درس راهبردی حوثیها برای ایران
درس راهبردی حوثیهای یمن، برای برخی تندروهای داخل ایران میتواند این باشد که جنگ ابدی نیست، در ذات خود ارزش ندارد و اگر فرصتی برای پایان دادن به درگیری باشد، باید از آن استفاده کرد
پیشرویهای انصارالله یمن و در اختیار گرفتن کنترل کامل بابالمندب همانطور که انتظار میرفت، تبدیل به اهرمی برای برخی تندروها داخلی شد تا نگاه جناحی و غیرملی خود را بیش از پیش مطرح کنند. از فحاشی و شعار در تجمعهای شبانه که روزی اقدامی ملی بود و به انحراف رفت؛ تا شبکههای اجتماعی و گاهی تریبونهای صداوسیما، یمن برای برخی تندروها الگویی شد تا مسیر پایان جنگ را در داخل ایران ببندند.
اما آنها به سیاق همیشگی، صرفاً آن بخش از ماجرا که خوشایندشان است را میبینند و ترجیج میدهند خودشان را در برابر بقیه ابعاد ماجرا و موضع یمنیها، به ندیدن و نشنیدن بزنند. آنها پیشرویهای انصارالله را میبینند، اما اعلام آمادگی انصارالله برای صلح عادلانه را نمیبینند. آنها کنترل کامل حوثیها بر تنگه راهبردی بابالمندب را میبینند، اما تاکید آنها بر این که امنیت کشتیرانی از سوی صنعا تامین میشود و این اقدام صرفاً علیه عربستان است – که از سالها پیش به یمن تجاوز و آنها را محاصره کرده – را نمیبینند. حمله به کشتیهای سعودی را میبینند اما اعلام روزانه گزارش عبور کشتیهای دیگر از این تنگه راهبردی را نمیبینند.
خلاصه این که برخی تندروهای داخلی ایران، جنگ یمنیها را میبیند اما اعلام آمادگی برای پایان دادن به جنگ را نمیبینند.
درس راهبردی حوثیهای یمن، برای برخی تندروهای داخل ایران میتواند این باشد که جنگ ابدی نیست، در ذات خود ارزش ندارد و اگر فرصتی برای پایان دادن به درگیری باشد، باید از آن استفاده کرد؛ و اگر تصمیم بر آن شد که جنگ در نقطهای پایان پیدا کند، باید به صورت یکپارچه و نگاهی ملی از آن تصمیم حمایت کرد. کاری که این جریان داخلی، در طول حیاتش هیچ وقت انجام نداده است.
انصارالله تلاش میکند به عنوان قدرت مسلط اصلی بر بخشهای چشمگیری از سرزمین یمن، این روایت را جا بیاندازد که تهدیدی برای دنیا نیست و صرفاً از خود دفاع میکند؛ مورد ظلم واقع شده و اگر طرف مقابل اسلحه خود را زمین بگذارد و آماده «صلح عادلانه» باشد، یمنیها نیز دست به این اقدام میزنند. به نظر میرسد هیئت حاکمه انصارالله یمن هم به این درک رسیده است که جنگ به خودی خود ارزشی ندارد و اگر زمینهای برای پایان دادن به آن باشد، باید از آن دریچه استفاده کرد. برخی تندروها ما دقیقاً تلاش میکنند با پنهان شدن پشت مفهوم راهبردی دفاع از خود، روایتی تهاجمی ارائه بدهند.
جرج واشنگتن، اولین رئیسجمهور تاریخ آمریکا میگوید: «آمادگی برای جنگ یکی از موثرترین راههای حفظ صلح است.» در کنار درک این مهم، توجه به این مسئله را باید دوچندان کرد که تلاش برای پایان جنگ، هیچ منافاتی با حفظ آمادگی نظامی، مشروعیت دفاع از خود در برابر متجاوز و اولویت دادن به منافع و امنیت ملی ندارد. از هر زاویهای که به موضوع نگاه کنیم، هیچ فرد اندیشمندی در جهان وجود ندارد که تلاش برای صلح را به معنی عدم آمادگی برای جنگ و دفاع ترجمه کند.