| کد مطلب: ۶۶۵۲۸

قربان اوغلی: ایران باید از طریق میانجی‌ها به مسیر دیپلماسی بازگردد

سفیر پیشین ایران در آفریقای جنوبی تاکید کرد: ما باید تلاش کنیم دیپلماسی را احیا کنیم و ابتدا باید در داخل ایران به این باور برسیم که جنگ همیشه پایان کار نیست.

قربان اوغلی: ایران باید از طریق میانجی‌ها به مسیر دیپلماسی بازگردد

به گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از «تابناک»؛ تقابل مستقیم نظامی ایران و آمریکا، دوران دیپلماسی را به پایان رساند و اجرای تعهدات یادداشت تفاهم اسلام‌آباد را متوقف کرد. درگیری در تنگه هرمز و گسترش جبهه‌ها به نقاط حساس استراتژیک، نشان از وقوع جنگی گسترده دارد که از تمامی پیش‌بینی‌ها فراتر رفته است. اکنون واقعیتِ درگیری میدانی، جایگزین هشدار‌های دیپلماتیک شده است.

در همین راستا خبرنگار سرویس بین‌‌الملل «تابناک» گفت‌وگویی را «جاوید قربان اوغلی»، سفیر پیشین ایران در آفریقای جنوبی انجام داده که متن آن در ادامه آمده است:

*موضوع تنگه هرمز موجب پیچیدگی در اجرای تفاهم‌نامه ایران و آمریکا شده است؛ ایران بر اساس این تفاهم‌نامه معتقد است که حق اعمال حاکمیت بر تنگه و ترددها در آن را حتی در طول دوران مذاکرات مشخص کرده است، در حالی که آمریکا معتقد است در طول دوره مذاکرات، آزادی کشتیرانی بدون هیچ‌گونه هماهنگی با ایران باید در جریان باشد. این موضوع چگونه قابل حل‌وفصل است؟

یادداشت امضا شده با ترامپ، در حقیقت سندی از پیروزی ایران درعرصه‌های سیاسی، دیپلماتیک و به تبع آن درعرصه نظامی بود. به این معنا که آمریکایی‌ها تقریباً به تمامی درخواست‌ها، مطالبات و خواسته‌های ایران تن دادند.

در داخل آمریکا و جامعه جهانی نیز بحث‌هایی مطرح شد مبنی بر اینکه چرا جنگی را آغاز کردند که خسارت بار بود. بنابراین، عقل حکم می‌کرد که ما به هر طریق ممکن، حافظ و نگهبان این یادداشت باشیم.

البته همگان آگاهیم که دشمن بدعهد و زیرک، از فرصت‌ها سوءاستفاده می‌کند. دو بار در کنار مذاکرات، حملات نظامی انجام داده است؛ اما در نهایت، پس از ۴۰ روز جنگ که دو قدرت منطقه‌ای به ایران حمله کردند و بدون هیچ‌گونه دستاوردی مجبور به عقب‌نشینی شدند، آمریکا ناچار شد به این یادداشت تفاهم تن دهد. از این رو، وظیفه دولتمردان و سیاستمداران مذاکره‌کننده ایران بود که تا جایی که امکان داشت، مانع از ایجاد بهانه برای دشمن یا رقیب شوند.

بند پنجم یادداشت تفاهم، هیچ صراحتی در این مورد که تردد کشتی‌ها باید لزوماً از مسیر تعیین‌شده توسط ایران صورت گیرد، ندارد.  از میان این ۱۴ بند، ۱۳ بند به نفع ایران بود و تنها بند پنجم وجود داشت که از آنجا که ترامپ به دلیل اقتصاد جهانی تحت فشار قرار گرفته بود، خواهان باز شدن آن بود.

این بند پنجم، اگر نگوییم به صورت ۵۰-۵۰، اما با درصد بیشتری به نفع ایران بود. در متن فارسی و انگلیسی این بند، هیچ صراحتی مبنی بر اینکه ایران باید مسیر عبور را تعیین کند، وجود ندارد.

