روایت اتلانتیک از تناقضگویی تندروها و ترامپ در ارزیابی جنگ ایران
نشریه اتلانتیک در تحلیلی انتقادی به بررسی اظهارات متناقض دونالد ترامپ و تندروهای خواهان جنگ با ایران پرداخته که از یکسو از نابودی کامل نیروی نظامی ایران سخن میگویند و از سوی دیگر بر تداوم توان رزمی و حملات آن تأکید دارند.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از فراز، رئیسجمهور ترامپ امروز در گفتوگو با خبرنگاران درباره جنگ با ایران، سخنرانی الهامبخشی را ارائه کرد که در آن شجاعت و تابآوری یک ملت شجاع را که روحیه جنگندگی خود را در برابر سختیها حفظ کردهاند، ستود. افسوس که موضوع تمجید او ایرانیان بودند.
او گفت: «تمام نیروی دریایی آنها در قعر دریا خوابیده است. آنها ۲۰۰ فروند هواپیما داشتند—همه آنها از بین رفتهاند. تکتک آنها. آنها حتی یک هواپیما ندارند. آنها تسلیحات ضد هوایی بسیار خوبی داشتند، اما کارساز نبود و همه از بین رفته است. رادارهای آنها کلاً از بین رفته است. رهبران آنها همه رفتهاند. همه چیز از بین رفته است! اما آنها به جنگ ادامه خواهند داد.»
این احتمالاً چرچیلیترین گفتاری بود که ترامپ توانست در طول کل این درگیری مطرح کند. ایران در ساحلها خواهد جنگید، آنها در محلهای فرود خواهند جنگید، آنها در مزرعهها و خیابانها خواهند جنگید، آنها در تپهها خواهند جنگید؛ آنها هرگز تسلیم نخواهند شد.
این نه تنها یک حرکت کلامی گیجکننده، بلکه ارزیابی عجیبی از وضعیت نظامی است. اگر ارتش ایران از بین رفته است، دقیقاً چگونه به جنگ ادامه میدهد؟ وجود نوعی ارزیابی نظامی موجود معمولاً به عنوان شرط لازم برای پیشبرد جنگ در نظر گرفته میشود.
اظهارات ترامپ ممکن است به توجیه یا سردرگمی تعبیر شود. اما ارزیابی متناقض او از توانمندیهای ایران، شباهت بسیار زیادی به ارزیابی جزماندیشانه شاهینهای اصلی خواهان جنگ با ایران دارد.
مارک تیسن، نویسنده متن سخنرانیهای دولت بوش و مشاور مکرر ترامپ، اخیراً یادداشتی در واشنگتن پست نوشت که به نظر میرسید دلیل ترامپ مبنی بر اینکه چرا جنگ یک موفقیت بوده و باید ادامه یابد را پیشبینی کرده است.
او اینگونه آغاز میکند: «پس از حمله موشکی بالستیک رژیم ایران به نیروهای آمریکایی در اردن، زمان آن فرا رسیده است که دونالد ترامپ نگاهی دقیق و سخت به توصیههایی که درباره ایران دریافت میکند بیندازد—چه چیزی جواب داده، چه چیزی شکست خورده و چه کسی مسئول این موفقیتها و شکستها است.» این یک روش جسورانه برای طرح موضوع است، با توجه به اینکه توصیههای خود تیسن به کشاندن ترامپ به بنبست فعلی کمک کرده است. اما استدلال او این است که راهبرد شاهینها در ایران در واقع جواب داده و تنها نیاز است مدت کوتاهتری دنبال شود تا پیروزی به دست آید. تیسن «موفقیت خیرهکننده ارتش در میدان نبرد—دفن کردن مواد هستهای ایران، انهدام بیش از ۸۵ درصد از پایه صنایع دفاعی آن، غرق کردن نیروی دریایی، زمینگیر کردن نیروی هوایی، منهدم کردن توانمندی موشکهای بالستیک، نابودی نیروهای نظامی متعارف و اعمال محاصره فلجکننده بر بنادر آن» را میستاید.
افسوس که ترامپ تلاش کرد این پیروزی را به یک توافق مذاکرهشده تبدیل کند. اشتباهی بزرگ: تیسن مینویسد: «نتیجه؟ ایران پنج موشک بالستیک به یک پایگاه نظامی آمریکا در اردن شلیک کرد.» همان ارتش ایرانی که ترامپ قبلاً آن را نابود کرده بود، از توقف خصومتهای او برای حمله به ما استفاده کرد.
