ماجراهای دانشکده ادبیات
روزنامه هممیهن ، منتشر کننده آخرین و بروزترین اخبار داخلی و خارجی.

انتشار نامهای در حمایت از رئیس جدید التهابات را دامن زد
پنجشنبه، ۲۷ مرداد، در واکنش به اعتراضات گستردۀ دانشجویی به عملکرد عبدالرضا سیف، رئیس جدید دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، نامهای به همراه فهرستی از ۹۵۰ امضای عمدتاً مجعول منتشر شد که منتقدان را «اذناب ورشکستۀ فتنۀ ۸۸ و حزب منحلۀ مشارکت» توصیف میکرد. این نامه که ابتدا توسط خبرگزاری فارس منتشر شد، پاسخ به نامهای است که پیشتر، ۶۰۱ نفر از دانشجویان و فارغالتحصیلان این دانشکده تحت عنوان «اعلام خطر نسبت به وضعیت دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران» منتشر کرده و نگرانی خود را دربارۀ وضع موجود ابراز کردهبودند.نامۀ اول
انتشار نامۀ «اعلام خطر نسبت به وضعیت دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران» در میانۀ مردادماه موج اول اعتراض به عملکرد رئیس جدید دانشکده ادبیات، عبدالرضا سیف بود. انتصاب او در دیماه ۱۴۰۰ به ریاست دانشکده ادبیات باعث تغییرات متعددی در درسهای ارائهشده در نیمسال قبل، حذف برخی استادان مدعو و تغییر مدیران گروههای آموزشی شده بود. در این نامه ۱۴ مورد از اقدامات او در شش ماه ریاست بر دانشکده ذکر شده است. برخی از این موارد حاکی از قانونشکنیهای قابلتوجهی مانند عزل و نصب غیرقانونی مدیران برخی گروههای آموزشی و برگزاری غیرقانونی آزمون دکتری و برخی دیگر از موارد، نشاندهندۀ رفتارهای عجیب و نامتعارف رئیس دانشکده بود؛ ازجمله بسته بودن دانشکده به روی دانشجویان جز دو روز در هفته، رفتارهای نمایشی، اظهارات تفرقهبرانگیز و شکایت از دانشجویان به کمیتۀ انضباطی بابت شاهنامهخوانی! در طول مدت امضای نامۀ «اعلام خطر»، مواردی از فساد علمی سیف در نگارش مقالات پژوهشی در بین استادان و دانشجویان دانشکده ادبیات دستبهدست شد و در نهایت، ۶۰۱ نفر از دانشجویان و فارغالتحصیلان دانشکده این نامه را امضا و منتشر کردند. در میان اسامی فارغالتحصیلانی که این نامه را امضا کردهاند اسامی افرادی به چشم میخورد که ورودی سالهای دهه ۶۰ دانشکده ادبیات و علوم انسانی بودهاند، عبدالرضا سیف نیز ورودی 1364 دانشکده است و کسانی هم از ورودیهای همانسالها نیز نامه را امضا کردهاند.
نامۀ دوم
در واکنش به نامۀ مشهور به «اعلام خطر»، جوابیهای در دفاع از سیف توسط خبرگزاری فارس منتشر شد. در این جوابیه، سیف «استاد و مدیری آگاه» معرفی شده که «شناختی دقیق و متقن از جریانهای الحادی و معاند در دانشگاه دارد و همواره با تدبیر و شجاعت در برابر آنان ایستادگی و مقابله کرده و مانع به ثمر رسیدن اهداف پلید آنان شده است». همچنین در این متن، دربارۀ نویسندگان نامۀ ۶۰۱ امضایی آمدهاست که «...بیتردید بانیان وضع موجود و اقلیتی پرادعا، با نفوذ و فشار رسانهای و جوسازی و تحریک به دنبال گرفتن ماهی منافع شخصی و باندی از آب گلآلود خودساخته هستند» و «بر سبیل عادت مألوف، دانشجو را به چشم سرباز پیادهنظام و وجهالمنافع خود میبینند». (کلمه وجهالمنافع عیناً در جمله ذکر شده است!) در ادامۀ جوابیه اتهامات بسیاری به ریاست سابق دانشکده، غلامحسین کریمیدوستان، وارد شده و «مدیریت دانشکده برای ویژهخواری کریمی و دوستانش» دانسته شده است. بخش دیگری از نامه نیز به تخریب سیداحمدرضا قائممقامی، مدیر پیشین گروه فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران اختصاص دارد که در جلسۀ پرسش و پاسخ هیاترئیسۀ دانشکده و دانشجویان، در ۲۳ خرداد، موضوعات مهمی دربارۀ تخلفات سیف، از جمله در رابطه با آزمون دکتری رشتۀ زبانهای باستانی را افشا ساخته بود.
