یک کوچ اجباری دیگر برای رفتن به پیامرسانهای داخلی شکل میگیرد یا خیر؟ اگرچه میزان استفاده از پیامرسانهای داخلی نسبت به گذشته افزایش یافته، اما پاسخ کارشناسان به این پرسش منفی است. به اعتقاد فعالان این حوزه دلایل مختلفی برای کوچ نکردن مردم به پیامرسانهای داخلی وجود دارد. یک دلیل به تعدد این شبکهها برمیگردد. در سالهای اخیر نهادها و ارگانهای دولتی و شبهدولتی مختلف اقدام به راهاندازی و سرمایهگذاری برای ایجاد این پلتفرمها کردند. همین موضوع باعث شده است که کاربرانی که علاقهمند به استفاده از این پیامرسانها باشند در شبکههای مختلف داخلی تقسیم شوند و هیچ اجماعی برای استفاده از یک پیامرسان خاص اتفاق نیفتد. نکته دوم به مشکلات زیرساختی این شبکهها برمیگردد که در مقایسه با نمونههای خارجی فاصله معناداری دارند. اما آنچه کارشناسان به عنوان مهمترین مسئله روی آن تکیه میکنند موضوع اعتماد به پیامرسانهای داخلی است. به نظر میرسد که به دلیل احساس ناامنی و سانسورهای محتوایی که از سوی نهادهای رسمی نسبت به این شبکهها اتفاق میافتد، بسیاری تمایل به استفاده از این پلتفرمها ندارند. در واقع موضوع کیفیت و خدمات مناسب فقط بخشی از ماجرا است و بخش مهمتر به احساس اعتماد و اطمینانی برمیگردد که هنوز در میان عموم کاربران شکل نگرفته است.
چه تعداد پیامرسان داخلی داریم؟
تعداد پیامرسانهای داخلی که در سالهای گذشته بارها اسمشان شنیده شده و از شهرت و کاربران بیشتری هم برخوردارند به پنج یا شش پیامرسان محدود میشود. پیامرسان «سروش» به عنوان اولین پیامرسان که توسط صداوسیما راهاندازی شد در حال حاضر حدود هشت میلیون کاربر دارد. پیام رسان «ایتا» به عنوان پیامرسانی که احتمالا وابسته به حوزه علمیه قم است امروز با بیش از 10میلیون کاربر بیشترین عضو را در میان پیامرسانهای داخلی در اختیار دارد. پیامرسان «بله» که یک پیامرسان برای مبادلات بانکی به حساب میآید، اخیرا توانسته بخشی از کاربران داخلی را جذب خود کند. این پیامرسان حدود پنج میلیون کاربر دارد. پیامرسان «آیگپ» نیز در حوزه طراحی و برنامهنویسی کاربرد دارد که حدود پنج میلیون کاربر دارد و پیامرسان گپ وابسته به شرکت فناوری توسعه سامان حدود دو میلیون کاربر دارد. البته این پنج پیامرسان جزو پلتفرمهای شناختهشده داخلی هستند و بهغیر از اینها تعداد زیاد دیگری هم پیامرسان وجود دارد. از جمله دیگر این پیامرسانهای داخلی میتوان به «هدد» با 200 هزار کاربر، «الو بله» با هزار کاربر، «اسمیپ» با 10هزار کاربر، «وی» با پنج هزار کاربر، «کمان» با 10 هزار کاربر، «مداد» با 20 هزار کاربر، «مهر» با دو هزار کاربر، «هالو آپ» با دو هزار کاربر، «گرامر» با دو هزارکاربر و «دارکوب» با دو هزار کاربر از جمله دیگر پیامرسانهای داخلی هستند که چندان شناختهشده نیستند و کاربران بسیار کمتری نسبت به سروش، ایتا و بله دارند. در ادامه مروری داشتیم به خاستگاه و جزئیات فعالیت چند پیامرسان مشهور داخلی.
