| کد مطلب: ۱۹۳۱۸

سهم‌خواهی سیاسی یا مطالبه‌گری اجتماعی

سهم‌خواهی سیاسی یا مطالبه‌گری اجتماعی

به آخرین لحظات و ساعت‌های معرفی کابینه چهاردهم نزدیک می‌شویم، فرآیندی ماراتن‌گونه و پرفرازونشیب که به درازا انجامیدن آن فراتر از انتظارها، خود نشانگر آن است که شخص رئیس‌جمهوری و تیم همراه او با چه فرازوفرودها و قبض‌وبسط‌هایی مواجه بوده است. البته که تغییر دولت و ریل‌گذاری تازه ساختار اجرایی آن‌هم در دولت فربه و بسیط در ساخت قدرت جمهوری اسلامی، به‌خودی‌خود امری شاق و سخت است؛ با توجه به شرایط خاص برآمدن این دولت و انتخابات ازپیش‌برنامه‌ریزی‌نشده. به‌خصوص آنکه مسعود پزشکیان سابقه حزبی و تشکیلاتی نیز نداشته و تیم و حلقه مدیران سیاسی همانند آنچه گرداگرد هاشمی یا خاتمی و حتی احمدی‌نژاد وجود داشت، برای او مهیا نبوده است و در این فرصت کم و این فقدان حلقه خواص شناخته‌شده پیرامونی و شرایط عمومی کشور، کار او دو صد چندان سخت‌تر نیز بوده است.

عطف به همین عقبه و سابقه، حال سوال اینجاست که به‌عنوان حامی گفتمانی مسعود پزشکیان یا دغدغه‌مند شرایط و اوضاع و احوال کشور، واکنش ما در این لحظات تعیین‌کننده و حساس باید چگونه باشد؟ آیا رای دادن در روز انتخابات از ما رفع تکلیف می‌کند و می‌بایست کنج عافیت بجوییم و یا سکوت اختیار کنیم تا پزشکیان و همراهان با طیب‌خاطر به قلب ماجرا بزنند و نیازی به یاری و همراهی ما ندارند؟ یا آنکه مطالبه‌گری ما از آن حیث که تعبیر به سهم‌خواهی نگردد، از حیز انتفاع ساقط شود و ما حکم یک تماشاچی صرف را داشته باشیم و در نهایت پس از حدوث واقعه لب به تمجید یا گلایه بگشاییم؟

شاید در پاسخ به این سوالات در ابتدا لازم باشد گریزی کوتاه و مختصر به اردیبهشت سال۱۳۹۶ بزنیم؛ جایی که سرمایه اجتماعی در رفیع‌ترین قله خود قرار داشت و بیش از 41 میلیون شهروند به میدان انتخابات آمدند تا بعد از 40سال حکومت‌داری و فرازونشیب‌های بسیار و تبلیغات و… به دو روحانی شناخته‌شده در نظام رای دهند. از فردای آن انتخابات شورانگیز اما سیر وقایع مسیری دیگرگونه یافت و چند انتخابات مأیوس‌کننده نشان داد که سرمایه اجتماعی چه تقلیل و فروکاستی یافت که البته متغیرهای متعدد و فراوانی در آن دخیل بودند.

