| کد مطلب: ۷۶۱۵۵

فضای مجازی؛ از فرصت‌های ارتباطی تا بحران آگاهی در ساحت هنر و موسیقی

بفرمائید ابتذال با طعم هنر!

نقد فضای مجازی به معنای انکار ظرفیت‌های ارزشمند آن یا نادیده‌گرفتن فرصت‌هایی نیست که برای توسعه فرهنگی و هنری فراهم کرده است. مسئله اساسی، ضرورت بازنگری در شیوه استفاده از این ابزار و تقویت قدرت تشخیص مخاطبان در مواجهه با انبوه اطلاعات است

بفرمائید ابتذال با طعم هنر!

تأثیر فضای مجازی بر زندگی روزمره انسان‌ها و تغییر شیوه نگرش آنان به جهان پیرامون، امروزه به واقعیتی انکارناپذیر تبدیل شده است. این فضا، فراتر از کارکرد اولیه خود به‌عنوان بستری برای ارتباطات و گذران اوقات فراغت، امکان تازه‌ای برای تولید و انتشار محتوا فراهم آورده است؛ به‌گونه‌ای که هر فرد، صرف‌نظر از میزان دانش، تخصص و تجربه خود، می‌تواند به رسانه‌ای شخصی تبدیل شود و دیدگاه‌ها و برداشت‌هایش را در معرض دید مخاطبان خود قرار دهد. از سوی دیگر، گسترش بسترهای دیجیتال به حوزه کسب‌وکار نیز فرصت‌های تازه‌ای برای معرفی محصولات، تبلیغات و توسعه بازار فراهم کرده و شیوه‌های سنتی عرضه کالا و خدمات را دستخوش تغییر ساخته است.

با وجود این ظرفیت‌ها و مزایای انکارناپذیر، نمی‌توان از پیامدهای منفی و آسیب‌های تدریجی فضای مجازی غافل ماند. همان‌گونه که این بستر می‌تواند به گسترش دانش، تسهیل ارتباطات و افزایش دسترسی به اطلاعات کمک کند، در صورت فقدان سواد رسانه‌ای کافی و آگاهی اجتماعی، زمینه‌ساز تضعیف ارتباطات واقعی، کاهش تمایل به مطالعه عمیق، گسترش اطلاعات نادرست و شکل‌گیری باورهای مبتنی بر شایعه و اطلاعات تأییدنشده و غلط خواهد شد. در چنین شرایطی، مرز میان آگاهی و ناآگاهی، تخصص و ادعای تخصص، حقیقت و بازنمایی تحریف‌شده آن، بیش از پیش کمرنگ می‌شود. باید خاطر نشان کرد که مسئله اصلی نه صرفاً وجود فضای مجازی، بلکه چگونگی استفاده از آن، شیوه تولید و انتشار محتوا و میزان توانایی مخاطبان در ارزیابی انتقادی اطلاعات است.

یکی از مهم‌ترین چالش‌های این فضا، برهم خوردن تناسب میان میزان دیده‌شدن افراد و میزان دانش، تجربه یا صلاحیت آنان است. در فضای رسانه‌ای امروز، برخورداری از مخاطبان فراوان و توانایی جلب توجه عمومی، لزوماً به معنای برخورداری از دانش تخصصی یا اعتبار حرفه‌ای نیست. بااین‌حال، سازوکارهای جلب توجه در شبکه‌های اجتماعی گاه به‌گونه‌ای عمل می‌کنند که محتوای جنجالی، هیجان‌برانگیز و حتی گمراه‌کننده، بیش از مطالب مستند و کارشناسی‌شده مورد استقبال قرار می‌گیرد. در نتیجه، شهرت می‌تواند جایگزین اعتبار شود و تکرار یک ادعای واهی، در ذهن توده جاهل، به‌ تدریج به حقیقت تبدیل شود.

