چرخش جدی یا تاکتیکی؟
ایران تا چه اندازه به توافق موقت تمایل دارد و مشکلات چنین توافقی چیست؟

ایران تا چه اندازه به توافق موقت تمایل دارد و مشکلات چنین توافقی چیست؟
توافق هستهای موقت بین ایران و آمریکا، که طی روزهای اخیر بحث بر سر آن بسیار داغ شده، میتواند تنشهای دوجانبه میان دو کشور را کاهش دهد. اما هنوز مشخص نیست که آیا دو طرف به چنین توافقی دست خواهند یافت و حتی در صورت رسیدن به چنین توافقی، باید گفت که این توافق بسیار شکننده خواهد بود و مسلماً با چالشهای اجرایی مواجه خواهد شد؟ به نظر میرسد که آنچه روز گذشته بنیامین نتانیاهو بهصورت علنی مطرح کرده و از آن با عنوان «توافق کوچک» یاد کرده، همان چیزی است که وبسایت میدل ایستای اخیراً به نقل از یک مقام ایرانی و یک فرد نزدیک به مذاکرات گزارش داده است. میدلایستای نوشته بود که ایران و ایالات متحده در حال نزدیک شدن به یک توافق موقت هستند که براساس آن ایران فعالیتهای غنیسازی اورانیوم خود را در ازای لغو محدود تحریمها کاهش میدهد. براساس مفاد توافق، ایران دیگر اورانیوم را تا 60 درصد یا بالاتر غنیسازی نخواهد کرد و به همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای نظارت و راستیآزمایی برنامه هستهای خود ادامه خواهد داد. در مقابل ایالات متحده به ایران اجازه میدهد تا یک میلیون بشکه در روز نفت صادر کند و به برخی منابع مسدودشدهاش در خارج از کشور دسترسی پیدا کند. همان روز انتشار این گزارش، سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید گفت که این گزارش کذب و گمراهکننده» است، و نمایندگی ایران در سازمان ملل نیز در واکنش به گزارش میدلایستای اعلام کرد که «نظر ما همان نظر کاخ سفید است.» با این وجود، گزارش میدل ایستای پس از گزارش روز 7 ژوئن روزنامه اسرائیلی هاآرتص منتشر شد که حاوی جزئیات مشابهی درباره توافق آینده (منهای یک میلیون بشکه صادرات نفت در روز) بود. هاآرتص افزود که مقامات دفاعی اسرائیل گفتهاند، مذاکرات در حال انجام و به سرعت پیش میرود و این احتمال وجود دارد که طرفین ظرف چند هفته به توافق برسند. انتشار گزارش میدلایستای یک روز پس از گزارش هاآرتص این گمانهزنی را تقویت میکند که این افشاگریها توسط اسرائیل انجام شده است و هدف از این کار نیز اخلال در هرگونه توافق بالقوه از طریق جنجالآفرینی سیاسی برای دولت جو بایدن بوده است.
اگرچه ممکن است توافق میان ایران و آمریکا قریبالوقوع نباشد، اما به نظر میرسد که ایالات متحده بیشتر مایل به مذاکره درباره توافق موقتی است که بتواند وضعیت موجود را حفظ کرده و خطرات تشدید تنش و فعالیتهای غنیسازی ایران را محدود کند. این تلاش واشنگتن از ماه ژانویه آغاز شده و دولت بایدن با اسرائیل و متحدان اروپایی درباره پیشنهاد مذاکره بر سر یک توافق موقت با تهران که در ازای توقف برخی از فعالیتهای غنیسازی ایران، کاهش محدود تحریمها را بهدنبال دارد، گفتوگو کرده است. پیش از سال 2023، ایالات متحده بر احیای برجام تمرکز کرده بود، زیرا تهران توافق موقت را رد کرده بود. اما گسترش توانمندیهای غنیسازی و افزایش ذخایر اورانیوم بسیار غنیشده در ایران موجب شد که آمریکاییها ابراز نگرانی کنند. کل ذخایر اورانیوم غنیشده ایران اکنون بیش از 23 برابر حد تعیینشده در برجام است. ذخایر اورانیوم غنیشده ایران با غنای 60 درصد نیز افزایش یافته است و این سطح از غنی برای تبدیل شدن به اورانیوم با غنای 90 درصد صرفاً به غنیسازی در سطح متوسط نیاز دارد.
نکته مهم در خصوص تکذیبهای کاخ سفید درباره مذاکره با ایران بر سر توافق موقت این است که این تکذیبها خیلی غیرمنتظره و تعجبآمیز نیست. طبیعی است که دولت بایدن بخواهد این مسئله را از تیررس رسانهها دور نگه دارد زیرا هرگونه توافق موقت با ایران موجب خواهد شد که کاخ سفید در عرصه سیاستخارجی در معرض حمله منتقدان جمهوریخواه و حتی دموکرات قرار گیرد. با این حال، چیزی که مشخص نیست این است که آیا ایالات متحده به ایران اجازه خواهد داد تا یک میلیون بشکه در روز صادرات نفت ایران را صادر کند یا نه. این ادعا در گزارش میدلایستای آمده، اما هاآرتص اشارهای به آن نکرده است. بدیهی است که این مسئله میتواند بسیار بحثبرانگیز شود. چراکه صدور اجازه به ایران برای صادرات نفت در مقایسه با آزاد کردن بخشی از داراییهای مسدودشده ایران در خارج از کشور دو موضوع بسیار متفاوت خواهند بود؛ اولی یک اجازه دائمی است و دومی یک معافیت تحریم موقتی. به دیگر سخن، صدور اجازه آمریکا برای صادرات نفت ایران به میزان یک میلیون بشکه در روز، از نظر منتقدان برجام در آمریکا میتواند مقدمهای برای معافیتهای تحریمی بیشتر در ارتباط با صادرات نفت ایران باشد و همه این امتیازات در حالی داده میشود که ایران همچنان اورانیوم را در سطحی بالاتر از سطح تعیین شده در برجام غنی میکند. بنابراین بعید به نظر میرسد که اطلاعات مربوط به صدور اجازه آمریکا برای صادرات نفت ایران در چارچوب توافق موقت، از منابع آمریکایی درز کرده باشد. خصوصا اینکه این بخش از اطلاعات را نیز فقط سایت میدلایستای منتشر کرده است. این احتمال وجود دارد که اطلاعات مربوط به صادرات نفت از سوی برخی منابع ایرانی در چارچوب تاکتیکی برای اعمال فشار بر ایالات متحده در مذاکرات به میدلایستای درز داده شده باشد.
آیا ایران تمایلی به توافق موقت دارد؟
اگر ایران نسبت به یک توافق موقت ابراز تمایل نشان دهد، میتوان گفت چرخش بزرگی صورت گرفته است، چراکه توافق موقت خلاف مشی همیشگی ایران در مذاکرات هستهای بوده است. اگر ایران چنین تمایلی داشته باشد، میتوان گفت که این ابراز تمایل نشاندهنده تمایل ایران برای بهبود روابط با عربستان سعودی که حال عادیسازی نیز شده است و بهدست آوردن میزانی از داراییهایش در خارج از کشور، آنهم قبل از انتخابات ریاستجمهوری آمریکا است. ایران تا پیش از این و حتی همین هفته گذشته نیز مدام اعلام کرده که بهدنبال توافق موقت نیست و تنها در چارچوب احیای توافق سال 2015 مذاکره میکند. البته این اعلام موضع دلیل هم دارد، چراکه قانون راهبردی مجلس الزاماتی را برای بازگشت ایران به پایبندی به تعهدات برجامیاش تعیین کرده که توافق موقت تخطی از این قانون محسوب میشود. هرچند برخی تحلیلگران این گمانه را نیز مطرح کردهاند که سخنان رهبری در جمع مسئولان صنعت هستهای کشور مبنی بر ایراد نداشتن توافق ضمن حفظ زیرساختها، میتواند نشاندهنده این تمایل باشد که نوعی همراهی صورت گیرد که در داخل رسیدن به یک توافق موقت در تضاد با قانون راهبردی مجلس تلقی نشود.
موضع ایران همواره این بوده که در بحث هستهای اهرمهایی در اختیار دارد و لزوما نیازی به مذاکره با غرب حس نمیکند و این غرب است که نیاز به مذاکره با ایران دارد. علی باقری، مذاکرهکننده ارشد هستهای و حسین امیرعبداللهیان وزیر امورخارجه، بارها این جمله مشابه را تکرار کردهاند که تعلل غرب در بازگشت به مذاکره به ضرر خودش تمام میشود چراکه پنجره مذاکرات برای همیشه باز نخواهد ماند. با این حال، ممکن است در پس پرده محاسبههایی درباره سود و زیان صورت گرفته باشد و نگرش سیاستگذاران تغییر کرده باشد. بهخصوص حالا که ایران روابط خود را با عربستان سعودی عادی کرده است، ممکن است سیاستگذاران به این نتیجه رسیده باشند که با یک توافق موقت ایران راحتتر میتواند از منافع این عادیسازی روابط برخوردار شده و خود را به عنوان یک نیروی ثباتآور در منطقه تثبیت کند.
