قربان اوغلی: یادداشت تفاهم برد سیاسی- دیپلماتیک بزرگی برای ایران بود
مدیرکل پیشین خاورمیانه وزارت امور خارجه با بیان اینکه اسرائیل و لابی قدرتمند آن در آمریکا مخالف هرگونه تفاهم میان تهران و واشنگتن هستند، گفت: با توجه به شخصیت ترامپ، تیم نتانیاهو فعلا بر سیاست آمریکا سوار است.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از ایرنا، درگیری نظامی ایران و آمریکا در جنوب خلیجفارس با شلیک موشکهایی از سوی آمریکا به جزیره لارک، از شامگاه یکشنبه ۸ شهریور و ۱۰ شهریور بار دیگر آغاز شد تا شرایط این درگیری پیچیدهتر از همیشه تداوم یابد. «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا درحالی پس از حمله به جنوب ایران، درخواست عدم پاسخ از سوی تهران را البته به زبان تهدید و زور داشت که نیروهای مسلح ایران بیاعتنا به این درخواستها و تهدیدها، در دفاع از تمامیت ارضی کشور، پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه را بمباران کردند.
مجموع این تحولات اخیر درحالی روی میدهند که هفته گذشته شاهد رفتو آمدهایی بودیم که بسیاری از تحلیلگران آن را مقدمهای برای بازگشت به روند صلح ارزیابی میکردند. حضور فرمانده ارتش پاکستان به عنوان میانجی اصلی مذاکراتی ایران و آمریکا، وزیر امور خارجه قطر به عنوان واسطه دوم و وزیر امور خارجه عمان به عنوان کشور ساحلی تنگه هرمز، شرایط را برای رسیدن به فرمولی برای خروج از بحران، مساعد نشان میداد. این اقدامات میتوانست مقدمهای برای بازگشت به تفاهم اسلامآباد باشد که ایران آن را تنها پیششرط خود برای بازگشت به دیپلماسی با آمریکا میداند.
با این همه اما به نظر میرسد نگاه ترامپ به این تفاهم بر مبنای اظهارات شبگذشته خود، نگاهی پشیمان است و رئیسجمهور آمریکا برای بازگشت به این تفاهم یا با تردیدها و چالشهای جدی روبروست یا میخواهد هزینه این بازگشت را برای ایران افزایش دهد. موضع تهران اما در این زمینه واضح است؛ تهران به امضای رئیسجمهور خود پایبند است و همین پایبندی را هم از طرف مقابل میخواهد.
«سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه معتقد است که از منظر ایران «راهحل بازگشت به صلح چندان پیچیده نیست و حتی راهحل بسیار ساده است؛ آمریکا باید به تعهداتی که خودشان امضا کردهاند و به امضای رئیسجمهورشان رسیده است، عمل کنند. اگر این تعهدات را انجام دهند، ایران نیز تعهدات خود را انجام خواهیم داد. اینگونه نیست که ما اقدامی انجام دهیم، انجام داده باشیم یا بخواهیم انجام دهیم، بدون اینکه آنها به تعهدات خود عمل کنند.»
اینکه اما چرا ترامپ نمیتواند به امضای خود پایبند بماند و این عدم پایبندی چه شرایطی را برای این کشور، منطقه و جهان ایجاد خواهد کرد؛ موضوعی است که با «جاوید قرباناوغلی» مدیرکل پیشین خاورمیانه وزارت امور خارجه، دیپلمات بازنشسته و تحلیلگر مسائل خاورمیانه، در میان گذاشتیم. متن کامل این گفتوگو به شرح زیر است.
مدیرکل پیشین خاورمیانه وزارت امور خارجه در پاسخ به این پرسش که «با توجه به اهمیت تفاهمنامه اسلامآباد برای تهران، چه عواملی آن را به پیششرط ادامه تعامل با آمریکا تبدیل کرده است؟» گفت: بازگشت به تفاهمنامه هم برای ایران و هم برای آمریکا ضرورت دارد. به نظرم مشکل در جای دیگری است. در طرف آمریکا، روشن است که اسرائیل و لابی قدرتمند آن در داخل آمریکا مخالف هرگونه تفاهم بین ایران و آمریکا و برون رفت از جنگ از طریق مذاکره است. توافق دو کشور برای نتانیاهو در حکم مرگ سیاسی است. به نظرم با توجه به شخصیت خودشیفته و تا حدی روان پریش ترامپ، تیم نتانیاهو فعلا بر سیاست آمریکا سوار است. قبلا گفتهام و اکنون تکرار میکنم ما باید راهبردی را در پیش بگیریم که اختلافات موجود بین تل آویو - واشنگتن را تعمیق و اسرائیل را برای ماجراجویی خلع سلاح کند. همه میدانند که اسرائیل بدون حمایت آمریکا توان حتی یک هفته جنگ با ایران را ندارد.
قرباناوغلی با اشاره به اینکه در طرف ایران هم برخی با هرگونه توافق با آمریکا مخالفت میکنند، گفت: متاسفانه این جریان در برخی نهادها تاثیر گذار است آنهم در حالی که پشتوانه مردمی آنها چندان قابل توجه نیست و این از عجایب سپهر سیاست در ایران است. تصور میکنم کشور از یک اجماع نخبگان در حمایت از یادداشت تفاهم برخوردار است اما شاید بتوان گفت که مشکل در تصمیمسازی و اجرای آن است.
