روایت نیویورک تایمز از راهبرد تهران در گسترش جبهههای جنگ
روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی تحلیلی مدعی شد ایران در جریان آتشبس کوتاه، برنامهای مرحلهبهمرحله را با هماهنگی گروههای متحد خود طراحی کرده تا در صورت تشدید حملات آمریکا، هزینههای جنگ را برای واشنگتن و متحدان منطقهایاش افزایش دهد.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از فراز، حمله پهپادی موجب برخاستن دود از یک تأسیسات عظیم نفتی در عربستان سعودی—بزرگترین کارخانه از این دست در جهان—شد. دو نفتکش گازی در یک بندر مصری نزدیک کانال سوئز—نقطه گلوگاهی حیاتی در تجارت جهانی—آتش گرفتند. همزمان با پرواز موشکها به سمت یک پایگاه محل استقرار پرسنل آمریکایی، گلولههای آتشین در آسمان اردن پدیدار شدند.
در روزهای اخیر، جنگ دایره وسیعتری از اهداف را در سراسر خاورمیانه در بر گرفته است، زیرا ایران و فلانژ گروههای متحدش کوشیدهاند به متحدان آمریکا ضربه بزنند، بازارهای جهانی را متلاطم کنند و ایالات متحده را مجبور سازند تا کارزار خود را علیه جمهوری اسلامی متوقف کند.
به گفته دو مقام ارشد ایرانی، این حملات بخشی از یک طرح مرحلهبهمرحله است که در طول یک آتشبس کوتاه در بهار امسال به صورت سرّی طراحی شد؛ طرحی که بر اساس آن در صورت تشدید حملات ایالات متحده، متحدان ایران برای افزایش حملات به کار گرفته میشوند. به گفته این مقامات، هدف این بود که جنگ تا حد امکان برای رئیسجمهور ترامپ پرهزینه شود.
مهدی محمدی، مشاور ارشد مذاکرهکننده ارشد ایران، حتی در شبکههای اجتماعی درباره این راهبرد با نیروهای متفق که در منطقه به عنوان «محور مقاومت» شناخته میشوند، ابراز خرسندی کرد.
آقای محمدی گفت: «قواعد درگیری در حال تغییر و بازنویسی است، ما در حال ایجاد شرایط و بسترهای جدیدی در جنگ هستیم. جبههها از مسیرهای مختلف در منطقه در حال تکثیر هستند؛ آنها البته هماهنگ شدهاند، اما به طور مستقل عمل میکنند. محور جدیدی از مقاومت با بازیگران جدید در حال ظهور است.»
ایران و متحدانش از سال ۲۰۲۳، زمانی که گروه حماس به اسرائیل حمله کرد، ضربات سنگینی متحمل شدهاند. با این حال، رویدادهای اخیر توانایی آنها را برای بازسازی، ایجاد آشفتگی و به دست آوردن اهرم فشار برای ایران نشان داده است.
با این وجود، تحلیلگران گروههای متحد را—که هر کدام دستور کار خود را دارند—صرفاً عروسکهای خیمهشببازی تهران نمیدانند، اگرچه سطح هماهنگی و کنترل ایران میان آنها متفاوت است.
به عنوان مثال، حوثیها در یمن مستقلترین گروه در میان گروههای تشکیلدهنده این ائتلاف دیده میشوند. حزبالله بیشترین هماهنگی را با ایران دارد، در حالی که گروههای شبهنظامی شیعه در عراق از نظر میزان تمایل برای عمل به عنوان بازوی مستقیم ایران، در حد واسط قرار دارند.
اما این گروهها همچنان در برابر ایالات متحده و اسرائیل به یک هدف مشترک دست مییابند. به گفته این دو مقام—که هر دو به عنوان اعضای سپاه با برنامهریزیها آشنا هستند و برای گفتوگو درباره رایزنیهای حساس داخلی به شرط عدم افشای نام صحبت کردند—در طول آتشبس کوتاهمدت، ژنرالهای ایرانی به صورت پنهانی با فرماندهان گروه برای گسترش جنگ و افزایش هزینه آن برای واشنگتن راهبرد چیدند.
