| کد مطلب: ۷۰۴۸۸

جنگ ایران چقدر برای آمریکایی‌ها هزینه داشته است؟

برای محاسبه درست هزینه‌ها باید چیزی فراتر از مخارج نظامی را در نظر گرفت.

جنگ ایران چقدر برای آمریکایی‌ها هزینه داشته است؟

نوشته: جان کسیدی / منبع : نیویورکر

اوایل ماه مارس، دونالد ترامپ در جمعی از قانون‌گذاران جمهوری‌خواه و حامیان مالی حزب در باشگاه گلف خود در دورالِ فلوریدا، جنگ ایران را که دو هفته پیش آغاز کرده بود، «یک عملیات کوتاه‌مدت» توصیف کرد که «به‌زودی» پایان خواهد یافت.

اما جمعه گذشته این جنگ وارد ششمین ماه خود شد. هرچند آمریکا و اسرائیل دیگر به‌طور روزانه اهدافی را در ایران بمباران نمی‌کنند، حدود پنجاه هزار نیروی نظامی آمریکایی همچنان در منطقه مستقر هستند؛ تنگه هرمز تا حد زیادی به روی کشتیرانی تجاری بسته مانده است؛ یادداشت تفاهمی که دو طرف در ماه ژوئن امضا کرده بودند منقضی شده؛ و گزارش‌ها حاکی از آن است که دولت ترامپ به میانجیگران خاورمیانه اطلاع داده که علاقه‌ای به احیای آن ندارد.

با چشم‌انداز نامعلوم پایان جنگ، هزینه‌های آن پیوسته در حال افزایش است. برخی از این هزینه‌ها را نمی‌توان با دلار و سنت اندازه‌گیری کرد. طبق اعلام پنتاگون، هجده نظامی آمریکایی کشته و بیش از 750 نفر زخمی شده‌اند. بر اساس برآوردهای یونیسف و دولت ایران، شمار کشته‌شدگان ایرانی به هزاران نفر رسیده که بیش از دویست کودک را نیز شامل می‌شود. جنگ به کشورهای دیگر نیز سرایت کرده و صدها قربانی دیگر بر جای گذاشته است؛ و اگر حملات اسرائیل به لبنان را نیز در نظر بگیریم، شمار قربانیان به هزاران نفر می‌رسد.

از لحاظ نظری، برآورد هزینه‌های اقتصادی جنگ آسان‌تر است؛ اما در عمل چنین نیست. حتی اگر فقط هزینه‌های آمریکا را در نظر بگیریم، ابتدا باید مخارج نظامی مانند مهمات، اعزام نیروهای اضافی و تعمیر خسارات گسترده‌ای را که حملات متقابل ایران به پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه وارد کرده است محاسبه کنیم. سپس باید هزینه‌های مالی ناشی از افزایش قیمت انرژی برای خانوارها و کسب‌وکارهای آمریکایی را نیز افزود. علاوه بر آن، هزینه‌های غیرمستقیم دیگری نیز وجود دارد؛ مانند افزایش تورم و بالا رفتن نرخ بهره که آمریکایی‌ها متحمل شده‌اند. تنها با کنار هم گذاشتن همه این عوامل می‌توان هزینه واقعی جنگ را برآورد کرد. اما ابتدا به مخارج نظامی می‌پردازیم که در نهایت از جیب مالیات‌دهندگان پرداخت خواهد شد.

یکی از مشکلات محاسبه این هزینه‌ها آن است که پنتاگون درباره بسیاری از جنبه‌های جنگ شفاف نبوده است. در ماه ژوئیه، پیت هگست، وزیر دفاع، به کمیته تخصیص بودجه سنا گفت که جنگ تاکنون حدود 37.5  میلیارد دلار هزینه داشته است، اما جزئیات چندانی ارائه نکرد.

اندکی پیش از این اظهارات، شبکه " ان بی سی " گزارش داده بود که برآوردهای داخلی پنتاگون، با احتساب هزینه بازسازی پایگاه‌های نظامی، رقم واقعی را بین 80 تا 100 میلیارد دلار نشان می‌دهد.