به نظر میرسد این موضوع نشان میدهد که نابودی ارتش ایران به این معنی نیست که نابودشده باقی خواهد ماند. در واقع، گزارش اخیر وال استریت ژورنال نشان داد که ایران به سرعت بخش زیادی از زیرساختها و توانمندی نظامی خود را بازسازی کرده است. همان اصل دلالت بر این دارد که «دفن کردن مواد هستهای ایران» تنها زمانی مفید است که ایران نتواند دوباره آن را بیرون بیاورد، که احتمالاً میتواند. نتیجهگیری طبیعی این است که بمباران تأسیسات نظامی ایران دارای اثرات محدود و بازگشتپذیر است و نیازمند اعمال بیپایان است.
تیسن پاسخ میدهد: نه، نه، نه. او در ادامه استدلال میکند: «هیچ کس مدافع جنگ نامحدود نیست. آنچه بسیاری مدافع آن هستند، تکمیل طرح نظامی است که در آوریل و هنگام اجرای آتشبس متوقف شد—اجرای چند هفته پایانی کارزاری که نیروی مشترک آمریکا و اسرائیل در حال انجام آن بود.» تنها چند هفته دیگر بمباران، کار را به طور دائمی تمام خواهد کرد.
آن دسته از ما که یادداشتهای تیسن را برای یافتن سرنخهایی از آنچه ترامپ احتمالاً در آینده خواهد گفت به دقت مطالعه میکنیم، متوجه چیزی آشنا در اینجا خواهند شد. پس از آتشبس آوریل، تیسن نوشت: «فرماندهان نظامی آمریکا حدود دو هفته دیگر هدف باقیمانده داشتند» و اجازه دادن به تنها دو هفته دیگر از حملات، ایران را «از نظر نظامی کاملاً فلج» خواهد کرد. او این ادعا را در پایان آن ماه تکرار کرد. او نوشت: «اگر او تصمیم به ازسرگیری عملیاتهای رزمی عمده و تمام کردن کار بگیرد، ترامپ تنها ۱۴ روز با پیروزی قاطع در ایران فاصله دارد.»
از آن زمان آتشبس فروپاشیده و ترامپ بیش از سه هفته فرصت داشته تا به اهداف باقیمانده حمله کند. با این حال اکنون نابودی نهایی ارتش ایران «چند هفته» فاصله دارد.
یک مانع برای دوباره نابود کردن ارتش ایران این است که ظرفیت ایالات متحده برای حفظ عملیاتهای رزمی محدود است. یک هفته پیش، خبرنگاران گزارش دادند که ترامپ به دلیل کمبود مهمات، به ویژه موشکهای رهگیر برای دفاع در برابر پاتک اجتنابناپذیر ایران، از انجام حملات بزرگتر خودداری کرده است. مایک والتز، سفیر سازمان ملل، یکشنبه گذشته در برنامه «ملاقات با مطبوعات» انبیسی حاضر شد تا تأکید کند که این موضوع صحت ندارد. او اصرار داشت که ارتش «هر آنچه را که برای اجرای این کارزار به مؤثرترین شکل ممکن نیاز دارد، در اختیار دارد.» او همچنین افزود: «افرادی که این مزخرفات را افشا میکنند، سزاوار زندان هستند.»
تهدید به زندان برای افرادی که اطلاعاتی را افشا میکنند که به ادعای او حتی واقعی نیست، زیادهروی به نظر میرسد. اما وقتی به اندازه والتز پرشور درباره امنیت عملیاتی هستید، هیچ اقدامی افراطی نیست؛ و به نظر میرسد او حالت گربه شرودینگرِ آمادگی نظامی را که ما به خصم خود نسبت دادهایم—تضعیفشده، اما خطرناک—بر ارتش خودمان تعمیم داده است. به نظر میرسد دو متخاصم در حالتهای متناقض خود، تناسب خوبی با هم دارند.
بعداً در جریان اظهارات ترامپ، خبرنگاری از او پرسید که آیا آمریکاییها باید انتظار داشته باشند حملات ایران ادامه یابد؟ او که برای الهامبخشی به هموطنانش جهت تحمل فداکاریهای مداوم فراخوانده شده بود، پاسخ داد: «آنها ضعیفتر خواهند شد. آنها شاید الان کمی قویتر شوند. اما ضعیفتر خواهند شد و سپس کمکم تمام میشوند. اه، بله، مطمئناً. من اینطور فکر میکنم.» چرچیل نمیتوانست آن را بهتر بیان کند.