سروش
اپلیکیشن سروش در بهمن سال 1394 نسخه آزمایشی خود را برای اولین بار به بازار ارائه کرد. در واقع سروش آغازی برای رشد قارچگونه پیامرسانهای داخلی در دهه 90 بود. راهاندازی سروش زمانی اتفاق افتاد که کاربران ایرانی بهتازگی از نرمافزار وایبر به تلگرام کوچ کرده بودند و تلگرام تازه جای خود را در میان کاربران ایرانی باز کرده بود. در آن زمان هدف متولیان امر این بود که با سرمایهگذاری روی سروش آن را به عنوان جایگزینی برای تلگرام مطرح کنند که البته این اتفاق رخ نداد و سروش در مقایسه با تلگرام توان رقابت برای جذب اعتماد عموم کاربران را نداشت. در شرایطی که روزبهروز به کاربران ایرانی تلگرام اضافه میشد، دولت وقت و مسئولان آن زمان تلاشهایی را برای راهاندازی و حمایت از پلتفرمها و پیامرسانهای داخلی شروع کرده بودند. نرمافزار سروش زیر نظر صداوسیما شروع به کار کرد و تا اواخر سال 1395 حدود 700 هزار کاربر داشت. در حال حاضر اپلیکیشن سروش که با نام جدید سروشپلاس شناخته میشود، حدود هشت میلیون عضو دارد. گفته میشود که از اسفند سال 1397 سروش از صداوسیما جدا شده و در حال حاضر به صورت مستقل فعالیت میکند، یعنی زمانی که از سروش به سروشپلاس تغییر نام داد. در برخی محافل گفته شد زمانی که صداوسیما قصد فروش سروش را داشت به مبلغ 40میلیارد تومان قیمتگذاری شده بود. نظرات برخی از کاربران این اپلیکیشن نشان میدهد که پس از مستقل شدن سروش سرعت و کیفیت این نرمافزار وضعیت بهتری پیدا کرد. این نرمافزار در حال حاضر به نام سروشپلاس فعالیت میکند. اما در خصوص بودجه و تامین مالی این پیامرسان محمد سرافراز، رئیس پیشین سازمان صداوسیما در سالهای گذشته در یک مصاحبه، در خصوص پروژه پیامرسان سروش گفته بود: «پروژهای با عنوان پیامرسان سروش بود که اشکالاتی داشت و برنامهنویسی درستی نشده بود و پولها به نام این پروژه، به کارکنان یک شرکت ثالث پرداخت میشد.»
ایتا
ایتا پیامرسانی است که فعالیت خود را از سال 96 آغاز کرده است. در ابتدا گفته شده بود که مراحل طراحی و پیادهسازی این نرمافزار توسط شرکت «اندیشه یاوران تمدن امروز» انجام شده که یک شرکت خصوصی است. اما برخی منابع ایتا را وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی میدانند و برخی دیگر هم عنوان میکنند که ایتا زیر نظر حوزه علمیه قم است. این گمانه به این دلیل قوی است که محل شرکت ایتا در شهر قم واقع است. اخیرا مرتضی آقاتهرانی، نماینده مجلس گفته بود:«ایتا را پنج طلبه راهاندازی کردند.» البته برخی شنیدهها حاکی از آن است که پیامرسان ایتا از طرف مرکز رسانه دیجیتال وزارت ارشاد حمایت میشود. ایتا در حال حاضر نسبت به پیامرسانهای دیگر بیشتر استفاده میشود و کاربران بیشتری را به خود اختصاص داده است. اکنون و براساس بررسیهای انجامشده ایتا حدود 10میلیون کاربر دارد. برخی منابع میگویند که در یک ماه گذشته در میان پیامرسانهای داخلی بهطور نسبی ایتا اعضای بیشتری را به خود جذب کرده است.
آیگپ
پیامرسان «آیگپ» در سال 1394 راهاندازی شد. برخی شنیدهها حاکی از آن است که این پیامرسان زیر مجموعه ستاد اجرایی فرمان امام(ره) است. البته گفته شده که این پیامرسان توسط شرکت «روی خط مدیا» پشتیبانی میشود. بعدها محمدرسول کاظمی بنیانگذار آیگپ در توئیتر اعلام کرد این پیامرسان از شرکت «روی خط مدیا» به شرکت «توسعه فناوریهای هوشمند کیان ایرانیان» واگذار شدهاست. گرچه آیگپ ادعا کرده است که تعداد کاربران آن به 15هزار نفر رسیده اما تعداد نصب این اپلیکیشن در نرمافزار بازار نشان میدهد که این پیامرسان حدود پنج میلیون کاربر دارد. فعالیتهای این شرکت در حوزه طراحی، برنامهنویسی و پشتیبانی نرمافزارهای ارتباطی و رسانهای روی تلفنهای همراه متمرکز است.