اما در وجه ایجابی بی‌گمان معرفی کابینه دوازدهم تاثیر بسزایی در ثبت چنین وضعیتی داشت. جایی که روحانی برخلاف وعده‌های تند و آتشین در موسم انتخابات و برخلاف انتظارات کابینه‌ای را چید که باب میل حامیان و نیز همسو با انتظارات نبود. بدون شک اگر قرار بود روند نزولی چند انتخابات اخیر، آن‌هم با توجه به حوادث تلخ و ناگوار 1401 و نیز افزایش سنگین فشارها بر معیشت مردم طی 3سال اخیر، ادامه یابد، معلوم نبود که وضعیت مشارکت در چه وضعیتی قرار می‌گرفت و مشارکت دور اول و دوم در چهاردهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری نشانه‌ای بود از احیای ولو اندک سرمایه اجتماعی نحیف‌شده و شاید آخرین فرصتی که بخش‌های زیادی از لایه‌های مختلف و متکثر جامعه به منتخبی دادند که از احقاق حقوق محذوفان چند دهه اخیر از ساختار قدرت گفت از حضور جوانان و زنان و اقوام و اقلیت‌های مذهبی در بدنه قدرتی که از آنان دریغ شده بود و می‌توانست و می‌تواند احیاگر سرمایه اجتماعی در بین صنوفی باشد که چشم به شعارهای حق‌گرایی و انصاف‌ورزی و عدالت‌محوری رئیس‌جمهوری دوختند و امید دارند که تبلور آن را در همین وهله آغازین دولت چهاردهم ببینند و تفاوت را حس کنند.

وقتی مسعود پزشکیان از «دولت وفاق ملی» گفت، این امیدواری دوچندان نیز شد؛ چراکه دولت وفاق ملی به‌معنای به‌کارگیری از لایه‌های مختلف و متنوع از متخصصان و کارآمدان، بیرون‌مانده از حلقه‌های مدیران همیشگی قابل تفسیر و تعبیر بود؛ اما طی چند روز گذشته و با اخبار ضدونقیضی که از معرفی افراد کابینه به گوش می‌رسد، کابینه وفاق ملی به مثابه شرکت سهامی سیاسی دیده شده که از طیف‌های مسبوق به سابقه هر کدام بخشی و نقشی در دولت داشته باشند و وفاق ملی به معنای وفاق سیاسی گرفته شده است که اگر این وضعیت محقق شود، به معنای آن خواهد بود که در بر همان پاشنه قبلی خواهد چرخید و این می‌تواند ضربه‌ای مهلک و بزرگ به سرمایه اجتماعی دولت در همین آغازین گام بزند، دولتی که آن سرمایه هنگفت سال۱۳۹۶ را هم در چنته و انبان خود ندارد و یک مختصر امید نحیف ایجادشده‌ای دارد که شکننده و بر لبه تیغ است. حال ما چه می‌توانیم انجام دهیم؟

واقعیت آن است که اگر سیاستمداران و اصحاب مکنت و قدرت اندوخته‌های رسانه‌ای و سیاسی پروپیمانی دارند، مردم عادی هم چنته خالی ندارند و با بهره‌گیری از ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های کوچک و اندک خود می‌توانند در هم‌افزایی و همنوایی با یکدیگر صدای بلند و رسایی داشته باشند، فقط کافی است سکوت و انفعال نداشته و مطالبه‌گری مشفقانه و خیرخواهانه را در کنار یکدیگر پی بگیرند و بر شاخص‌های اعلامی رئیس‌جمهوری تاکید و تصریح ورزند و از الصاق برچسب سهم‌خواهی نترسند! مگر نه این است که مردم صاحبان اصلی مملکت هستند، مگر نه اینها به رئیس‌جمهوری رای دادند که از تغییر و اصلاح می‌گفت، مگر نه این است که همین مردم در تلاطم‌های پیش رو بزرگترین سرمایه دولت برای عبور از مشکلات و موانع هستند؟

آنان در این بزنگاه حق و وظیفه دارند که مطالبه‌گری کنند و یاریگر رئیس‌جمهوری در برابر فشارهای سیاسیون باشند تا آنکه بعدتر انگشت حسرت بگزند و دچار یأس و ناامیدی شوند که خیر و صلاح دولت و ملت بی‌شک در چنین فرآیندی نخواهد بود.

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه تیتر یک
  • با قرار گرفتن نام چهار صرافی بزرگ ایرانی در فهرست تحریم‌های آمریکا، موجی از نگرانی میان کاربران بازار رمزارز ایجاد شده…

آخرین اخبار
وب گردی