| کد مطلب: ۷۳۰۳۳

چرا لابی میلیاردها دلاری با کوشنر برای ریاض امنیت نیاورد؟

تکیه چندساله دربار سعودی بر خرید نفوذ شخصی از طریق انتقال میلیاردها دلار به کسب‌وکارهای خصوصی دونالد ترامپ و دامادش، نه تنها نتوانست چتر امنیتی ایالات متحده را برای ریاض حفظ کند، بلکه با آغاز جنگ ویرانگر واشنگتن علیه ایران و حملات فلج‌کننده به خطوط لوله و بنادر عربستان، بزرگ‌ترین صادرکننده نفت جهان را در محاصره‌ای بی‌سابقه و بدون پشتیبان رها ساخته است.

چرا لابی میلیاردها دلاری با کوشنر برای ریاض امنیت نیاورد؟

به گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از خبرآنلاین، نیکولاس گروسمن، استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه ایلینوی و نویسنده حوزه امنیت در یادداشتی تحلیلی برای نشریه «فارن پالیسی» نوشت که عربستان سعودی در بحرانی تمام‌عیار گرفتار شده است.

قدرت و اعتبار جهانی ریاض اساساً از جایگاه آن به عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت و ثروت حاصل از این تجارت ریشه می‌گیرد، اما اکنون سراسر خاورمیانه در آتش می‌سوزد: نفتکش‌های سعودی در خلیج فارس محبوس شده‌اند، تردد در دریای سرخ زیر آتش است و بزرگ‌ترین خط لوله انتقال نفت این کشور در پی اصابت پهپادها ناچار به توقف کامل فعالیت شده است.

با این حال، بزرگ‌ترین معضل راهبردی ریاض این است که ضامن سنتی امنیت آن یعنی ایالات متحده، توان مهار این آتش را ندارد و تمایلی هم برای نجات شریک دیرینه‌اش نشان نمی‌دهد.

معادله حاکم بر خاورمیانه از پایان جنگ جهانی دوم تا به امروز بر معامله‌ای ساده استوار بود: هژمونی نظامی آمریکا ثبات و امنیت کشتیرانی را تامین می‌کرد و در ازای آن، عربستان و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس میزبان پایگاه‌های نظامی بودند و جریان بدون وقفه انرژی را تضمین می‌کردند؛ ترتیبات تاریخی‌ای که حمله هوایی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا علیه ایران آن را به شکلی غیرقابل‌ترمیم در هم شکست.

بسته‌شدن گلوگاه‌های صادراتی؛ از تنگه هرمز تا پایانه ینبع

گروسمن در ادامه می‌نویسد صنعت نفت عربستان از هر سو تحت فشار قرار گرفته است.

بخش عمده میادین غنی این کشور در نزدیکی خلیج فارس قرار دارند، جایی که ایران عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز را متوقف کرده است.

طرح جایگزین ریاض خط لوله «شرق به غرب» بود که نفت خام را از شرق به پالایشگاه‌ها و بنادر دریای سرخ می‌رساند؛ مسیری که انتقال روزانه آن از ۱ میلیون بشکه به ۴ تا ۵ میلیون بشکه جهش یافته بود.

اما از ماه ژوئیه، نیروهای انصارالله یمن با اعلام محاصره دریایی عربستان، تنگه باب‌المندب را ناامن کردند و از آنجا که ابرنفتکش‌های غول‌پیکر سعودی توان عبور از کانال سوئز را ندارند، محموله‌ها در بن‌بست گرفتار شدند.

تصرف بندر استراتژیک مخا و جزایر کلیدی باب‌المندب توسط انصارالله، توان تهاجمی آنان را دوچندان ساخت و اصابت پهپادهای شلیک‌شده از عراق به ایستگاه‌های پمپاژ خط لوله شرق به غرب، این شریان را برای دست‌کم یک ماه از کار انداخت.

در پی این ضربات، بارگیری نفت در بندر ینبع در حاشیه دریای سرخ متوقف شد و شرکت آرامکو به پالایشگاه‌های اروپایی اعلام کرد تحویل محموله‌ها تا اطلاع ثانوی معلق خواهد بود؛ هم‌زمان شلیک‌های موشکی و پهپادی به پایتخت و فرودگاه ریاض گسترش یافته است.

با وجود تماس‌های مکرر محمد بن‌سلمان، ولیعهد عربستان سعودی با کاخ سفید برای بمباران مواضع انصارالله، ترامپ این درخواست را رد کرد و در یک نشست خبری مدعی شد انصارالله با کاخ سفید تماس گرفته و گفته با آمریکا خصومتی ندارد و ترامپ نیز تصمیم گرفته مانع آن‌ها نشود؛ پاسخی تحقیرآمیز و تکان‌دهنده برای ریاض.

