| کد مطلب: ۷۰۹۷۸

ماجرای میراث دردسرساز احمدی‌نژاد و بنزین

رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی از مشکلات زیرساختی که بنزین را به یک بحران بدل کرده، سخن به میان آورد و گفت: از دولت احمدی‌نژاد که جلوی افزایش پلکانی بنزین را گرفت تا به امروز که ۲۱ سال می‌گذرد، اگر هر اقدامی کرده بودیم، به ثمر رسیده بود. هر سال بهانه‌مان این است که وقت نداریم.

ماجرای میراث دردسرساز احمدی‌نژاد و بنزین

یه گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از اقتصادآنلاین، افزایش قیمت بنزین در شرایط فعلی اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد، اما گرانی صرف نمی‌تواند ناترازی مصرف را حل کند و بدون اصلاح خودروهای پرمصرف، حمل‌ونقل عمومی و زیرساخت‌ها، فشار اصلی آن به خانوارها و تورم منتقل خواهد شد.

در این رابطه، آرش نجفی رئیس کمیسیون انرژی اتاق ایران در گفت‌وگو با اقتصادآنلاین با بررسی تجربه اصلاح قیمت بنزین در سال‌های گذشته، تأکید می‌کند که افزایش قیمت به‌تنهایی نمی‌تواند مسئله مصرف سوخت را حل کند.

به گفته او، اصلاح ساختار مصرف بنزین باید هم‌زمان با کاهش مصرف خودروها، افزایش کیفیت، اصلاح ساختار‌ها و در نهایت اصلاح قیمت انجام شود. نجفی همچنین بر ضرورت شناسایی ذی‌نفعان وضع موجود، حساسیت‌زدایی جامعه نسبت به قیمت بنزین و اجرای تدریجی اصلاحات تأکید دارد.

گفت‌وگوی اقتصادآنلاین را با آرش نجفی از نظر می‌گذرانید.

*****

*آقای نجفی، مهم‌ترین خطاهای گذشته در اصلاح قیمت بنزین چه بود و امروز برای جلوگیری از تکرار آنها باید چه ملاحظاتی در نظر گرفته شود؟

ما راه‌حل‌های اصلاح ساختار مصرف بنزین را فقط در افزایش قیمت دیده‌ایم، در حالی که فرآیند اصلاح ساختار بنزین یک نقشه راه ویژه دارد که شامل کاهش مصرف خودروها، افزایش کیفیت و اصلاح قیمت نیز می‌شود. ما در کشور فقط به‌صورت تک بعدی روی محور افزایش قیمت بنزین برنامه‌ریزی کرده‌ایم.

اگر شما سابقه موضوع را بررسی کنید، ملاحظه می‌کنید که از ابتدای انقلاب که قیمت بنزین یک تومان بود تا به امروز که حداقل ۵ هزار تومان است، قیمت بنزین را ۵ هزار برابر کرده‌ایم. به‌طور متوسط، وقتی ۵ هزار را تقسیم بر ۵۰ کنیم و بگوییم ۵۰ سال گذشته، یعنی هر سال ۱۰۰ برابر. هر سال ۱۰۰ برابر؛ یعنی در مجموع ۵ هزار برابر. اما می‌بینیم که راه به جایی نبرده‌ایم.

یکی از معضلات ما این است که ساختار مصرف و قیمت بنزین را بیش از حد در جامعه حساس نگه داشته‌ایم. در بسیاری از اقلام کالایی، قیمت‌ها بسیار افزایش پیدا کرده است؛ قیمت گوشت، لبنیات، نان، شیرینی، آجیل و تمام کالا‌های مصرفی که درصد استفاده برخی از آنها از مصرف بنزین بالاتر است، ولی جامعه نسبت به آنها حساسیت پیچیده‌ای نشان نداده و با دولت و کشور همراهی کرده است.

پس آنچه امروز درباره آن صحبت می‌کنیم این است که قیمت بنزین یک حساسیت بی‌مورد دارد که به نظر می‌رسد دلیل آن ذی‌نفعان این موضوع هستند؛ یعنی ذی‌نفعانی وجود دارند که از پایین بودن قیمت بنزین سود‌های سرشار می‌برند.

به همین دلیل برای حساس نگه داشتن جامعه تلاش و هزینه می‌کنند و در برابر هرگونه اصلاح قیمت بنزین یا اصلاح در شیوه‌های بهره‌برداری و استفاده، سنگ‌اندازی و تنش ایجاد می‌کنند.

بنابراین، اگر امروز بخواهیم درباره راه‌حل‌های اصلاح ساختار بنزین و اینکه چگونه عمل کرده‌ایم و آیا عملکرد ما درست بوده یا غلط، صحبت کنیم، باید یکی از کار‌هایی که انجام می‌دهیم، شناسایی ذی‌نفعانی باشد که فرآیند عدم اصلاح ساختار بنزین را پیگیری می‌کنند و منافع خود را در آن می‌بینند.

نکته دوم این است که باید حساسیت‌زدایی کنیم تا جامعه این‌قدر نسبت به این موضوع حساس نشود.