امضاهای نامۀ دوم
اما آنچه تا این لحظه بیش از همه جنجالبرانگیز شده، فهرست امضاهای نامه است: فایلی ۲۹ صفحهای حاوی ۹۵۰ اسم که در ادعایی امضاکنندگان این جوابیهاند. نخستین نکتۀ چشمگیر در این فهرست نامهایی است که چندین و چند بار پشت سر هم یا در صفحات مختلف تکرار شدهاند. برای مثال تنها در پنج صفحۀ نخست، نامهایی مانند صدیقه مهربان، محمود جعفریان، مریم جباری، بیژن منصوریفرد، رضا حصاری، کرمرضا پیربابایی، لیلا ممیپور، طاهره نجاریان و آرش عینی، هر یک بین دو تا سه مرتبه تکرار شدهاست. زمان ثبت اسامی امضاکنندگان (ساعت و تاریخ میلادی) در فایل آمده است و مسالۀ بسیار مهمی را دربارۀ شیوۀ تألیف این فهرست افشا میکند: این زمانها نشان میدهد که تعداد زیادی از اسامی هر رشته بهطور انبوه در مدت زمان کوتاهی وارد فهرست شدهاند؛ برای مثال از ساعت ۷:۱۱ روز ۱۸ مرداد (۱۲ اوتِ ۲۰۲۲)، تا ساعت ۸:۴۰ این روز، حدوداً اسم ۴۰ نفر وارد فهرست شده که جز یکی دو استثنا رشتۀ همۀ آنها ادبیات فارسی است. یا در روز ۲۰ مرداد (۱۴ اوتِ ۲۰۲۲)، ابتدا از ساعت ۱۲:۰۷ تا ساعت ۱۲:۲۳ تنها در ۱۵ دقیقه ۲۲ اسم از رشتۀ فلسفه ثبت شده و سپس در دو ساعت بعدی تنها یک اسم آمدهاست. در ادامه، از ساعت ۱۴:۳۱ تا ۱۴:۴۰ در مدت ۹ دقیقه، همۀ ۱۳ اسمِ ثبتشده از رشتۀ ایرانشناسیاند و سپس از ساعت ۱۴:۴۲ تا ساعت ۱۶:۳۷ در حدود دو ساعت بیش از ۱۳۰ اسم(!) از رشتۀ باستانشناسی وارد فهرست شدهاست. پس از این، نوبت به رشتۀ مترجمی عربی میرسد: از ساعت ۱۶:۴۰ تا ۱۶:۵۲ طی کمتر از ۱۲ دقیقه ۱۹ اسم از رشتۀ مترجمی عربی وارد لیست شدهاست. بهوضوح، در صورتی که امضاها به طور طبیعی گردآوری میشدند، چنین توالیای از زمان ثبت اسامی امکانپذیر نبود. این توالی حاکی از تلاشی نظاممند برای جعل امضای فارغالتحصیلان و دانشجویان است. اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود. دقت بیشتر در این فهرست نشان میدهد حداقل یکی از افرادی که نامش در میان امضاکنندگان آمده در قید حیات نیست: امیرحسین عرفی، فارغالتحصیل رشتۀ فلسفۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی که حدوداً ۱۰ سال پیش فوت کردهاست. ضمناً غیر از آن که امضایی با ذکرِ عنوان دانشجوی رشتۀ «اقتصاد» در این فهرست ثبت شده، که این رشته اساساً در دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی نیست، نامهای آشنایی نیز در میان دیگر اسامی به چشم میخورد. نامهایی مانند «ساسان حیدرییافته» و «ابراهیم حامدی» که شباهتی عجیب با اسامی واقعی برخی خوانندگان پاپ دارد. نکتۀ حائز اهمیت دیگر شیوۀ «امضاسازیها»ست؛ برای مثال، نام دانشجویی به نام «رضا خبازها»، دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، دو بار به شکل «رضا عطارها» و «رضا نانوایان» تحول یافته و ترجمه شده و در فهرست آمدهاست! نام خانوادگی بسیاری از دانشجویان و دانشآموختگان نیز با تغییرات جزئی اینچنینی مخدوش شده و بهعنوان امضاکنندگان نامه ذکر شدهاست. تعداد دانشجویان احتمالی امضاکننده نامۀ حمایت از سیف، یکی دیگر از موضوعات محل بحث است. در نامۀ حمایت از سیف آمده است: «سوال اصلی این است؛ کسی که فارغالتحصیل شده و اصلا مدیریت آقای دکتر سیف را ندیده است، چگونه نظر میدهد و انتقاد میکند؟». جالب است که با بررسی تعداد تمام امضاهای به ثبت رسیدهای که سال ورود آنها کمتر از پنج سال اخیر ثبت شده است، حتی با درنظر گرفتن اسامی تکراری و جعلی، تعداد دانشجویان کنونی که ممکن است نامۀ حمایت از سیف را امضا کرده باشند به صد نفر هم نمیرسد. این یعنی ۹۰ درصد امضاهای پای نامۀ حمایت از سیف، به فرض صحت امضاها، از فارغالتحصیلان دانشکده بودهاند. نکتۀ مهم دیگر این است که تاریخ ثبت اولین اسامی این فهرست ۱۸ مردادماه است، اما به گزارش خبرگزاری فارس در این نامه به مواردی پرداخته شده که پس از این تاریخ رخ دادهاند؛ از جملۀ این موارد حواشی مرتبط با مؤسسۀ لغتنامۀ دهخدا و نامۀ قطع همکاری مؤلفان لغتنامۀ بزرگ فارسی است که چهار روز پس از ثبت اولین اسامی و به تاریخ ۲۲ مردادماه در وبگاه خبرگزاری تسنیم منتشر شدهاست.
واکنش به امضاهای مجعول
انتشار این فهرست به دور از جنجال نبوده است؛ بلافاصله پس از انتشار جوابیه، دهها نفر از افرادی که اسم خود را در این فایل دیدهاند با انتشار مطالبی در صفحات خود در شبکههای اجتماعی اعلام کردهاند که اطلاعی از درج نام خود پای این جوابیه ندارند. پس از گذشت چند ساعت، خبرگزاری فارس اقدام به حذف فایل فهرست اسامی امضاکنندگان کرد؛ فایلی که جداگانه در انتهای گزارش این خبرگزاری و در قالب pdf منتشر شدهبود. صفحۀ این خبر «با ذکر ۹۵۰ امضا» و وجود فهرست اسامی در آرشیو اینترنت موجود است و حتی بسیاری از دانشجویان از آن عکسبرداری کردهاند. اما در عرض چند ساعت، بسیاری از دانشآموختگان دانشکده، در صفحات شخصی خود از جعل امضای خود خبر داده و از متن نامه اعلام برائت کردند. این نامه همچنین واکنش سایه اقتصادی نیا، ویراستار و منتقد ادبی را در پی داشت که در کانال تلگرامی خویش نوشت: «نام مرا هم بهدروغ جزو امضاکنندگان این مطلب درج کردهاند». وی در گفتوگو با «هممیهن»، خاطرنشان کرد که «هیچگاه دانشجوی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران نبوده» و احتمالا! قرار گرفتن نامش در فهرست امضاکنندگان از آن روست که چندی پیش در انتقاد از انتصاب حمیرا زمردی به ریاست لغتنامه دهخدا مطلبی در کانالش منتشر کرده است. محمود فتوحی رودمعجنی، استاد بازنشستۀ دانشگاه فردوسی مشهد ، در مطلبی ساعتی چند پس از این جوابیه، با اشاره به وضعیت دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و موسسه دهخدا، در کانال تلگرامی خود نوشت: «فعالان سیاسی بهتر است جای دیگری را برای اعمال سلایق حزبی خود انتخاب کنند یا دست کم ریاست را به فردی از حزب خود واگذارند که نزد صاحبنظران آن قلمرو از اقبال و اعتبار برخوردار باشد». مرتضی روحانی راوری، مدیر سابق ترجمان و چهرۀ فرهنگی اصولگرا، نیز ضمن تکذیب امضای خود بر نامه حمایت از سیف در صفحۀ شخصی خود نوشت: «همین