در متن بند ۵ آورده شده: «جمهوری اسلامی ایران با امضای یادداشت، ترتیباتی را با حداکثر تلاش خود برای تردد تجاری بدون هزینه، صرفاً برای ۶۰ روز، از خلیج‌فارس به دریای عمان و بالعکس اتخاذ خواهد کرد. تردد کشتی‌های تجاری بلافاصله آغاز شده و با توجه به ضرورت رفع موانع فنی، نظامی و مین‌زدایی توسط جمهوری اسلامی ایران، ظرف ۳۰ روز برقرار خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران با سلطنت عمان برای تعیین اداره آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز، مطابق با حقوق بین‌الملل قابل اجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی، گفتگو خواهد کرد و با دیگر کشورهای ساحلی خلیج فارس نیز تبادل‌نظر خواهد داشت.»

این متن صراحتاً بیان می‌کند که ایران باید ظرف ۳۰ روز موانع را رفع کند تا اجازه تردد کشتی‌های تجاری در آنجا از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس فراهم شود. همچنین عبارات بعدی نیز به نفع ایران است، چرا که به نوعی حاکمیت ایران و عمان بر تنگه را تأیید می‌کند.

در خصوص عبارت «تعیین آینده اداره خدمات دریایی مطابق با حقوق بین‌الملل»، منظور از حقوق بین‌الملل در اینجا کنوانسیون‌های دریایی است؛ اما همان‌طور که مشاهده می‌کنید، در متن هیچ اشاره صریحی به آن نشده است. تفسیری که ایران از این بند ارائه کرد، منجر به این شد که ابتدا اخطارهایی به تمامی کشتی‌ها صادر شود مبنی بر اینکه عبور آن‌ها باید با تعیین ما صورت گیرد؛ این اقدام در نهایت منجر به هدف قرار گرفتن سه کشتی تجاری شد. متعاقب آن، واکنش آمریکا نیز آغاز گشت که منجر به دور جدیدی از درگیری‌ها شد؛ درگیری‌هایی که برای ما و منطقه بسیار زیان‌بار بود و از همین نقطه آغاز شد.

در این زمینه، نمی‌دانیم این اتفاق چگونه رخ داد، اما نقل‌قول‌هایی از منابع آمریکایی منتشر شد مبنی بر اینکه ایران به آمریکا اطلاع داده این اقدامات توسط عناصر خودسر انجام شده است. من در مورد صحت گفته‌ی ایران در این باره تردید دارم، اما با این حال آمریکایی‌ها چنین ادعایی را مطرح کردند و تکذیبی از سوی ایران در این مورد ندیدم. در هر صورت، این اقدامات واقعاً خسارت‌بار بود و منجر به این دوره جدید از تنش، منازعه و درگیری شد که نباید اتفاق می‌افتاد.

امیدوارم که ایران با حداکثر تلاش و از طریق میانجی‌ها یا گفتگوهای مستقیم و غیرمستقیم، مسیر را به سمت دیپلماسی بازگرداند. هدف اصلی در این مسیر، فعلاً احیای همان یادداشت تفاهم است. من آن را سندی بسیار بزرگ به نفع ایران می‌دانم؛ هرچند ممکن است گفته شود آمریکایی‌ها با آن مبارزه خواهند کرد، اما در نهایت، آن سند حاصل دستاورد بزرگی پس از ۴۰ روز جنگ ویرانگر بود که داشتیم.

*محسن رضایی، مشاور رهبر معظم انقلاب، اعلام کرده که اهمیت تنگه هرمز از بمب اتم نیز بیشتر است. آیا ایران تنگه هرمز را علاوه بر اهرم فشار، به عنوان یک عامل بازدارنده در دکترین نظامی خود در سال‌های آینده می‌بیند؟

تنگه هرمز قطعاً یک دارایی استراتژیک برای ایران است. دستیابی به این دارایی، حکم طبیعت و جغرافیایی است که خداوند به ما ارزانی داشته است؛ همان‌طور که این کشور دارای منابع ژئوپولیتیک فراوانی است، تنگه هرمز نیز یکی از آن‌هاست.

