زنده بمانید؛ تهران دیگر برای مردن جا ندارد!
هشدارها درباره آینده آرامستانهای پایتخت وارد مرحله تازهای شده است، به گفته اعضای شورای اسلامی شهر تهران، ظرفیت آخرین محدوده قابل تدفین در بهشت زهرا(س) بهزودی تکمیل میشود و بدون تسریع احداث و بهرهبرداری از آرامستانهای جدید، تهران با چالش جدی در تأمین فضای دفن اموات روبهرو خواهد شد.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از ایرنا، در حالی «مهدی پیرهادی» رئیس کمیسیون محیط زیست شورای شهر تهران در گفت و گو با خبرنگار ایرنا نسبت به تکمیل ظرفیت آخرین قطعه بهشت زهرا (س) هشدار داد که عملیات تدفین در قطعه ۳۲۹ آخرین محدوده تدفین بهشت زهرا (س) در حال انجام است و با توجه به حجم ورودی اموات پیش بینی می شود این ظرفیت طی مدت بسیار کوتاهی به اتمام برسد اما شواهد و قرائن نشان می دهد بیش از پنج دهه از افتتاح بهشت زهرای ۴۷۵ هکتاری در پایتخت می گذرد و حالا با افزایش جمعیت و مهاجرت بی رویه، این آرامستان قدیمی تهران با بحران «تمام شدن جا» مواجه است.
البته ممکن است در برخی قطعات قدیمی با گذشت حدود۳۰ سال؛ فضای دفن مجدد فراهم شود اما این امکان محدود و وابسته به شرایط خاص است و به سادگی میسر نیست. کمبود جای دفن، گرانی قبر و هزینههای تدفین، از دیگر مشکلاتی است که تهرانی ها با آن دست به گریبانند.
حال اگر خواسته باشی در محوطه امامزادهای در تهران خاکسپاری عزیزی را به انجام برسانی، پس از طی پروسه آشنایی یا طی روند قانونی و اداری باید میلیاردها تومان پول بایت خانه ای در خاک بپردازی که آن هم اغلب شدنی نیست!
نام بهشت زهرا چگونه انتخاب شد و اولین مهمان آن که بود؟
شاید زمانی که نخستین سنگ قبر درآرامستان بهشت زهرا گذارده شد، کسی نمی دانست زمانی نه چندان دور، آرامستان بزرگ پایتخت با بحران کمبود جای دفن روبرو خواهد شد و حالا با گذشت بیش از ۵۰ سال، ظرفیت بزرگترین آرامستان کشور به نقطه پایانی رسیده و عملاً دیگر ظرفیت جدیدی برای پذیرش وجود ندارد.
سابقه احداث بهشت زهرا به دهه ۴۰ و سال ۱۳۴۹ بازمی گردد؛ ۱۵ تیر ۱۳۴۹ آرامستان تهران در منزل آیتالله سیداحمد خوانساری و جمعی از کسبه و معتمدین بازار به نام بهشت زهرا (س) نامگذاری شد. ۲۷ تیر همان سال «محمدتقی خیال» اولین شخصی بود که در این آرامستان دفن شد.
در آن روزگار، تنها آرامستانهای کوچک محلی همچون مسگرآباد، ابنبابویه یا امامزادگانی از این دست مکان هایی برای دفن مردگان بود و حالا با پراکندگی زیاد تهران و با وجود جمعیت بالا، دیگر این مکانها نقش کمرنگتری برای جای دادن مردگان پیدا کردهاند.
آمارها حاکی ازآن است که رشد شتابان جمعیت و نرخ بالای مرگ ومیر تراز عرضه و تقاضا برای مرگ و تدفین را در بزرگترین آرامستان پایتخت برهم زده است و اینک این موضوع به یک ابرچالش در حوزه خدمات شهری بدل شده است. درحالی که در تجربه جهانی در اغلب کلانشهرهای دنیا، آرامستانهای کوچک در پهنههای مختلف، سالهاست که مرسوم است.
کاش همه چیز بومی میشد
مریم یکی از شهروندان تهرانی در این زمینه میگوید: نگرانم اگر برای عزیزانم بعداز صد سال اتفاقی بیفتد کجا باید برویم. تهران از هر نظر اشباع شده است از ساخت و ساز و مشاغل گرفته تا ارائه خدمات، به دلایل افزایش جمعیت خدمات درستی دریافت نمیکنیم.
وی با اشاره به مهاجرانی که چند سالی است وارد تهران شده اند، معتقد است: مهمترین راهکار دفن در زادگاه است. شاید اگر سیاست های تشویقی برای زندگی در شهرهای بومی اتخاذ می شد به این جا نمیرسیدیم و حالا که به این مرحله رسیدهایم اگر انتقال پیکر اموات به شهرهای مادری بکار گرفته شود، شاید اوضاع کمی بهتر شود.
مریم ادامه میدهد: شاید برای تهرانی ها که بومی هستند به زودی دفن در زادگاه برایشان یک آرزو شود و مجبور باشیم بیرون پایتخت دفن شویم چرا که دیگر جایی برایمان در بهشت زهرا باقی نمانده است.