یک فقره [فهرست امضاهای جعلی] برای بیکفایتی ایشان [سیف] و تیم حامیشان کافی است». علاوه بر این، محمد راغب، استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی، ضمن تکذیب امضای نامه حمایت از سیف، در صفحۀ شخصی خود نوشت: «آیا ممکن است کسی در بیست سال اخیر در دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران درس خوانده باشد و بیانیۀ خبرگزاری فارس را امضا کرده باشد؟». همچنین تعداد زیادی از دانشجویان دانشکده، از ورودیها و رشتههای مختلف، از وجود بسیاری از نامهای این فهرست در میان همورودیها و همکلاسیهای خود بیخبرند و در صفحات خود در شبکههای اجتماعی تکذیب کردهاند.
واکنش رئیس دانشکده
دانشجویان دانشکدۀ ادبیات میگویند این تنها واکنش رئیس دانشکده به انتشار نامۀ انتقادی آنان نیست. به گفتۀ آنها در شرایطی که بخشهای اداری دانشکده تنها دو روز در هفته به امور دانشجویان رسیدگی میکنند، چهارشنبۀ گذشته، ٢۶ مرداد از خطوط تلفن دانشکده با تعداد زیادی از دانشجویان تماس گرفته شده و از آنها سؤال شده که آیا از درج نام خود در زیر نامۀ اعتراض به انتصاب و عملکرد عبدالرضا سیف مطلع هستند یا نه. تماسگیرندگان از برخی دانشجویان خواستهاند «پشیمانی» خود از امضای نامۀ اعتراضی را از طریق ایمیل به اطلاع سیف برسانند. همچنین رئیس دانشکده به همراه معاونان خود در هفتۀ گذشته از تعدادی از دانشجویان خواسته بود این جوابیه را امضا کنند. گزارشهای دانشجویان حاکی از آن است که فشار سیف، معاونان او و همچنین اساتید حامی او، برای امضای این جوابیه بیشتر بر روی دانشجویان تحصیلات تکمیلی اعمال شده است. دانشجویانی که ممکن است در مسیر دفاع پایاننامۀ ارشد یا رسالۀ دکترای خود با مشکلات عدیدهای از سوی برخی از اساتید راهنما یا مشاور که در گروه حامیان سیف قرار میگیرند، مواجه شوند. بنابر گزارش منتشرشده توسط شورای صنفی دانشجویان دانشکده ادبیات، در جلسۀ روز ۱۹ مرداد رئیس و معاون دانشکده با اعضای این تشکل دانشجویی، سیف شخصا محتوای نامۀ «اعلام خطر» را سراسر تهمت و دروغ و بیانصافی و «مرضهای یک مشت عقدهای» قلمداد کرده است! نکتۀ جالب دیگری که در گزارش مختصر شورای صنفی به چشم میخورد، اظهارنظر موسی دیباج، معاون دانشکده، در نقد نامۀ «اعلام خطر» و گشادهرویی سیف نسبت به نظرات مخالف است: «باید انصاف و وجدان داشت و وقتی فردی مانند آقای سیف به این اندازه نسبت به دانشجوها و نظرات مخالف باز هستند، نباید به این شکل برخورد کرد». برخی دانشجویان هم گفتهاند، به مدت یک هفته از تردد دانشجویان، کارمندان و اساتید به دانشکده جلوگیری شدهاست و در یکی از روزهای این هفته علاوه بر قفل الکترونیکی دانشکده (که اساتید و کارمندان میتوانند آن را با کارت خود باز کنند) قفلی فیزیکی به در دانشکده آویزان شده تا از تردد همگان جلوگیری شود. دانشجویان میگویند که در این روز اعضای هیاترئیسۀ دانشکده از در دیگری وارد دانشکده شدهاند. اما میتوان حدس زد پشت درهای بستۀ دانشکده چه اقداماتی در جریان بوده است.