اوایل تابستان نیز کاخ سفید از کنگره درخواست کرد 67.2 میلیارد دلار بودجه اضافی برای پنتاگون اختصاص دهد و جمهوری‌خواهان مجلس نمایندگان نیز چارچوبی را تصویب کردند که شامل 73 میلیارد دلار بودجه بیشتر برای دفاع و نهادهای اطلاعاتی بود. انتظار می‌رود سنا در اواسط سپتامبر این طرح را بررسی کند.

در جنگ‌های هوایی، مهم‌ترین هزینه معمولاً مربوط به مهمات است و در این جنگ نیز چنین بوده است. پنتاگون به‌طور گسترده از موشک‌های هدایت‌شونده دقیق مانند تام هاوک استفاده کرده که هر فروند آن 2.6 میلیون دلار قیمت دارد. همچنین از سامانه‌های پیشرفته پدافندی مانند موشک‌های پاتریوت استفاده شده که هزینه هر موشک آن 4.9  میلیون دلار است.

بر اساس تحلیل مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS)، پنتاگون بیش از هزار موشک تام هاوک و تا 1400 موشک پاتریوت مصرف کرده و افزون بر آن حدود ده هزار بمب غیرهدایت‌شونده نیز به کار برده است. این کاهش عظیم ذخایر مهماتی به تنهایی 26.1  میلیارد دلار از مجموع حدود 40 میلیارد دلار هزینه نظامی جنگ را تشکیل می‌دهد. این گزارش دومین قلم بزرگ هزینه را خسارت واردشده به پایگاه‌های آمریکا در بحرین، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی دانسته و آن را تا 9.2  میلیارد دلار برآورد کرده است.

اگرچه پنتاگون کوشیده اثرگذاری حملات ایران را کم‌اهمیت جلوه دهد، اما به نظر می‌رسد این حملات صدها تأسیسات را به‌طور کامل یا جزئی نابود کرده‌اند؛ از جمله آشیانه‌های هواپیما، انبارهای سوخت، تأسیسات راداری، انبارها و پادگان‌ها. این خسارات ضربه‌ای بی‌سابقه به زیرساخت‌های نظامی آمریکا در دوران معاصر وارد کرده است. مارک کانسیان، سرهنگ بازنشسته تفنگداران دریایی و از نویسندگان گزارش CSIS، به من گفت: "برای دیدن نمونه‌ای مشابه باید به جنگ جهانی دوم بازگردیم." او افزود پس از پایان جنگ، پنتاگون باید به‌طور جدی تصمیم بگیرد که آیا این پایگاه‌های آسیب‌دیده را بازسازی کند یا به دلیل آسیب‌پذیری در برابر حملات آینده آن‌ها را رها سازد.

برخی برآوردهای اینترنتی که کانسیان آن‌ها را غیرقابل اعتماد می‌داند، هزینه نظامی جنگ را بیش از 100 میلیارد دلار تخمین زده‌اند. صرف‌نظر از رقم واقعی، این مبلغ بسیار هنگفت است و علاوه بر بودجه عظیم یک تریلیون دلاری پنتاگون برای سال 2026 پرداخت می‌شود؛ بودجه‌ای که از پیش تصویب شده است.

از نظر تئوری، این پول می‌توانست صرف اهداف دیگری شود. برای مثال، تحلیلگران مرکز پیشرفت آمریکایی (CAP) اشاره کرده‌اند که 73 میلیارد دلار بودجه اضافی مصوب مجلس نمایندگان می‌توانست پوشش کامل برنامه کمک پزشکی را برای پنج میلیون نفر دیگر فراهم کند و همچنان 33 میلیارد دلار باقی بگذارد. به گفته آنان، این پول باقی‌مانده می‌توانست برای افزایش قابل توجه کمک‌های غذایی کودکان خانواده‌های کم‌درآمد و همچنین دو برابر کردن بودجه سازمان پارک‌های ملی و برنامه‌های اضطراری غذا و سرپناه هزینه شود.