بله
پیامرسان «بله» متعلق به شرکت «دادهورزی سداد» و بانک ملی است. 72درصد سهام این شرکت متعلق به بانک ملی ایران است. 24درصد سهام آن هم متعلق به شرکت خدمات انفورماتیک و چهار درصد هم سهم شرکت سرمایهگذاری گروه توسعه ملی ایران است. مالک اصلی این پیامرسان بانک ملی است و پیامرسان رسمی این بانک شناخته میشود. پیامرسان بله، اپلیکیشنی دارای امکانات بانکی است و میتواند عملیاتهایی نظیر انتقال پول، درخواست پول، پرداخت قبوض مختلف و خرید شارژ انجام دهد. بهطور کلی میتوان خدمات پیامرسان بله را به سه دسته مالی، پیامرسان و تعاملی تقسیم کرد. براساس بررسیها اپلیکیشن بازار بله بیش از پنج میلیون کاربر دارد.
گپ
پیامرسان گپ یکی از محصولات شرکت فناوری اطلاعات توسعهٔ سامان است که در سال 1393 راهاندازی شده است. تعداد کاربران این پیامرسان با استناد به کانال اصلی آن، تا مرداد ۱۴۰۰ حدود 3/6میلیون نفر است. این پیامرسان فقط 3/0درصد سهم در بین بقیه پیامرسانها را در اختیار دارد. این پیامرسان بیشتر در میان گیمرها شهرت دارد چراکه این شرکت بازی آنلاینی به نام عصر پادشاهان را ارائه داده بود که مورد استقبال واقع شده بود. بررسیها نشان میدهد که گپ حدود دو میلیون کاربر را به خود اختصاص داده است.
ویسپی
پشتیبان ویسپی شرکتی به نام «SG Atlantic Limited» مستقر در هنگکنگ است اما در میان کدهای برنامهنویسی این برنامه نام «شاتل» بارها به چشم میخورد. البته مدیرعامل شاتل شایعه تعلق داشتن این اپلیکیشن به شاتل را رد کرده و گفته:«این شرکت خدمات CDN به بسیاری از شرکتهای دارای محتوای داخلی و خارجی ارائه میدهد، اما هیچ مشارکتی با هیچیک از شبکههای اجتماعی خارج از این پروتکل وجود ندارد.» با این حال هنوز هم برخی کارشناسان معتقدند که شرکت شاتل با سرمایهگذاری و کمک برنامهنویسان خارجی هنگکنگی توانسته پیامرسان ویسپی را راهاندازی کند. در مجموع هنوز بر سر ایرانی یا خارجی بودن این اپلیکیشن اختلافنظر وجود دارد.
نگاه کارشناس
حامد بیدی کارشناس حوزه فناوری اطلاعات در گفتوگو با «هممیهن»:
ریشه بیاعتمادی به پیامرسانهای داخلی
در شرایط فعلی انتظار میرفت که کاربران پیامرسانهای داخلی افزایش پیدا کنند و استقبال بیشتری از آنها صورت بگیرد. در این رابطه حامد بیدی، کارشناس حوزه فناوری اطلاعات در گفتوگو با «هممیهن» میگوید: «اصلیترین علت این مسئله نه امکانات و فیچرها و نه لزوما محدودیتهای زیرساختی است، بلکه عامل اصلی عدم اعتمادی است که کاربران به این بسترها و پلتفرمها دارند و حس تجربه منفی که برای کاربران رقم میزند. چون کاربران احساس میکنند به ناچار باید به یک کوچ اجباری بروند، نه اینکه مزیتهای رقابتی و کیفیت بهتر این پلتفرمها آنها را جذب کرده باشد.»
در حال حاضر با فیلتر شدن برخی شبکههای بینالمللی در داخل احتمالا این انتظار وجود دارد که استفاده از پلتفرمها و پیامرسانهای داخلی در سطح وسیعی استفاده شود. وضعیت کیفیت این پیامرسانها در حال حاضر چگونه است؟
تمام آمارهای رسمی و غیررسمی که در رابطه با پیامرسانهای داخلی وجود دارد، باید در یک چارچوب مشخص ارائه و در قالب آن تحلیل شود. خیلی از این پیامرسانها به صورت دستوری عضو و کاربر گرفتهاند، دانشگاهها و سازمانهای مختلف برای دانشجویان یا افرادی که به آنها خدمات میدهند مجبور شدهاند پیامرسانهایی را نصب کنند. پیش از این هم دانشگاه آزاد و دانشگاه پیام نور چنین اقدامی را انجام دادند و یکسری خدماتشان را از طریق این پیامرسانها ارائه میدادند. بنابراین خیلی از اینها باعث میشود کاربری که بخواهد از آن خدمات استفاده کند، ناچار به نصب آن اپلیکیشن شود و در اغلب موارد یکبار برای همیشه است و محدود به استفاده از همان خدمات است.