سراب رشوه‌دهی شخصی به ترامپ و جرد کوشنر

فارن پالیسی تصریح کرد که سرخوردگی عمیق ریاض ناشی از سال‌ها پرداخت رشوه‌های کلان مالی به ترامپ و دامادش جرد کوشنر، نماینده پیشین آمریکا است؛ روابطی که ماهیت سنتی و ساختاری میان دو دولت را به منافع شخصی و فاسد فروکاست.

سعودی‌ها پس از ورود ترامپ به قدرت با رزرو هتل‌های مجلل او، انعقاد قرارداد تسلیحاتی ۱۱۰ میلیارد دلاری و ارائه ۲ میلیارد دلار سرمایه از صندوق ثروت ملی به شرکت خصوصی و ناکارآمد کوشنر—با وجود هشدار بازرسان درباره ضعف فنی آن—تلاش کردند ترامپ را به ابزاری برای منافع خود تبدیل کنند.

ولیعهد عربستان حتی به این می‌بالید که کوشنر را در جیب خود دارد و در ازای آن، کاخ سفید خروج از توافق هسته‌ای با ایران و ماجرای قتل جمال خاشقجی را به سود ریاض مدیریت کرد.

این بده‌بستان‌ها در دوره دوری ترامپ از قدرت نیز با میزبانی مسابقات گلف در املاک ترامپ و قراردادهای املاک و مستغلات ادامه یافت تا تضمینی برای دوره دوم او باشد.

اما با بازگشت ترامپ و شروع جنگ علیه ایران، کاخ سفید دست به حملاتی هوایی زد که بدون سرنگونی نظام حاکم بر ایران، صرفاً آتش گروه‌های هم‌پیمان تهران در عراق و یمن را علیه اهداف سعودی شعله‌ور ساخت.

ترامپ پس از ناکامی در تحقق «تسلیم بی‌قیدوشرط» تهران، طبق الگوی همیشگی خود ابتدا لاف زد، سپس با شکست حملات هوایی از ادامه کارزار تنفرآمیز خود طفره رفت و با چرخش به سوی دیپلماسی، عربستان را زیر آتش مداوم تنها گذاشت.

تله توافق هسته‌ای و فرجام تلخ دل بستن به حاکمان فاسد

تنها دستاورد ظاهری عربستان در این دوره، امضای توافق همکاری هسته‌ای با واشنگتن برای غنی‌سازی اورانیوم بدون نظارت‌های سخت‌گیرانه بود؛ امتیازی که هیچ رئیس‌جمهوری در تاریخ آمریکا به دلیل خطر اشاعه سلاح هسته‌ای حاضر به اعطای آن نبود اما ترامپ به پاس واریز پول به حساب‌هایش آن را پذیرفت.

با این وجود، ترامپ اجرای این امتیاز را نیز به عادی‌سازی روابط با تل‌آویو مشروط ساخت؛ اقدامی که بدون تشکیل کشور مستقل فلسطین برای دربار سعودی خودکشی سیاسی محسوب می‌شود.

نویسنده در پایان یادآور می‌شود که دربار سعودی گمان می‌کرد معامله با یک دولت آلوده به فساد مالی در واشنگتن، ثبات و مصونیت می‌آورد و از قیدوبندهای حقوق بشری رهایش می‌سازد، اما تاریخ نشان داده است رهبران رشوه‌پذیر و خودکامه—نظیر فردیناند مارکوس، صدام حسین یا موبوتو سسه سوکو—ذاتاً غیرمسئول و ضعیف هستند و هیچ تعهدی به منافع ملی دیگران ندارند.

گروسمن تاکید کرد رهبران فاسد تنها در ویران ساختن قوانین و هنجارها مهارت دارند و ریاض با این خطای محاسباتی بزرگ دریافت که دلارهای نفتی نمی‌تواند یک سیاستمدار متزلزل و معامله‌گر را به حامی قابل‌اعتماد امنیت یک کشور بدل سازد.

 

 

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه بین‌الملل
  • آدم‌های پست و حقیر و نکبت و بی‌رحم اما وقتی به هر دلیلی، دشمن خود را می‌کشند، آن را پرچم اقتدار و افتخار خود می‌سازند!…

  • اسرائیل به نسل‌کشی متهم است و نتانیاهو در پاسخ، درباره تاکتیک‌های میدان نبرد سخنرانی می‌کند. نسل‌کشی بر اساس اعمال…

  • اروپا می‌تواند اظهارات خود درباره «نگرانی عمیق» را برای خود نگه دارد. دولتی که به بمب‌افکن‌ها سوخت می‌رساند، نه ناظر…

آخرین اخبار