وی افزود: آقای رئیسجمهور چند بار گفته که تصمیم به توافق با آمریکا با بالاترین تعداد اعضای شعام اتخاذ شد. اگر بپذیریم که شعام بالاترین نهاد سیاستگذاری در حوزه امنیت است، هیچکس نباید و نمیتواند با آن مخالفت کند. در حالی که رسانه ملی هر روز و شب بر طبل جنگ میکوبد و به تفاهم حمله میکند و حتی حامیان و پدید آورندگان آن را خائن قلمداد میکند.
تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه درباره اینکه آیا رئیسجمهور آمریکا واقعا قصد عبور از تفاهم اسلامآباد را دارد یا صرفا در پی نوعی بازارگرمی است، توضیح داد: ترامپ به خاطر یادداشت تفاهم با ایران با انتقادات بسیاری از جانب دموکراتها و حتی جمهوریخواهان روبرو شد، البته این خود نمایانگر دست بالای ایران در آن یادداشت تفاهم ۱۴ بندی بود. عدهای بر این اعتقادند که ترامپ به آن یادداشت تفاهم تن در داد تا تنگه هرمز را بازگشایی کند و بعد زیر توافق بزند. من با این تحلیل همراه نیستم. اگر تنگه هرمز باز میشد این میتوانست برگی در دست ترامپ برای اعلام پیروزی باشد. لذا من طرفدار ایدهای هستم که یادداشت تفاهم یک «اجبار و نیاز دو طرف» بود و البته با انگیزههای متفاوت طرفین. به نظرم یادداشت تفاهم برد سیاسی- دیپلماتیک بزرگی برای ایران بود. به مفهوم دیگر اعطای امتیازات بزرگ یادداشت تفاهم به ایران، عدم توانایی طرف مقابل (آمریکا و اسرائیل) در تحقق اهداف نظامی پیشبینی شده برای جنگ است.
قرباناوغلی توضیح داد: اگر ماجرای بازگشت به محاصره دریایی را از پیامدهای شکست یادداشت تفاهم بدانیم، به نظرم خیلی طبیعی است که در صورت موثر بودن محاصره، ترامپ برای بازگشت به یادداشت تفاهم خود را بیعلاقه و یا کم علاقه نشان دهد و فشار را برای اخذ امتیازات بیشتر در دستور کار قرار دهد و به قول شما بازار گرمی کند.
وی فشار داخلی از سوی مخالفان توافق، تأثیرگذاری نتانیاهو و لابی قدرتمند اسرائیل در درون آمریکا و کانالهای تصمیم سازی را از عوامل موثر در روند عدم بازگشت رئیسجمهور آمریکا به تفاهم اسلامآباد دانست و گفت: با این وجود من هنوز بر این اعتقاد هستم که جریان نیرومندی در داخل آمریکا مایل نیست بیشتر از این سیاست آمریکا در تلآویو تعیین شود و لذا واقعا تمایل نیرومندی برای برون رفت از جنگ از طریق دیپلماسی و تفاهم در واشنگتن وجود دارد. روش سیاستگذاری در کشور باید مبتنی بر این مسأله باشد. سفید و سیاه دیدن مسائل و عدم توجه به اختلافات نخبگانی داخل آن در رابطه با ایران و جنگ اشتباه سیاسی است که در صورت استمرار میتواند خسارات سنگینتری را به کشور تحمیل کند.
قرباناوغلی درباره چشمانداز جنگ در صورت بازگشت یا عدم بازگشت به تفاهم اسلامآباد و گزینههای رئیسجمهور آمریکا گفت: از نظر من به عنوان یک کارشناس که موضوع را از طریق اخبار علنی دنبال میکند، ضروری است ایران بازگشت به یادداشت تفاهم را در اولویت سیاسی قرار دهد. واقعا کشور نیازمند وحدت فرماندهی و تصمیمسازی در موضوع جنگ و صلح است. البته طبیعی است که ما هم باید شرایط خود را برای بازگشت به یادداشت تفاهم به آمریکا اعلام کنیم. در اعلام شروط واقعیات میدان و مسأله هزینه - فایده از موضوعات و مولفههای اساسی برای تصمیمهای راهبردی است.
این کارشناس سیاست خارجی با تاکید بر اینکه ترامپ با شرایط بسیار دشواری روبروست، گفت: کاهش ذخایر تسلیحاتی دیگر موضوع پنهانی نیست و همه از آن سخن میگویند. مخالفتهای جهانی و منطقهای با ادامه جنگ به دلیل تاثیرات ویرانگر آن بر اقتصاد جهان، ترامپ را در موقعیت سختی قرار داده است. در سطح بالاتر، رقابت با چین و تغییرات موازنه در صورت استمرار جنگ و عدم توانایی آمریکا در تحمیل شکست و تسلیم ایران، پکن را در موقعیت بالاتری قرار خواهد داد.
وی افزود: دو دیدگاه را میتوان در داخل کشور برای ترسیم آینده رصد کرد؛ یک دیدگاه خواهان تحمیل شکست به طرف مقابل در پرتو همین مشکلات ترامپ و آمریکاست. طرفداران این راهبرد همان افرادی هستند که بر طبل جنگ میکوبند. دیدگاه دوم اما همزمان با این آگاهی از مشکلات آمریکا، آگاهی کاملی از وضعیت کشور خودمان دارد و لذا خواهان استفاده از شرایط دست بالای ما که ممکن است در آینده دچار تغییر شود، از ایده تبدیل دستاوردهای نظامی در میز مذاکره و تبدیل آن به برد دیپلماتیک است. به نظرم آینده چالش و یا بهتر بگویم رقابت این دو ایده و یا دیدگاه، بر تصمیمات ترامپ و آینده کشور تاثیرگذار خواهد بود.