سوم اینکه مصرف خودرو‌ها باید حتماً به‌طور ویژه کنترل و کاهش پیدا کند. از جمله موارد حائز اهمیت این است که ما برای بنزین یارانه می‌دهیم، ولی خودرو‌ها را در واقع گران می‌کنیم و هزینه ورود خودرو را بسیار افزایش می‌دهیم.

* آیا معتقد هستید که اصلاح قیمت بنزین مسئله مصرف را حل نمی‌کند و دوباره در آینده ممکن است با وجود اصلاح قیمت بنزین، مصرف‌های بالا را شاهد باشیم؟

قطعاً همین‌طور است. همان‌طور که ما در دهه ۹۰ در سال ۹۸، یک‌بار یک اصلاح ساختاری انجام دادیم. زمانی که قیمت دلار ۹۸۰۰ تومان بود، قیمت بنزین را ۳ هزار تومان تعیین کردیم؛ یعنی عملاً قیمت بنزین نزدیک به ۳۳ سنت یا ۳۰ سنت شد. همان موقع قیمت بنزین در خلیج فارس نیز حول‌وحوش همین ۳۰ سنت بود.

پس عملاً با قیمت خلیج فارس برابری می‌کردیم. سه ماه بعد، قیمت دلار در کشور به ۲۰ هزار تومان رسید، در حالی که قیمت بنزین ۳ هزار تومان بود؛ عملاً قیمت بنزین به ۱۴ سنت رسید. همیشه من این را می‌پرسم و می‌گویم مقصر چه کسی بود که بنزین ۳۰ سنتی در کشور به ۱۴ سنت تبدیل شد؟ دلار بود، بنزین بود، مردم بودند؟ چه کسی بود؟

پس این راه‌حلی که من بیایم و مرتب قیمت را گران کنم، در حالی که افزایش قیمت بنزین متعاقباً ۳ تا ۶ درصد اثر مستقیم بر مشاغل مختلف دارد، چه نتیجه‌ای خواهد داشت؟ وقتی این ۳ تا ۶ درصد افزایش را به‌صورت ماتریسی در محاسبات دیگر نیز وارد می‌کنیم، تورم‌زا می‌شود و پدیده پروانه‌ای رخ می‌دهد.

شما مشاهده می‌کنید که تورم باعث می‌شود ارزش پول ملی پایین بیاید و دوباره در جایی ملاحظه می‌کنید که قیمت بنزین ارزان شده است. نمی‌توانید قیمت بنزین را با این شرایط اقتصادی که در کشور حاکم است و این نرخ‌گذاری که در کشور انجام می‌شود، به نقطه مطلوب برسانید.

* پس باید چه کار کنیم؟ با توجه به اینکه شما افزایش قیمت را در اولویت نمی‌دانید، مسیر اصلاح باید از کجا شروع شود؟

ما مدل‌های مختلف را بررسی کرده‌ایم. یکی از موضوعات این است که در همین طرحی که اخیراً دولت تعریف می‌کرد، یعنی بنزین ۱۵۰۰ تومانی و بنزین ۳ هزار تومانی به بنزین ۵ هزار تومان، یک راه خوب نیست ولی بد هم نبود.

یعنی به این صورت بود که پارامتر ۱۵۰۰ تومانی و ۳ هزار تومانی را برای مقدار مصرف محدود حفظ می‌کردند و عدد ۵ هزار تومان در یک فصل، در فصل آتی می‌شد ۱۰ هزار تومان و بعد ۱۵ هزار تومان. کسانی که نیازشان بیشتر از یک حدی بود از آن بنزین استفاده و مابه‌التفاوت را پرداخت می‌کردند.

درست است که ما پیشنهاد کرده بودیم اعدادی را برای خانوار تخفیف بدهیم. خانواری که یک نفر است با خانواده‌ای که دو نفر است، میزان تخفیف بنزینش دو برابر نمی‌شود؛ با یکدیگر یک رابطه مارکسیستی، یک رابطه نسبی دارند. بنابراین برای خانوار یک‌نفره ما به ۴۰ لیتر رسیده بودیم، خانوار دونفره را ۶۰ لیتر، خانوار سه‌نفره را ۷۵ لیتر و خانوار چهار‌نفره را ۱۰۰ لیتر دیده بودیم.

این پروژه را هم سه ساله و برای عادی‌سازی قیمت دیده بودیم. به عنوان مثال در سال اول، دولت اگر بنزین را ۲۰ هزار تومان تعیین می‌کرد، دولت سال اول ۱۷ هزار تومان آن را می‌پرداخت و ۳ هزار تومان را مردم پرداخت می‌کردند.

سال دوم، این عدد برای مردم می‌شد ۸ هزار تومان و برای دولت ۱۷ هزار تومان، ولی قیمت بنزین می‌شد ۲۵ هزار تومان. متعاقباً در مرحله بعد، قیمت بنزین در سال سوم می‌شد ۳۰ هزار تومان، میزان مشارکت دولت ۱۷ هزار تومان و میزان مشارکت مردم ۱۳ هزار تومان می‌شد.