پارامتر انتخابات آمریکا
شاید هم نگرانیهایی درباره انتخابات ریاستجمهوری سال 2024 در آمریکا وجود دارد چراکه اگر یک رئیسجمهور جمهوریخواه در آمریکا بر سر کار بیاید، مسلماً موضعش در قبال ایران سختتر خواهد شد. بنابراین و با توجه به همه مواردی که ذکر شد ممکن است یک توافق موقت که شامل برخی امتیازات نظیر صادرات نفت، راههایی برای تضمین دریافت برخی تسهیلات مالی و انتقال برخی از داراییهایی ایران در برخی کشورهاست، با توجه به نزدیک بودن انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، برای ایران چندان بد هم نباشد. چراکه پیروزی یک رئیسجمهور جمهوریخواه در انتخابات 2024 آمریکا تقریباً بهطور قطع هرگونه توافق امضاشده بین ایران و دولت بایدن را نابود خواهد کرد. بنابراین و باتوجه به همه اخبار درزشده و همه تکذیبها و تائیدها، نمیتوان گفت که هیچ مذاکرهای در جریان نیست. اما اینکه این مذاکره درباره احیای برجام باشد بهطور قطع، درست نیست. سفرهای علی باقری نشان میدهد که مذاکراتی در جریان است و شاید این مذاکرات هنوز در سطح غیررسمی باشد. از مواضع ایران و بهخصوص نشست خبری هفته گذشته سخنگوی وزارت امورخارجه، اینطور برمیآید که هنوز مقامات عالی نظام مجوز پذیرش چارچوب توافق و یا تغییر مواضع ایران برای پذیرش توافق موقت را صادر نکردهاند. اگر توافق موقتی میان ایران و آمریکا صورت بگیرد، بدیهی است که تنشها میان ایران و آمریکا در خاورمیانه و درگیریهای دو کشور در خصوص مسائلی نظیر نفتکشها، کاهش خواهد یافت. اما یک توافق موقت، با مشکلات اجرایی قابل توجهی روبهروست و بدیهی است که این مشکلات با توجه به تجربه اجرای برجام، در ایران بیشتر مورد توجه قرار خواهد گرفت. تحریمهای طولانیمدت علیه ایران موجب خواهد شد که بسیاری از شرکتهای مالی غربی همچنان از معاملاتی که با ایران در ارتباط است اجتناب کنند. یکی دیگر از مشکلات اجرای این توافق، موضوع اورانیوم با غنای 60 درصد ایران است. سوال این است که آیا آمریکا درخواست خواهد کرد که این اورانیوم از ایران خارج شود و یا اینکه قبول خواهد کرد که این میزان اورانیوم در خاک ایران و تحتنظر آژانس قرار گیرد؟ آیا ایران با خروج اورانیوم از ایران موافقت خواهد کرد؟ چراکه اگر این کار را بکند، بزرگترین اهرم هستهایاش را واگذار کرده و برای بهدست آوردن دوباره اهرم به زمان نیاز خواهد داشت؟ اینها سوالاتی است که بدون داشتن اطلاعات جزئی نمیتوان به آن پاسخ داد.
سابقه منفی برجام
هنوز به یاد داریم که بین سالهای 2016 تا 2018، یعنی همان زمانی که برجام اجرا میشد، ایران بارها شکایت کرد که مزایای کامل این توافق را دریافت نمیکند، زیرا بسیاری از شرکتهای غربی - بهویژه بانکها و شرکتهای ارائهدهنده خدمات مالی که اغلب بهشدت نگران پایبندی و مسائل مرتبط با تحریمها بودند، خیلی ساده و به دلیل نگرانیهایی مانند اثر طولانیمدت تحریمها، ترجیح میدادند با ایران کار نکنند. این بار، حتی احتمال بیشتری وجود دارد که چنین روندی تکرار شود. چراکه برجام که یک توافق جامع و کامل بود، آنچنان که باید اجرا نشد و تجربه نیز نشان داد که با ورود ترامپ به کاخ سفید به مانند یک توافق موقت، پاره شد. چه برسد به توافقی که اساساً نامش توافق موقت است. بدیهی است که خروج از توافق موقت بسیار سادهتر از خروج از یک توافق جامع بینالمللی خواهد بود.
نکته دیگر اینکه اگر گنجانده شدن موضوع صادرات نفت ایران در توافق موقت درست باشد، باید گفت که معافیت صادرات نفت ایران تاثیر چندان زیادی بر صادرات کلی نفت ایران نخواهد داشت. زیرا ایران نمیتواند تولید خود را یکشبه احیا کند. حتی اگر توافقی بهدست آید که شامل لغو تحریمهای نفتی باشد، باز هم حداقل شش ماه زمان میبرد تا تولید نفت ایران از سطح فعلی بالاتر رود. آنطور که به نظر میرسد ایران در حال حاضر کمی بیشتر از یک میلیون بشکه در روز صادر میکند که بیشتر آن هم به چین میرود. توافق برای صدور مجوز صادرات یک میلیون بشکه در روز ممکن است ایران را قادر سازد این حجم از نفت را نه با تخفیف بلکه به قیمت بازار به مشتری بدهد و این کار میتواند فشار نزولی را بر قیمت نفت وارد کرده و در این صورت عربستان مجبور خواهد شد که تولید نفت خود را کاهش دهد تا قیمت بازار متعادل شود.
اما اگر بایدن در سال 2024 برنده انتخابات شود، توافق محدود آمریکا و ایران ممکن است گامی باشد که بشود از آن در مسیر مناسب برای توافق هستهای جدید و چیزی مشابه برجام از آن بهره گرفت. احیای کامل برجام سال 2015 بعید است گزینه مدنظر باشد، زیرا بسیاری از بندهای غروب در توافقنامه سال 2015 قرار است پس از 8 و 10 سال (به ترتیب در سالهای 2023 و 2025) منقضی شوند. اما اگر بایدن یک دوره چهارساله دیگر را در قدرت بماند، میتواند زمینه را برای مذاکرات مهمتر در مورد اصلاح برجام یا ایجاد یک توافق جدید فراهم کند.