این آسیب‌ها به حوزه‌های زیست اجتماعی محدود نشده و ساحت فرهنگ و هنر را نیز تحت تأثیر مستقیم خود قرار داده‌ است. حوزه هنر که از گذشته تا کنون با اندیشه، تجربه، خلاقیت و معنویات گره خورده و پیوند داشت، در فضای مجازی گاه به ابزاری برای کسب شهرت یک شبه، افزایش بازدید و دستیابی به منافع اقتصادی تقلیل یافته است. در چنین شرایطی، معیار سنجه ارزش یک اثر نه بر اساس کیفیت هنری، نظر کارشناسان ومنتقدان، عمق محتوایی یا جایگاه آن در بستر فرهنگی جامعه، بلکه بر مبنای میزان بازدید، تعداد پسندها و گستره انتشار آن است. این جابه‌جایی معیارها، به‌ویژه هنگامی که با ضعف آگاهی، قلّت قدرت تشخیص و فقدان روحیه انتقادی همراه باشد، می‌تواند در شکل‌گیری و جهت‌دهی به سلیقه عمومی نقش مؤثری ایفا کرده و تاجایی پیش رود که معیارهای زیبایی شناسی را نیز تحت تاثیر خود قرارداده و تغییر دهد.

موسیقی نیز همچون دیگر شاخه‌‎های هنر از گزند این استحاله فرهنگی در امان نمانده است. گسترش شبکه‌های اجتماعی، اگرچه فرصتی برای معرفی هنرمندان، دسترسی به آثار کمترشنیده‌شده و ارتباط مستقیم میان هنرمند و مخاطب فراهم کرده است، درعین‌حال زمینه را برای انتشار محتوای واهی و بی‌اساس، تحریف واقعیت‌های تاریخی و هنری، ارائه اطلاعات نادرست و تبلیغات گمراه‌کننده نیز مهیا ساخته است. در این میان، برخی افراد با بهره‌گیری از جذابیت‌های ظاهری و رسانه، بیان ادعاهای جنجالی و انتشار مطالب تأیید نشده، می‌کوشند توجه مخاطبان را به خود جلب کرده و یا سعی در عرضه محصولات و خدماتشان به بازار کنند. در چنین رویکردی، حقیقت و اعتبار هنری قربانی منفعت‌طلبی و تلاش برای دیده‌شدن خواهد شد.

ناگفته نماند این مهم صرفاً شامل رفتار تولیدکنندگان محتوا نمیشود و نحوه مواجهه مخاطبان با این مطالب نیز اهمیت فراوانی دارد. هنگامی که محتوایی بدون بررسی منبع، ارزیابی شواهد یا مراجعه به دیدگاه‌های معتبر پذیرفته و بازنشر می‌شود، مخاطب ناخواسته به حلقه‌ای از زنجیره انتشار اطلاعات نادرست تبدیل خواهد شد. ازاین‌رو، مسئولیت ارتقای کیفیت فضای فرهنگی مجازی، علاوه بر تولیدکنندگان محتوا، بر عهده مخاطبانی نیز هست که با انتخاب‌ها، واکنش‌ها و بازنشرهای خود در تعیین میزان دیده‌شدن و اعتبار بخشیدن به مطالب نقش دارند. جدای ازآن، اعتباربخشی به افراد فاقد صلاحیت باعث خواهد شد تا فعالیت راویان حقیقی هنر و فرهنگ در فضای مجازی دیده نشده و در نهایت این فضا، تبدیل به فضای مسمومی گردد که عنان کار آن در اختیار عده ای فرصت طلب افتاده است که با شیوه های نوین تبلیغ و تحریف واقعیات تاریخی، با اغوای جماعت غافل صاحب اعتباری مجازی میشوند که حلقه مفقوده دنیای حقیقی شان است.

در نهایت، نقد فضای مجازی به معنای انکار ظرفیت‌های ارزشمند آن یا نادیده‌گرفتن فرصت‌هایی نیست که برای توسعه فرهنگی و هنری فراهم کرده است. مسئله اساسی، ضرورت بازنگری در شیوه استفاده از این ابزار و تقویت قدرت تشخیص مخاطبان در مواجهه با انبوه اطلاعات است، اطلاعاتی که بجای آگاهی افزایی باعث تشدید بحران آگاهی شده است.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه بیست‌و‌چهار ساعت
پربازدیدترین
آخرین اخبار