همان نکتۀ همتی اما از زبان قالیباف؛ صدا و سیما تاب نیاورد!
مشکل اصلی صدا و سیما ادعای مالکیت انحصاری روایت است و این که در هر ماجرا یگانه روایت همان باید باشد که آنان ارایه میکنند و بر این اساس روایت رییس مجلس و تیم مذاکره اسلامآباد را نپسندیدند!
قطع مصاحبۀ تلویزیونی محمد باقر قالیباف رییس مجلس شورای اسلامی و رییس تیم مذاکره کننده در اسلامآباد که دیشب اتفاق افتاد، هنگامی رخ داد که او داشت از سابقۀ موافقت بر سر آزادسازی 6 میلیارد دلار بلوکه شده در قطر برای خرید کالاهای ضروری میگفت و این که قبلا در 2023 توافق شده بود و 2023 هم یعنی در دولت مرحوم ابراهیم رییسی و همین اشاره بود که به مذاق منتسبان آن دولت در صدا و سیما خوش نیامد!
این روایت اما تازه نبود چراکه پیشتر عبدالناصر همتی رییس کل بانک مرکزی ایران هم به آن اشاره کرده بود و بر اساس آن عنوان یادداشت همین پنجشنبۀ گذشتۀ ما ( 4 تیر) نیز همین بود: "دو نکتۀ کلیدی در روایت همتی."
صدا و سیما در واقع با هر روایتی غیر از آنچه خود میپسندد یا درصدد القای آن است مشکل دارد ولو این بار از زبان محمد باقر قالیباف رییس مجلس و رییس تیم مذاکرهکننده بیان شده باشد.
در آن یادداشت آورده بودم: "عبدالناصر همتی گفته مبنای ما دربارۀ داراییها موافقتنامۀ ایران و آمریکا در سال 1402 است و همان چارچوب را مبنا قرار دادیم که بر اساس آن منابع آزاد شده برای واردات کالاهای اساسی و دارو هزینه شود.
بله. سال 1402 و در دوران ریاست جمهوری مرحوم ابراهیم رییسی و احتمالا اشاره او به توافق بر سر پول بلوکهشده در کره جنوبی بود که به قطر منتقل شد و به رغم تبلیغات گسترده نهایتا آزاد نشد هر چند احتمالا عملیات هفتم اکتبر در مهر 1402 اثر منفی گذاشت ولی به هر حال همتی از موافقتنامه ایران و آمریکا در آن مقطع سخن میگوید که احتمالا بر سر نوع استفاده بوده و ارجاع هوشمندانه رییسکل به آن میتواند به این خاطر باشد که نگویند ایران تعهد جداگانه و جدیدی سپرده و بدانند در زمان آقای رییسی نیز چنین قراری بوده تا به نفت در برابر غذا ترجمه و تفسیر و تحقیر نکنند و اساساً وقتی بیش از این مبلغ صرف واردات کالاهای اساسی و دارو میشود قید این دو مورد، محدودیتزا نیست ...
اشاره به آن چارچوب سبب میشود رسانهها و محافل راستگرا دست از سر همتی بردارند و گیر ندهند چرا تن دادید و قسعلیهذا. چرا که چارچوب همان 1402 است ولی تندروها دوست ندارند بگویند که در 1402 هم در قبال تعهد یا توافق قرار بود آزاد شود و تازه نشد."
به همتی گیر ندادند اما صدای قالیباف را بریدند! وقتی در حالی بیان این توضیح بود که اگر پول نقدی آزاد نمیشود و در ازای آن می توانیم کالای بشردوستانه تهیه کنیم بر اساس همان سند در دولت قبل است و مذاکرات اسلامآباد آن را احیا کرده نه ایجاد و به اینجا که رسید قطع کردند چون از نظر صدا و سیما در قبال هر رخدادی تنها یک روایت رسمی وجود دارد و دیگری بگوید پذیرفتنی نیست!
ولو آن دیگری رییس جمهوری باشد یا رییس مجلس یا رییس کل بانک مرکزی و صدا و سیمایی که نمایندگان سه قوه بر آن نظارت داشتند حالا برای قوای دیگر خط و نشان میکشد!
مشکل اصلی صدا و سیما ادعای مالکیت انحصاری روایت است و این که در هر ماجرا یگانه روایت همان باید باشد که آنان ارایه میکنند و بر این اساس روایت رییس مجلس و تیم مذاکره اسلامآباد را نپسندیدند!
رییس جمهوری و رییس شورای عالی امنیت ملی از کمک دولت به بخش موشکی و پهپادی به ارزش 20میلیون بشکه نفت سخن گفت و مدعیان انحصاری روایت برآشفتند.
رییس مجلس و رییس تیم مذاکره کننده هم سابقۀ ماجرا را به استناد اسناد بازگفت و باز برنتافتند و صدای او را قطع میکنند!
با این همه قالیباف در این قصه بیش از آن که قهرمان یا قربانی باشد بیانگر وضعیت جدیدی در مناسبات قدرت است؛ روندی که قابل دوام نیست و برای توقف آن باید تدبیری اندیشیده شود.
هم رویاروی رییسان جمهور غیر اصولگرا ایستادن در صدا وسیما مسبوق به سابقه است و هم به جای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بودن، کیهان تصویری شدن ولی محمد باقر قالیباف رییس مجلس انقلابی و با خاستگاه فرماندهی سپاه و نیروی انتظامی را هم تاب نیاوردن پدیدۀ تازهای است چون میخواستند روایت خود را به خورد خلق الله بدهند.
این اتفاق را اما میتوان به فال نیک هم گرفت به سه دلیل:
نخست این که قالیباف را وامیدارد رودربایستیهای گذشته را کنار بگذارد و همان جملهای را بگوید که یک بار از سر خشم گفت و این روزها بازنشر میشود: کسانی غلط میگیرند که خودشان به عمرشان هیچ غلطی نکردهاند!
دوم این که در صورت گشایش صحن علنی تندروهای مجلس را که درصدد تکرار همین مدعاها هستند کنترل میکند و سوم در تقویت موقعیت رییس جمهور پزشکیان مؤثر خواهد بود.
اتفاق نیکوتر اما میتواند افزایش مطالبۀ تغییرات اساسی در صدا و سیما باشد به مثابۀ خیری نهفته در این اتفاق چنان که خواجۀ شیراز به شیرینی روایت کرده است:
غمناک نباید بود از طعنِ حسود ای دل
شاید که چو وابینی، خیرِ تو در این باشد...