اما جامعه متوجه می‌شود که در طول سه سال با چه رویه‌ای در حال حرکت است. افرادی که خودرو داشتند از این سهمیه‌ای که به آنها داده شده بود استفاده می‌کردند و کارت سوخت نیز غیرقابل نقدشوندگی بود و فقط می‌توانستند از آن در پمپ بنزین استفاده کنند.

افرادی که خودرو نداشتند ولی به ناچار تحت تأثیر تورم و افزایش قیمت قرار می‌گرفتند، سهمیه خود را به افراد دیگر واگذار می‌کردند. نمی‌توانستند مثلاً به دستگاه خودپرداز بروند و پول بگیرند.

با یک چنین شیوه‌ای، ما یک عدد نسبی را برای جامعه دیده بودیم، یک عدد را هم برای حمل‌ونقل عمومی دیده بودیم و مابقی عدد به‌طور آزاد فروخته می‌شد. یعنی بنزین آزاد بود و شما کارت یارانه‌ای داشتید که برای خرید همان بنزین دریافت می کردید. یکی از راه‌ها این بود، ولی واقعیت این است که تا وقتی ساختار‌ها را اصلاح نکنیم راه به جایی نمی‌بریم.

به عنوان مثال، بخش عمده‌ای از سوخت کشور در ترافیک‌ها هدر می‌رود؛ هم ایجاد آلودگی می‌کند، همچنین باعث ایستایی در تردد و تلف شدن وقت مردم هم می‌شود.

اگر بخشی از یارانه‌ای را که به بنزین می‌دهیم برای سرمایه‌گذاری در احداث پارکینگ اختصاص می‌دادیم، در شهر‌ها و کلان‌شهر‌ها تعداد زیادی پارکینگ طبقاتی ایجاد می‌کردیم، در مقابل، ایستایی در خیابان‌ها را به صفر می‌رساندیم و اجازه می‌دادیم معابر ما کاملاً در اختیار تردد قرار بگیرند، نه در اختیار پارکینگ، تأثیر بسزایی در سرعت، راندمان و اصلاح ساختار داشت.

* اجرای این موارد زمان‌بر نخواهد بود؟

از دولت احمدی‌نژاد که جلوی افزایش پلکانی بنزین را گرفت تا به امروز که ۲۱ سال می‌گذرد، اگر هر اقدامی کرده بودیم، به ثمر رسیده بود. هر سال بهانه‌مان این است که وقت نداریم. ما هر سال همه فرصت‌ها را می‌سوزانیم و هیچ اقدام مؤثر و شایسته‌ای نمی‌کنیم، به بهانه اینکه شرایط‌مان فورس‌ماژور است و وقت نداریم.

۲۱ سال است هیچ کاری نکرده‌ایم؛ نه در کاهش مصرف سوخت مصرفی خودروها، نه در اصلاح ساختار‌ها و نه در اصلاح قیمت‌ها.

یک اشتباه بزرگ و عجیب‌وغریب هم که دولت احمدی‌نژاد کرد، تحت عنوان پرداخت مستقیم یارانه‌ها، توزیع بی‌پروا و بی‌برنامه پول نقد در جامعه، جلوگیری از افزایش پلکانی و بعد به یک‌باره، افزایش‌های ضربتی بود.

همه این‌ها را اگر نگاه کنیم، می‌بینیم اگر از ابتدا درست فکر و برنامه‌ریزی می‌کردیم و برنامه‌های‌مان را به‌گونه‌ای می‌چیدیم که در یک زمان‌بندی به اهداف برسیم، امروز همه آن اهداف محقق شده بود.

ولی متأسفانه همین امروز هم باز همین سؤال شما که یک خبرنگار هستید مطرح می‌شود که آیا دیر نیست؟ زمان داریم؟ بله، معلوم است. هر کاری زمان‌بر است.

* نمی‌شود هر دو سیاست را با هم پیش برد؟ یعنی هم افزایش قیمت صورت بگیرد و هم موارد زیرساختی اصلاح شود؟

افزایش قیمت، لاجرم باید انجام شود. هیچ جای دنیا بنزین یک‌سنتی نداریم. ما مجبوریم افزایش قیمت بدهیم، ولی روش و شیوه دارد. بی‌پروایانه قیمت را افزایش دادن، فقط تورم‌زاست.

بله، شما قیمت بنزین را افزایش می‌دهید، دلار سه ماه دیگر می‌شود ۲۵۰ هزار تومان، سه ماه بعد به ۳۰۰ هزار تومان می‌رسد. وقتی برمی‌گردیم و به عقب نگاه می‌کنیم، می‌بینیم باز هم بنزین ارزان است.

همزمان با اصلاح قیمت، تهیه زیرساخت‌های لازم برای اصلاح الگوی مصرف که در ابتدای گفت‌وگو به آن اشاره شد لازم است، درغیر این صورت راه به جایی نمی‌بریم.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه اقتصاد
آخرین اخبار