به گفته این مقامات، فرماندهان ارشد نیروی قدس—شاخه برونمرزی سپاه که گروههای متحد را تقویت میکند—کنفرانسهای ویدئویی با فرماندهان حزبالله، حوثیها و گروههای مسلح شیعه در عراق برگزار کردند.
به گفته این دو مقام، فرماندهان و مشاوران نیروی قدس همچنین از نزدیک با این گروهها در میدان همکاری کردهاند. سپاه کوشیده است خلاء در صفوف حزبالله را—که بر اثر جنگ با اسرائیل تضعیف شده—پر کند و همزمان در عراق در پایگاههای تحت مدیریت شبهنظامیان شیعه خدمت کند.
موجی از حملات هوایی آمریکا و عربستان بامداد چهارشنبه گروههای شبهنظامی در عراق را هدف قرار داد و رسانههای ایرانی تصاویر چهار مرد کشتهشده در این حملات را منتشر کردند که همگی یونیفرمهای زیتونیرنگ نیروی قدس را به تن داشتند و تابوتهایشان با پرچم ایران پوشانده شده بود.
مهدی رحمتی، تحلیلگر در ایران و کارشناس گروههای منطقهای، در یک مصاحبه تلفنی گفت: «ما در حال انجام یک بازی بزرگ شطرنج هستیم؛ گروهها مهرههای شطرنج ایران هستند تا در زمان و مکان مناسب، برای بیشترین تأثیرگذاری، به طور هوشمندانه جابهجا شوند.»
تحلیلگران گفتند گذشته از شلیک موشک و پهپاد به پایگاههای نظامی محل استقرار نیروهای آمریکایی، حملات بهگونهای تنظیم شدهاند که از مواجهه مستقیم با نیروهای آمریکایی یا اسرائیلی—که میتواند به پاسخ تلافیجویانه شدید علیه ایران منجر شود—اجتناب شود. شعلهور کردن آتش در تأسیسات نفتی عربستان، این کشور را به جنگ کشاند، اما پاسخ عربستان، شبهنظامیان عراقی متهم به حمله را هدف قرار داد نه ایران را.
به گفته تحلیلگران، ایران نیروهای متحد خود را به دلایل مختلفی فعال کرده است. در درجه اول و مهمتر از همه، هدف این راهبرد محدود کردن صادرات نفت از منطقه است که باعث افزایش قیمت بنزین در ایالات متحده پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا شده و درآمد متحدان عرب واشنگتن را کاهش میدهد.
تحلیلگران گفتند تهران حس میکند که همسایگانش آسیبپذیر هستند و این امر ممکن است آنها را در برابر خواسته ایران برای کنترل تمام رفتوآمدها از طریق تنگه هرمز پذیراتر کند. حدود ۲۰ درصد از عرضه نفت جهان پیش از جنگ از این تنگه عبور میکرد.
افشون استوار، نویسنده تاریخ خاورمیانه در قرن ۲۱ گفت: «ایران فکر میکند که همسایگانش آسیبپذیر هستند. آنها اساساً فقط تلاش میکنند دست سعودیها را پشتشان بپیچانند و امتیازاتی به دست آورند.»
عربستان سعودی که صادرات نفتش تا حد زیادی در تنگه هرمز مسدود شده، بخش زیادی از نفت خود را از طریق خط لولهای در سراسر این کشور حمل کرده است. سپس این نفت از بستری در البحر الاحمر و از طریق بابالمندب—تنگه باریکی که یمن را از آفریقا جدا میکند—صادر میشود.
حوثیها که پس از حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران تا حد زیادی کنار ایستاده بودند، در ۲۰ ژوئیه محاصره دریایی علیه کشتیرانی عربستان را اعلام کردند و برای اجرای آن دست به حملات موشکی و پهپادی زدند.
سپس مسیر بسیار طولانیتری به سمت آسیا، از طریق کانال سوئز و مدیترانه، روز چهارشنبه با برخورد پهپادهای ناشناس به نفتکشها در مصر تحت تهدید قرار گرفت و جبهه جدیدی گشوده شد. ایران اتهامات مبنی بر مسئول بودن خود را رد کرد.
حوثیها دلایل خود را برای فشار بر همسایه خود، عربستان سعودی دارند، بهویژه یافتن پایانی برای جنگ داخلی طولانیمدت یمن که در آن عربستان نقشی ویرانگر ایفا کرده بود.
