| کد مطلب: ۶۶۵۴۲

فهرست ممنوع المصاحبه‌ها را منتشر کنید

هر چند مسوولیت رفتار و گفتار هر که با خود اوست ولی رسانه النهایه در قبال آنچه در همان رسانه گفته یا نوشته مسوولیت دارد نه هر قول و فعل دیگر او.

فهرست ممنوع المصاحبه‌ها را منتشر کنید

 

هر چند تصور عمومی این است که سایت فوتبال ۳۶۰ که با عادل فردوسی پور شناخته می شود به خاطر سخنان امیر قلعه نویی سرمربی تیم ملی فوتبال ایران فیلتر شده اما دلیل یا بهانه اصلی گفت و گو با علیرضا فغانی داور ایرانی - استرالیایی و گزینه ناکام داوری فینال جام جهانی است.

فغانی البته در آن برنامه حرف خاصی نزد ولی حمله به فردوسی پور به خاطر آن بود که چرا کسی را دعوت کرده که در واکنش به اتفاقات سال قبل استوری های ساختارشکنانه منتشر کرده بود.

هر چند مسوولیت رفتار و گفتار هر که با خود اوست ولی رسانه النهایه در قبال آنچه در همان رسانه گفته یا نوشته مسوولیت دارد نه هر قول و فعل دیگر او. ضمن این که فهرستی از ممنوع المصاحبه ها در اختیار نیست تا مدیران و صاحبان رسانه ها با آن تطبیق دهند.

علیرضا فغانی داور است و شاید اثری از سید احمد کسروی یا جلال آل احمد نخوانده باشد اما خالی از لطف نیست یادآوری شود:

احمد کسروی اگرچه به ضدیت با تشیع و رواج آیینی به نام پاک دینی شهرت داشت اما حقوق دان و مورخ و واژه ساز هم بود و حتی نقل است که مرحوم امام خمینی در دوران حصر قیطریه در اوایل دهه ۴۰ و در فهرست کتاب هایی که خواسته بود تاریخ مشروطه کسروی را هم نوشته بود.

جلال آل احمد هم که به نام او بزرگ ترین جایزه ادبی اهدا می شود و بزرگراه و میدان میوه و تره بار به نام اوست اوایل دهه ۲۰ کتابی ترجمه کرد گه می توانست او را دهه ها زودتر کنار سلمان رشدی قرار دهد و البته با دخالت دیگران و پشیمانی خود قضیه جمع و جور شد و گرنه بعید نبود به دست برادر بزرگ تر از بین برود‌.

غرض این که افراد وجوه مختلفی دارند و همان گونه که اضلاع ادبی و حقوقی و تاریخی کسروی تحت الشعاع مذهب ستیزی او قرار نمی گیرد و پژوهش ها و واژه سازی های او را از اعتبار نمی اندازد و خطای جلال در جوانی مانع معرفی او به عنوان جلال آل قلم در جمهوری اسلامی نشده علیرضا فغانی میهمان فردوسی پور هم به بهانه احتمال داوری در فینال دعوت شده بود که البته تحقق نیافت و تنها دردسر آن برای عادل باقی ماند.

با این همه به نظر می رسد مشکل صدا و سیما و حامیان فیلترینگ نه با نقد تیم ملی یا دعوت از فغانی یا سخنان دایی و باقری و خداداد عزیزی در برنامه های اینترنتی که با شکسته شدن انحصار صدا و سیما باشد و شگفتا که به هر کدام بنگری یک مجری پیشین خود صدا و سیما محوریت دارد و صدا و سیما نتوانسته آنها را نگاه دارد و به دلایل سیاسی یا مالی یا خسته از تحمیل و تحقیر کوشیده اند آنچه را خود در ذهن دارند بر زبان آورند و به همین خاطر به جای خانه نشینی یا ترک میهن برنامه ای در این فضا تدارک دیده اند.

صدا و سیما اما اصرار دارد از طریق ابزارهای گوناگون خود را در هیأت عقاب شعر مشهور ناصر خسرو تصویر و این شعر را زمزمه و القا کند:

گر بر سر خاشاک یکی پشّه بجنبد

جنبیدن آن پشّه عیان در نظر ماست

انحصار اما شکسته شده و بستن و برخورد چاره کار نیست چه با محتوای این برنامه ها موافق باشیم و چه نه.

برای صدا و سیما هم زیبنده نیست شمشیر بردارد و به جنگ برنامه سازان سابق خود برود در حالی که همچنان از بیشترین امکانات برخوردار است و بساط لاتاری و بخت آزمایی را هم در شب های جام جهانی به راه انداخته بود.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

دیدگاه

ویژه بیست‌و‌چهار ساعت
آخرین اخبار
وب گردی