در واقع، یکی از دلایلی که جهان در خلال جنگ ۴۰ روزه، از پیوستن به اردوگاه تجاوزگری آمریکا خودداری کرد و برخلاف اروپایی‌ها، به مطالبات مکرر ترامپ و تمایل او برای جنگ با ایران پاسخ منفی داد، همین موضوع است.

آن‌ها دریافتند که ایران به عنوان کشور ساحلی در شمال هرمز و با برخورداری از جزایر متعددی که در تنگه استراتژیک هستند مانند جزیره ابوموسی و تنب بزرگ، حقوقی دارد که نمی‌توان آن‌ها را انکار کرد. در عین حال، توجه داشته باشید که با اعلام این مسئله، باید در نظر داشت که این تنگه یک سوی دیگر نیز سمت عمان دارد و نکته دوم این است که این تنگه، یک آبراه طبیعی بین‌المللی است.

در حقوق دریاها و آبراه‌ها میان تنگه‌هایی که دست‌ساز هستند و توسط انسان‌ها و کشورها ساخته شده‌اند مانند کانال سوئز و تنگه‌هایی که بر اساس ضرورت‌های جغرافیایی وجود دارند، مانند تنگه هرمز، تفاوت وجود دارد. تنگه هرمز ساخته‌ی ما ایرانی‌ها نیست و بخشی از آب‌های سرزمینی ما محسوب می‌شود؛ اما باید توجه داشت که ما به عنوان کشوری که معتقد به اجرای قوانین بین‌المللی است، کنوانسیون‌های مختلفی از جمله کنوانسیون ۱۹۸۲ را که بر آبراه‌های استراتژیک و حیاتی حاکم است، امضا کرده‌ایم اما در مجلس خود مصوبه نگرفته‌ایم.

نکته سوم اینکه، ما در عین باور به کنوانسیون و این واقعیت که این تنگه یک آبراه بین‌المللی است که تمامی کشتی‌ها باید بدون اخذ هیچ‌گونه عوارضی و به صورت طبیعی و آزادانه در آن تردد کنند و هیچ کشوری حق اعمال عوارض را ندارد، باید به دو نکته توجه کنیم:

نخست اینکه در شرایط جنگی، همین کنوانسیون‌ها تابع شرایط جنگی هستند. بدین معنا که ایران، به واسطه اینکه کشوری است که مورد تجاوز قرار گرفته و به عنوان کشور ساحلی حاکم بر این تنگه شناخته می‌شود، می‌تواند به دلایل امنیتی، اعمال مدیریتی بر کشتی‌های عبوری انجام دهد.

همچنین ایران این حق را خواهد داشت که قوانین اعمالی را نسبت به کشتی‌های متخاصم یا کشتی‌های کشورهایی که به نوعی با دشمن همکاری می‌کنند، اجرا کند؛ این حقی است که قوانین به کشور حاکم یا کشور ساحلی اجازه می‌دهد.

نکته دوم که باید به آن توجه داشت، رفع شرایط جنگی است. همان‌طور که در یادداشت تفاهم امضا شده و در آن قید کردیم، اعلام شد که کشتی‌ها باید از خلیج‌فارس به دریای عمان و بالعکس، بدون اخذ عوارض و به طور آزادانه تردد داشته باشند. البته باز هم ذکر شد که چون به دلیل شرایط جنگی، همه چیز به طور کامل از بین نرفته است، ایران اجازه داشت از کشتی‌ها در مورد نوع محموله و مقصدشان سؤال بپرسد که این خود نوعی اعمال مدیریت محسوب می‌شود.

اگر ایران به جای اقدامات یک‌جانبه، موضوعی را در مجلس یا دولت برای اعمال مدیریت بر تنگه تصویب می‌کرد و آن را با عمان آغاز می‌نمود، این اقدام از وجاهت بین‌المللی بسیار بیشتری برخوردار بود؛ اما متأسفانه این مسیر طی نشد.

با وجود اهمیت استراتژیک تنگه هرمز برای ما، باید توجه داشت که اگر بخواهید بیش از ظرفیت کشش این تنگه استفاده کنید، این موضوع به یک عنصر منفی تبدیل خواهد شد.