پشت درهای بسته
نگاهی دوباره به فایل امضاهای مجعول منتشر شده توسط خبرگزاری فارس میتواند ابعاد تازهای از ماجرا را روشن کند. ثبت اکثر امضاهای فهرست شده به عنوان حامیان سیف در طول شش روز و چنان که گفته شد، به صورت لیستی انجام پذیرفته است. در روزهایی که دانشجویان در دانشکده حضور نداشتند، شروع روند ثبت امضا بین ساعت ۷ تا ۸ صبح، مطابق با ساعت شروع کار ادارات آغاز شده است (به جز پنجشنبه که حدود ساعت ۱۰:۳۰ صبح شروع شده است). تقریبا هر روز، وقفهای حدودا دوساعته در ساعات ظهر همراه با توقف ثبت پیوستۀ امضاها بوده و این وقفه با ساعت معمول نماز و ناهار کارکنان اداری منطبق است. از سوی دیگر، در روزهایی که دانشجویان میتوانستند در دانشکده حضور یابند (یکشنبه و دوشنبه، چرا که در بقیۀ روزهای هفته حضور دانشجویان بنابر تصمیم هیات رئیسۀ دانشکده ممنوع است)، روند پیوستۀ ثبت امضاها پس از ساعت ۱۴ و با پایان یافتن ساعت کار اداری آغاز شده است. به نظر میرسد چنین هماهنگیای بین ساعت کار اداری با زمان ثبت لیستی امضاهای حامی سیف عجیب و غیرعادی است. اما وقتی تعدادی از کارکنان موظف میشوند با تکتک دانشجویان تماس بگیرند، آیا نمیتوان آنها را مامور به ثبت «امضای کارمندی» کرد؟
استادان دانشکده
ظاهرا ابعاد ماجرا در دانشکده ادبیات، فراتر از تماس تلفنی و تهدید دانشجویان است و به سطح استادان دانشکده نیز کشیده شده است. روایت داریوش رحمانیان، دانشیار گروه تاریخ دانشگاه تهران، میتواند ابعاد دیگری از داستان را به نمایش بگذارد. او در گفتوگویی کوتاه با هممیهن به تجربۀ حضور سیف در یکی از جلسات شورای گروه تاریخ پرداخت: «شاید توضیح این مورد کمی جنبۀ طنزآمیز پیدا کند. چند وقت پیش رئیس دانشکده و معاونانش طبق روشی که داشتند، خودشان را به شورای گروهها دعوت میکردند. در این سی سال تدریس هرگز چنین پدیدهای را تجربه نکرده بودم، این البته خلاف قانون نیست اما متعارف هم نیست. شوراهای گروه یک شخصیت حقوقی و شأنی دارند که باید رعایت شود. بنابراین، برگزاری جلسۀ شورای گروه در جایی بیرون از گروه خلاف عرف است. این بار جلسۀ شورای گروه تاریخ در تالار مرحوم دکتر شهیدی برگزار شد. در این جلسه جناب رئیس حدود 50-40 دقیقه تهدید و هشدار و انتقادهای تند فرمودند و حتی برخی تهمتها به برخی روساء و مدیران پیشین دانشکده زدند که مثلا سوءاستفاده کردند، بدون اینکه اسم کسی آورده شود و حتی حضور داشته باشند (از مدیران پیشین فقط یک نفر که همکار گروه ما بود حضور داشت) و بعد از 50-40 دقیقه خطابه برخاستند که بروند. بنده گفتم: «جناب! کجا میروید؟». ایشان با تندی گفتند: «جلسه دارم و باید بروم». گفتم: «خب شما اگر جلسه داشتید به جلسهتان میرسیدید! میتوانستید زمانی به جلسه گروه محترم تاریخ بیایید که اگر سخنی میگویید، بعد بنشینید و سخنی هم بشنوید». به نظرم این سادهترین و بدیهیترین اصول مناسبات انسانی است. آن هم در درون دانشگاه. امروزه هیچ قشری در گفتوگو با یکدیگر اینطور رفتار نمیکنند! بعد ایشان برگشت با تندی و حرکت دست به بنده خطاب کرد: «من رئیس دانشکده هستم!». انگار که رئیس دانشکده میتواند فراتر از عرف و اخلاق و قانون هر جوری که میخواهد رفتار کند! بنده به ایشان گفتم: «شما باید اصول اولیه گفتوگو با همکارانت را بیش از بقیه پاس بداری». البته یکی دیگر از همکاران هم اعتراضی کرد. ایشان به طور معمول با تهدید و توهین رفتار میکند؛ چنین میکنم، چنان میکنم، مدیر را عزل میکنم، مجلۀ گروه تاریخ را میبندم. البته رئیس دانشکده اختیار دارد که تغییر و اصلاح مجلات دانشکده را بخواهد، اما نه با این شکل ادبیات و تندی و تیز. من همانجا به ایشان عرض کردم: «ما هم در چارچوبهای قانونی با رعایت اصول و اخلاق به شما اعتراض و انتقاد خواهیم کرد. این کشور ایران قلب یک حوزه فرهنگی معتبر و شناختهشده است. این دانشکده میراثدار ادبا و فلاسفۀ بزرگ است. در چنین کشوری با چنین پیشینه و میراث پرافتخاری، اینگونه رفتار و گفتار حقیقتا جای تاسف و نگرانی دارد».
اعتبار مخدوش
انتشار نامهای با امضاهای جعلی جزئی از جریانی است که قصد دارد با دروغ و تلبیس فضا را به نفع خود پیش ببرد و با تهمتزنی و پروندهسازی اعتراضات به سوءعملکرد را متوقف کند. در ماجرای موسسۀ لغتنامه نیز، که پیشتر در «هممیهن» بازتاب یافت، نامۀ هیات مؤلفان موسسۀ لغتنامه که از «توقف تألیف» خبر میداد در تارنمای دانشگاه تهران «دروغ» اعلام شد! با وجود آنکه «هممیهن» در تماس با هیات مؤلفان تأیید میکند که استادان انوری، شایسته و نجفی، آقایان مهرکی و شهبازی و خانمها میرشمسی، جلیلی و خدیش امضای خود را بر نامۀ مذکور کاملاً تایید میکنند و نسبت به اخبار کذب منتشره معترضند. به نظر میرسد که ریاست سیف بر دانشکدۀ ادبیات تاکنون هزینههای بسیاری را برای وجهه و شأن دانشگاه تهران به بار آورده باشد. مشخص نیست چرا سیدمحمّد مقیمی، ریاست دانشگاه تهران، اجازه دادهاست اعتبار دانشگاه با چنین عملکردی زیر سوال برود. پرسش اصلی این است که سوءاستفاده از حیثیت دانشگاه تهران که نهادی در آستانۀ ٩٠ سالگیست، تا کی و کجا ادامه پیدا خواهد کرد. در پایان قابل ذکر است که تلاش هممیهن برای گفتوگو با مسوولان فعلی دانشگاه ادبیات تا هنگام تنظیم این گزارش به جایی نرسیده است. هممیهن آمادگی خود برای گفتوگو با مسوولان دانشکده را اعلام میکند.