فراس مقصد، مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در گروه اوراسیا (یک موسسه مشاوره ریسک) گفت: «آنها با ایران هماهنگ هستند، اما لزوماً به نیابت از ایران عمل نمیکنند. این یک تصاعد درگیری محاسبهشده است و بخشی از این مذاکره تحت آتش است که میان حوثیها و سعودیها در جریان است.»
تحلیلگران گفتند دلیل دیگر حمله متحدان ایران، ایدئولوژیکتر است. ایران شبکه خود را با دو هدف اصلی توسعه داد: کمک به بیرون راندن ارتش ایالات متحده از منطقه و وارد کردن آسیب به اسرائیل، و استفاده از این گروهها به عنوان سپری در برابر حملات به خود ایران.
هیچیک از این دو راهبرد بهطور کامل کارساز نبود، بهویژه پس از سقوط بشار اسد در سوریه که حلقه اصلی این محور بود. حماس نیز سایهای از گذشته خود است.
لینا خطیب، پژوهشگر ارشد در چاتام هاوس (یک گروه پژوهشی در لندن) گفت: «متحدان ایران در جنگ شرکت میکنند، زیرا آنها در کنار ایران دستپاچه در تلاشند تا موقعیت ادعایی خود را به عنوان نیروهای انقلابی علیه آمریکا و اسرائیل حفظ کنند.» او گفت در غیاب هدف اولیه، این گروهها در عوض به «نیرویی برای اختلال» تبدیل شدهاند.
حزبالله که زمانی شریک قدرتمند ایران در آستانه اسرائیل بود، احساس میکند توافق صلح اسرائیل و لبنان که در ژوئن با میانجیگری واشنگتن به دست آمد و شامل هدف بعید خلع سلاح این گروه است، تهدید جدیدی برای آن ایجاد کرده است.
این گروه پس از جنگ با اسرائیل—که رهبر دیرینه آن را ترور کرد و دهها فرمانده ارشد و هزاران نیروی پیاده نظام آن را به قتل رساند—در تلاش برای بازسازی بوده است.
به گفته مقامات دولت لبنان و تحلیلگران، ایران کوشیده است از این تلاشها پشتیبانی کند و فرماندهان سپاه پاسداران را برای خدمت مستقیم در شورای رهبری حزبالله اعزام کرده است. مقامات ارشد لبنانی ابراز شگفتی کردهاند که فرماندهان ایرانی از ساکنان قدیمی ساختمانهایی بودهاند که اسرائیل دور از پایگاههای سنتی حزبالله به آنها حمله کرده است.
آقای مقصد گفت: «یکی از پیامدهای ناخواسته نابودی یا تضعیف رهبری حزبالله این است که سپاه پاسداران اکنون کنترل مؤثرتری بر حزبالله و اقدامات آن دارد.»
شرایط مشابهی برای عراق صادق است، جایی که تکهدوزی گیجکنندهای از گروهها پس از تهاجم آمریکا در سال ۲۰۰۳ پدیدار شد. با اصرار واشنگتن، عراق در حال ادغام این گروهها در نیروهای مسلح خود بوده است، اما برخی گروههای کوچکتر مقاومت میکنند.
فعال کردن حزبالله و گروههای عراقی، تلاشی از سوی ایران برای خنثی کردن چنین تلاشهای آمریکایی است. راندا سلیم، رئیس برنامه خاورمیانه در مرکز استیمسون در واشنگتن گفت: «آنها میبینند که ردپایشان در حال کاهش است و میخواهند حضور خود در منطقه و نقش منطقهای خود را دوباره تثبیت کنند.»
اگرچه گروههای مختلف دلایل خود را برای حمله دارند، تحلیلگران گفتند هدف مشترکی وجود دارد—و این حس مشترک که آقای ترامپ و متحدان عرب او تمایلی به دنبال کردن جنگ ندارند، که این امر فرصتی را برای تهران و متحدانش باقی میگذارد.
آقای استوار گفت: «آنها یک لحظه را میبینند. آنها بوی خون در آب را حس میکنند و در حال پیش بردن مزیت خود هستند.»