اما در سطح اقتصاد کلان، بزرگ‌ترین بار جنگ افزایش شدید قیمت انرژی بوده است. از اواخر فوریه تاکنون، قیمت بنزین در سراسر آمریکا به‌طور متوسط بیش از یک دلار در هر گالن افزایش یافته است؛ یعنی بیش از یک‌سوم. و فقط بنزین نیست که گران شده است. قیمت گازوئیل که سوخت کامیون‌های حمل کالا در سراسر کشور را تأمین می‌کند، حدود 50 درصد افزایش یافته است.

بر اساس داده‌های «آزمایشگاه راهکارهای اقلیمی» در دانشگاه براون، اگر افزایش قیمت بنزین و گازوئیل را با هم در نظر بگیریم، بار مالی تحمیل‌شده بر آمریکایی‌ها از آغاز جنگ تاکنون حدود 93 میلیارد دلار بوده است؛ یعنی بیش از 700 دلار برای هر خانوار.

اما این پایان ماجرا نیست.قیمت نفت گرمایشی حدود 70 درصد افزایش یافته است. هزینه کودهای شیمیایی که عمدتاً از گاز متان تولید می‌شوند نیز به‌دلیل جهش قیمت گاز بالا رفته و این موضوع به افزایش قیمت مواد غذایی دامن زده است. با توجه به ارتباط پیچیده میان قیمت نهاده‌ها (مانند انرژی و کود) و کالاهای نهایی (مانند مواد غذایی، کالاهای مصرفی و سفرهای هوایی)، برآورد دقیق تأثیر جنگ بر سطح عمومی قیمت‌ها دشوار است. با این حال واقعیت این است که از ماه فوریه تاکنون نرخ تورم از 2.4  درصد به 3.4  درصد افزایش یافته است.

نرخ‌های بهره بازار نیز که تحت تأثیر تورم و انتظارات تورمی قرار دارند، بالا رفته‌اند و هزینه وام مسکن، وام خودرو و سایر انواع اعتبارات مصرفی را افزایش داده‌اند. مارک زندی، اقتصاددان ارشد مؤسسه مودیز آنالیتیکس، با جمع‌بندی همه این عوامل، هزینه جنگ برای یک خانوار معمولی آمریکایی را حدود هزار دلار برآورد کرد و گفت این رقم محافظه‌کارانه است.

این برآورد در پایان ژوئن انجام شده بود. زندی اخیراً رقم خود را به بیش از 1200 دلار افزایش داده است. این عدد را نباید یک محاسبه دقیق تلقی کرد، بلکه باید آن را تصویری کلی از ابعاد اشتباه ترامپ دانست. آلیسون مک‌مانوس، مدیر بخش امنیت ملی و سیاست بین‌الملل مرکز پیشرفت آمریکایی، به من گفت: "این جنگ فوق‌العاده پرهزینه بوده است. ترامپ تصمیم گرفت آن را آغاز کند و اکنون آمریکایی‌ها بهای آن را می‌پردازند."

تا اینجا، هزینه‌ای که خود ترامپ پرداخته عمدتاً به کاهش محبوبیتش محدود شده است. هفته گذشته، نظرسنجی رویترز/ایپسوس میزان محبوبیت او را 33 درصد نشان داد؛ رقمی که پایین‌ترین سطح ثبت‌شده در هر دو دوره ریاست‌جمهوری اوست. تنها 25 درصد پاسخ‌دهندگان عملکرد او در قبال ایران را تأیید کرده‌اند. اگر تا انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر تغییری در بن‌بست کنونی جنگ ایجاد نشود، ممکن است رئیس‌جمهور و حزبش هزینه سیاسی سنگین‌تری بپردازند. اما هزینه‌های اقتصادی این جنگ دیگر قابل بازگشت نیستند.

 

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه بین‌الملل
آخرین اخبار