تهران؛ شهری که دیگر شبیه خانه ما نیست
زهره شهروند دیگری که زادگاهش تهران است، به خبرنگار ایرنا میگوید: من یک تهرانیام که هنوز بوی کوچههای قدیمی، حیاطهای پر از درخت، خانههای ویلایی و همسایههایی را به یاد دارد که همه یکدیگر را میشناختند؛ اما امروز هر بار که از محلهام عبور میکنم، احساس میکنم تهران آرامآرام هویت خود را از دست داده است. خانههای ویلایی یکی پس از دیگری تخریب شدند و جای خود را به برجها و آپارتمانهایی دادند که نه خاطرهای دارند و نه هویتی. تهران دیگر ظرفیت این همه بار را ندارد. خیابانها، مترو، بیمارستانها، مدارس و حتی نفس کشیدن در این شهر، زیر فشار جمعیتی است که هر روز بیشتر میشود.
وی میگوید: این سؤال برای بسیاری از ما وجود دارد که آیا نمیشود توسعه کشور به گونهای باشد که هر استان و شهری از ظرفیت نیروهای متخصص خودش بیشتر استفاده کند؟ آیا نمیتوان فرصتهای شغلی، مسئولیتهای مدیریتی و امکانات را به گونهای توزیع کرد که تمرکز همه چیز در تهران نباشد؟ وقتی همه مسیرها به تهران ختم میشود، نتیجه آن شهری میشود که هر روز شلوغتر، گرانتر و بیهویتتر از گذشته است. نوستالژیهای ما از یک درخت قدیمی گرفته تا کوچههای خاطرهانگیز، یکی پس از دیگری از بین رفتهاند و تهران بیش از آنکه شهری برای زندگی باشد به شهری برای عبور و کار تبدیل شده است. حالا حتی میشنویم که ظرفیت آرامستانها نیز رو به تکمیل است. این موضوع شاید تلخترین تصویر از وضعیت امروز تهران باشد؛ شهری که انگار نه فقط برای زندگی بلکه حتی برای آخرین منزل انسان نیز با کمبود فضا روبهروست.
این شهروند تهرانی با ناراحتی ادامه میدهد: این حرفها نه از سر مخالفت با هموطنان بلکه از سر دغدغه برای آینده تهران و همه شهرهای ایران زمین است. اگر امکانات، اشتغال، مدیریت و فرصتهای توسعه به شکل متوازن در سراسر کشور توزیع شود، هم تهران نفسی تازه خواهد کرد و هم شهرهای دیگر فرصت بیشتری برای رشد خواهند داشت. شاید آن وقت، تهران دوباره بخشی از هویت از دسترفتهاش را بازیابد و شهروندانش احساس کنند در شهر خود، فقط ساکن نیستند بلکه واقعاً زندگی میکنند.
سه آرامستان جدید، در پیچ و خم مجوز شهرداری
نتیجه بررسی های خبرنگار «ایرنا تهران» حاکی است: طی این دوره مدیریت شهری با وجود تلاش های بسیار تاکنون هیچ مجوزی برای احداث آرامستان های جدید صادر نکرده و معلوم نیست طی چند ماه آینده وضعیت دفن در تهران چگونه خواهد شد.
هر چند پیش تر مدیریت شهری پیشنهادهایی برای احداث آرامستان های جدید به شورای شهر داده بود، اما طرح احداث آرامستان های جدید در پایتخت پس از بررسی در کمیسیون های تخصصی شورا هر بار به دلیل حساسیتهای زیست محیطی، ترافیکی و اجتماعی در پیچوخمهای اداری گرفتار ماند و رها شد و به سرانجام نرسید.
طی سال گذشته شهرداری تهران پنج نقطه را برای ایجاد آرامستان جدید به شورا پیشنهاد داد که از مجموع آنها سه نقطه مورد تایید کمیسیونهای تخصصی شورا قرار گرفت. البته یک نقطه از سه مورد یادشده به مواقع بحران اختصاص داشت. احداث آرامستانی در جنوب شرق تهران در محدوده سهراه سیمان (بزرگراه امام رضا)، اوایل جاده ساوه و محدودهای در روستای کلاغآیه (آرامستان بحران) از آن جمله اند که البته این سومی صرفا برای شرایط خاص در نظر گرفته شده است.
حال شهرداری باید پاسخگو باشد که چرا با توجه به بحرانی بودن اوضاع دفن اموات و تکمیل ظرفیت بهشت زهرا(س) هنوز مجوزی برای احداث آرامگاههای جدید صادر نکرده است؟
کاهش هزینههای انتقال پیکر؟
به نظر می رسد در شرایط فعلی دیگر بهشت زهرا توان آن را ندارد که بار تدفین اموات را به تنهایی به دوش بکشد و نیاز است آرامستانهای جدیدی در شمال، شرق و غرب تهران احداث شود. شاید دیگر این آرامستان ها نه یک پیشنهاد بلکه یک ضرورت حیاتی برای مدیریت شهری است که اگر در کوتاهمدت تدبیری برای تامین زمینهای جایگزین اندیشیده نشود، تهران در آیندهای نزدیک با بحرانی غیر قابل جبران مواجه خواهد شد که مدیریت آن به مراتب دشوارتر از حال خواهد بود. شاید کاهش هزینههای انتقال پیکر برای شهروندانی که قصد دفن در زادگاه خود را دارند و همکاری میانشهری برای هماهنگی سریعتر در فرآیند انتقال و ثبت اسناد، راهکار دیگری برای مهاجران تهران نشین باشد.