فرآیند تامین مالی و گرفتن وام و اعتبار توسط پیامرسانهای داخلی چگونه است؟
نکته مهم درباره این موضوع فرایند غیرشفاف مربوط به سرمایههایی است که در قالب مبالغ، کمکها و زیرساختها در اختیار این پیامرسانها و سهامدارانشان قرار گرفته است. برخلاف اغلب شرکتهای استارتاپی که به صورت مستقل و خصوصی مشغول فعالیت هستند و جدا از مالکیت و سهامداریشان فرایند جذب سرمایه آنها توسط شرکتهای «ویسی» یا همان شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر انجام میشود که تا حد زیادی شفاف و قابل رهگیری است، اما این پیامرسانها معمولا به صورت سازمانی و غیرشفاف حمایت میشوند و از منظر مقرونبهصرفهگی و از جنبه تجاری، وضعیت این پلتفرمها در هالهای از ابهام قرار دارد.
آیا در حال حاضر بعد از فیلتر شدن واتسآپ و اینستاگرام استفاده از این پلتفرمها افزایش یافته است؟
در بازه زمانی اخیر که واتسآپ و اینستاگرام فیلتر شده است، شاید توقع برود که بخش زیادی از مردم سراغ اپلیکیشنهای داخلی بروند اما میدانیم که هیچکدام از اینها با اقبال عمومی روبهرو نشدند که اصلیترین علت آن نه امکانات و فیچرها و نه لزوما محدودیتهای زیرساختی است، بلکه عامل اصلی عدم اعتمادی است که کاربران به این بسترها و پلتفرمها دارند و حس تجربه منفی که برای کاربران رقم میزند. چون کاربران احساس میکنند به ناچار باید به یک کوچ اجباری بروند، نه اینکه مزیتهای رقابتی و کیفیت بهتر این پلتفرمها آنها را جذب کرده باشد. حتی اگر کاربری از این اپلیکیشنها استفاده کند با یک پیشقضاوت و پیشفرض ذهنی منفی مواجه است که در مبحث طراحی تجربه کاربری در طراحی محصولات دیجیتال مسئله مهمی است.
در سالهای گذشته شرکتهای خصوصی سرمایهگذاریهای زیادی در حوزه استارتاپی انجام دادهاند. علت اینکه بخش خصوصی وارد سرمایهگذاری در حوزه پیامرسانهای داخلی نمیشود چیست؟
مانع اصلی این موضوع که چرا شرکتهای خصوصی وارد این زمینه نمیشوند - مانند بقیه زمینهها که شاهد موفقیتهای چشمگیر استارتاپهای صاحبنام هستیم - علتاش به تنگنظری و مداخلاتی که حاکمیت در محتوا ایجاد میکند و باعث میشود بخش عمده از مسئولیت محتواها متوجه مدیران آن پلتفرم شود برمیگردد. درخواست حذف محتواها و نظارت مستمر تمام محتواها باعث میشود که کاربران احساس ناامنی کنند. بعضی از گروهها و فعالیتها در برخی از پیامرسانها به واسطه و به اتهام فعالیت غیرقانونی سیاسی داخلی مسدود و محدود شدهاند. بسیاری از پلتفرمهای داخلی خصوصا در زمینه پیامرسانها به واسطه ساختار غیرارگانیکی که در آن بستر شکل گرفته و دستوری بودن آنها از نظر کیفی و زیرساختی فاصله زیادی با موارد مشابه بینالمللی دارد. بسیاری از مدیران این پلتفرمها پیش از این هم اعلام کردند درصورتی که بخواهند سرویس روبینو جایگزین اینستاگرام در ایران شود، هنوز آمادگی و زیرساختهای فنی آن وجود ندارد و امکان میزبانی از این حجم از کاربران فعال را ندارد. این پلتفرمها تلاش میکنند که بودجههای بیشتری بگیرند و صرفا با بودجه بتوانند توسعه پیدا کنند.