بنابراین، براساس قواعد بین‌المللی، اگر ما بخواهیم با محدود کردن یک آزادی بین‌المللی، اقتدار جهانی ایجاد کنیم، این کار باعث انزوا شده و اجماعی علیه خودمان شکل بگیرد.

باور من این بود که در اوایل همان ۴۰ روزی که ما اعمال مدیریت کردیم، دنیا نیز در برابر حاکمیت ما بر تنگه تن داده بود؛ به طوری که نه آمریکا، نه اروپایی‌ها و نه هیچ کشور دیگری حاضر به مخالفت نبودند و مدیریت ما را به دلیل شرایط جنگی، حق خود می‌دانستند. اما واقعیت این است که پس از تفاهم‌نامه، هیچ راهی وجود ندارد که بتوان این مسئله را به شکلی قانونی، بین‌المللی و مشروع جلوه داد.

مقایسه مسئله تنگه هرمز با مسئله بمب اتم، یک قیاس مع‌الفارق است. ما خوشبختانه از مسئله هسته‌ای عبور کرده‌ایم؛ به هر دلیلی که آمریکایی‌ها اقدام کردند و تلاش کردند، ما از آن مرحله گذشتیم.

حتی مذاکره‌کنندگان ما چنان هوشیار و باذکاوت بودند که این مسئله را به‌گونه‌ای مدیریت کردند که تعیین تکلیف مسئله هسته‌ای به پس از توافق نهایی موکول شود. بنابراین، مقایسه یک رویکرد دولت‌مدار با یک رویکرد نظامی و پیوند دادن آن با مسئله اتمی، به نظر من تا حدودی محل تأمل است. نمایندگان ما نباید از این الفاظ و مفاهیم به گونه‌ای استفاده کنند که تصویری ناخوشایند از ایران در جهان ارائه شود.

*با توجه به اینکه آمریکا محاصره دریایی علیه ایران را بازگردانده و از طرح‌هایی درباره تصرف برخی جزایر صحبت می‌کند، آیا تصور می‌کنید تجاوز به جزایر در دستور کار آمریکا قرار دارد یا ممکن است بدون ورود به درگیری نظامی، دیپلماسی دوباره احیا شود؟

ما باید تلاش کنیم دیپلماسی را احیا کنیم و ابتدا باید در داخل ایران به این باور برسیم که جنگ همیشه پایان کار نیست. می‌توان گفت جنگ تنها یک ابزار است و قدرت دفاعی و دیپلماسی، دو روی یک سکه در یک منازعه سیاسی، نظامی و دیپلماتیک هستند. هیچ جنگی وجود ندارد که در نهایت در سر میز مذاکرات به پایان نرسیده باشد؛ بلکه تمامی جنگ‌ها در پای میز مذاکره به نتیجه رسیده‌اند.

اگر بخواهیم غیر از این فکر کنیم، یا باید مانند ژاپن باشیم که امپراتور آن پس از جنگ جهانی دوم تسلیم شد، یا باید شرایط آلمان را داشته باشیم که پس از ورود نیروهای شوروی سابق به خاکش، تسلیم شد. اما ما که پناهی نداریم که اجازه دهیم جنگ به آن مرحله برسد. همچنین باید بپذیریم که در مقابل ما یک قدرت بین‌المللی بی‌رحم وجود دارد که در آن، ترامپ حضور دارد که به هیچ‌گونه قواعد اخلاقی بین‌المللی پایبند نیست و هر کاری انجام می‌دهد؛ فاجعه مدرسه میناب پیش چشمان ماست و اکنون نیز بمباران‌های شدیدی از سمت جنوب انجام شده است.

بنابراین، اولین اقدامی که باید در داخل کشور صورت گیرد، مدیریت فریاد جنگ و شعارهای ادامه جنگ است. این شعارها را باید مدیریت کرد؛ چرا که جنگ غایت کار نیست و در نهایت سرانجام خوبی برای ایران نخواهد داشت. شاید برای آمریکا نیز سرانجام خوبی نداشته باشد، اما آمریکا ده هزار کیلومتر دورتر است و آسیب نخواهد دید؛ در حالی که کشورهای منطقه آسیب‌های شدیدی خواهند دید و درگیری شدیدی میان ایران و این کشورها شکل خواهد گرفت؛ یعنی دقیقاً همان چیزی که اسرائیل و آمریکا شاید به دنبال آن هستند.

