| کد مطلب: ۶۵۴۲۳

نقدی بر طرح پرداخت عملکردی اعضای هیئت علمی/ از سنجش علمی تا انضباط بوروکراتیک

هربار دانشگاه به زبان اداره ترجمه شده باشد، علم به خروجی، استاد به عدد، پژوهش به گزارش و نهاد دانشگاه به واحدی قابل انضباط در ماشین بوروکراسی فروکاسته می‌شود.

نقدی بر طرح پرداخت عملکردی اعضای هیئت علمی/ از سنجش علمی تا انضباط بوروکراتیک
آنچه این روزها درباره پرداخت عملکردی اعضای هیئت علمی مطرح شده، در ظاهر بحثی درباره حقوق و مزایاست؛ یعنی درباره این‌که چه کسی چقدر کار کرده و بر اساس چه معیاری باید دریافتی داشته باشد. از این جهت، در نگاه نخست شاید مسئله چندان پیچیده به نظر نرسد. اینطور به نظر می‌آید که دولت می‌خواهد میان کار و پرداخت نسبتی روشن برقرار کند و از دانشگاه نیز، مثل دیگر بخش‌های کشور، نوعی پاسخگویی بخواهد. نفس طلب کردن پاسخگویی البته مسئله‌ای نیست که بتوان با آن مخالفت کرد. دانشگاه هم اگر بناست نهاد علم باشد، نمی‌تواند خود را بیرون از هر سنجش، داوری و معیار قرار دهد. کما اینکه ترتیبات ارزیابی سالانه در کنار ترتیبات ارتقا هر شکلی از پیشرفت اداری و ارتقای معیشت عضو هیئت علمی را به عملکرد آموزشی و پژوهشی او مشروط کرده است؛ این ترتیبات تا آنجا پیشرفته که حتی ادامه فعالیت شخص به عنوان عضو هیئت علمی با خروجی‌های آموزشی و پژوهشی او پیدند خورده است. اگر شما نتوانید حداقل‌هایی را در طول دوران خدمت خود محقق کنید اخراج خواهید شد.
دانشگاه اداره نیست
معهذا به نظر من موضوع اصلی را باید در جای دیگری جستجو کرد؛ از چشم اندازی که من در نظر دارم مسئله از جایی آغاز می‌شود که دولت گمان می‌کند می‌تواند دانشگاه را با همان زبانی بفهمد که یک اداره، یک دستگاه اجرایی یا یک واحد خدماتی را می‌فهمد. پرداخت عملکردی در معنای رایجش بر این فرض استوار است که کار را می‌توان به خروجی قابل اندازه‌گیری تبدیل کرد؛ خروجی را می‌توان در قالب عدد و شاخص و فرم ثبت کرد؛ و بر اساس همان عدد و شاخص، درباره پرداخت، پاداش یا تنبیه تصمیم گرفت. این منطق شاید در بسیاری از بخش‌های اداری قابل استفاده باشد. کارمندی مأموریتی دارد، پروژه‌ای تعریف شده، خدمتی ارائه می‌شود، عددی ثبت می‌شود و بعد می‌توان گفت چه مقدار از کار انجام شده است.مسئله این است که آیا دانش هم از همین جنس است؟ این رویکرد درباره دانشگاه نامناسب است. اگرچه دانشگاه اداره و سازمانی اداری هم دارد و علیرغم اینکه برای دانشگاه بودجه و نظام پرداختی معلومی هم متصور هستیم و با وجود اینکه در دانشگاه علاوه بر اعضای هیئت علمی مجموعه‌ای از کارمندان در بخش اداری فعال هستند؛ و هر چند دانشگاه در مقام یک مجموعه سازمانی ناچار است در جهان واقعی با فرم‌ها، گزارش‌ها و سازوکارهای مالی زندگی کند؛ نباید از ذهن دور کنیم که در معنای اصیل خود از جنس اداره نیست.
دانشگاه اندیشکده نیست
در عین حال باید در خاطر داشته باشیم که دانشگاه بنگاه تولید مقاله هم نیست؛ هرچند مقاله، کتاب و طرح پژوهشی از دل آن بیرون می‌آید. همچنین دانشگاه صرفاً مرکز ارائه خدمات آموزشی هم نیست، با اینکه آموزش می‌دهد و دانشجو تربیت می‌کند. دانشگاه پیش از همه این‌ها نهادی است که برای نگه داشتن امکان پرسش، خواندن، نقد کردن، آموختن و اندیشیدن در جامعه تاسیس شده است. دانشگاه را نباید با اندیشکده‌های معمول در سطح جهان اشتباه گرفت که تلاش می‌کند تا طرح‌هایی عملیاتی برای کار دولت‌های مختلف طراحی کنند. دانشگاه نهادی است که به تولید دانشی دست می‌زند که این دسته از اندیشکده‌ها و بازوهای سیاستی از آن استفاده می‌کنند. آنچه آقای رییس جمهور و بخشی از بدنه دولت به عنوان عملکرد از دانشگاه انتظار دارند ناشی است از خطایی شناختی درباره دانش، دانشگاه و رابطه بین این دو با مفهوم اداره.
کار دانشگاهی همیشه قابل محاسبه نیست
تحت تاثیر این خطای شناختی دولت معمولاً وقتی به دانشگاه نگاه می‌کند، یا آن را در قالب نهادی هزینه‌بر درک می‌کند، یا در قالب کارخانه تولید نیروی انسانی متخصص، دستگاه اجرایی مبتنی بر نظام رتبه علمی، یا در قالب خروجی‌های فوری و قابل گزارش می‌فهمد. در چنین نگاهی، دانش چیزی است که باید در فرم بنشیند، استاد کسی است که باید عدد تولید کند و دانشگاه جایی است که باید مثل یکی از واحدهای اداری کشور منضبط شود. در این معنا، پرداخت عملکردی فقط یک سیاست مالی نیست؛ نشانه‌ای از میل دولت به ترجمه دانشگاه به زبان اداره است. آنچه در این منظر مشکل‌ساز است در اینجاست که کار دانشگاهی همیشه زودبازده، مستقیم و قابل محاسبه نیست. پژوهش جدی ممکن است سال‌ها طول بکشد. تدریس خوب همیشه در پایان ترم و در چند فرم ارزیابی دیده نمی‌شود. اثری که یک استاد بر ذهن دانشجو می‌گذارد ممکن است دیرتر از آن ظاهر شود که دستگاه اداری بتواند آن را ثبت کند.
در عین حال تولید مفهوم، تربیت ذهن، عادت دادن آدم‌ها به خواندن دقیق، استدلال کردن، تحمل نقد و بیرون آمدن از جهان شعار، کارهایی نیستند که بتوان آن‌ها را با منطق گزارش ماهانه و شاخص‌های خام بوروکراتیک سنجید.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه فرهنگ
پربازدیدترین
آخرین اخبار
وب گردی