 آمریکا به دنبال یک جنگ تمام‌عیار مجدد با ایران یا به دنبال اعزام نیرو برای اشغال سرزمین‌های ایران نیست. اگرچه ممکن است فرض شود که در صورت عدم رسیدن به نتیجه، نیروی زمینی آمریکا وارد منطقه شود، اما این امر به معنای کشتار وسیع سربازان و نظامیان آمریکایی خواهد بود.

در مورد مسئله تصرف برخی جزایر ایران، نمی‌گویم که این اقدام در دستور کار نیست؛ زیرا همواره در چنین شرایطی باید بدترین سناریوها را در نظر داشت و برای دفاع از خاک کشورآماده بود. اما بیشتر تحلیل‌گران بر این باورند که آمریکایی‌ها از انجام اقدامی که به یک هدف ثابت و انتقام‌جویانه برای ایران تبدیل شود، پرهیز خواهند کرد؛ زیرا اگر چنین شود، خاک ایران به جهنمی برای سربازان آمریکایی تبدیل خواهد شد.

آمریکایی‌ها در این مقطع، قصدی برای ایجاد درگیری مستقیم و گسترده ندارند. البته، دیدگاه اسرائیل به عنوان متحد اصلی آمریکا، متفاوت است. اسرائیلی‌ها واقعاً خواهان درگیری نظامی گسترده آمریکا با ایران هستند و این را پنهان نمی‌کنند. همان طرح آغاز جنگ، که امروز نیز اسرائیلی‌ها آن را به ترامپ ارائه کرده و نقشه آن را طراحی کرده بودند، ترامپ را وادار به اقدامی کرد که وارد یک اقدام نظامی شد، بدون هیچ توجیه منطقی و در نهایت منجر به یادداشت تفاهم شد.

بمباران‌های وسیع در قسمت جنوبی ایران از سوی آمریکا دلایل مختلفی دارد. اولاً، این حملات در پاسخ به اقدامات نظامی ایران است که با هدف کنترل تنگه هرمز صورت گرفته است. دوم اینکه، آمریکایی‌ها این کار را انجام می‌دهند تا منابع قدرت فیزیکی ایران را از آن سلب کنند؛ مانند حمله به پایگاه‌های راداری، برج‌های دیده‌بانی در چابهار یا پل‌هایی که لجستیک نیروی دریایی و موشکی ایران را تأمین می‌کنند. هدف اصلی، بیشتر نمایش قدرت و زورآزمایی آمریکا است تا بتواند ایران را از اعمال کنترل جدی و تمام‌عیار بر تنگه هرمز باز دارد.

انتقادات اخیر ونس از اسراییل نشان می‌دهد اگر در دیپلماسی هوشمندانه عمل کنیم شکاف‌هایی که در آمریکا به دلیل اقدامات ابلهانه ترامپ به وجود آمده است، می‌تواند به ما کمک کند. ما باید بتوانیم از طریق دیپلماسی عمومی و لابی‌هایی که در آمریکا وجود دارند، جناح مخالف جنگ را در آمریکا تقویت کنیم.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

دیدگاه

ویژه دیپلماسی
  • اگر سرمربی فوتبال فقط در آن قریب دو ساعت کنار زمین اضطراب را تجربه می کند یک وزیر خارجه تنها در همان دقایقی که فرم…

  • اگر ایالات متحده به زیرساخت‌های غیرنظامی بیشتری حمله کند، ایران احتمالاً به طور متناسب پاسخ خواهد داد و می‌تواند بنادر…

  • اگر من و شمای خوانندهٔ گرامی پاسخی مقبول برای اعتراض آن وزیر خارجهٔ کشور عربی داشته باشیم، آقای عراقچی هم خواهد داشت!

آخرین اخبار
وب گردی