| کد مطلب: ۷۳۳۰۸

دیپلماسی و تابوی تماس!

ضعف فاجعه‌بار ما در دیپلماسی عمومی و جنگ رسانه‌ای، ریشه در همین ترس ایدئولوژیک از تندروها دارد.

دیپلماسی و تابوی تماس!

«تابو» (Taboo) سنگ بنای قوانین مدنی بشر است. در میان اقوام بدوی، تابو صرفاً یک قانون ساده نیست، بلکه ممنوعیتی است آمیخته با ترسی مقدس. در منطق انسان بدوی، هرکس این حریم نامرئی را بشکند، نه تنها مجرم است، بلکه آلوده و نجس می‌شود. این آلودگی، همچون یک ویروس خطرناک، قابلیت سرایت دارد و فرد خاطی را در چشم قبیله به موجودی منحوس بدل می‌کند. به همین دلیل، هیچ‌کس جرأت نمی‌کند به سوژه‌ی تابو نزدیک شود.

شاید گمان کنیم این هراس آیینی در گورستان تاریخ دفن شده است؛ اما با نگاهی به رفتار دولتمردان در بعضی جامعه ها (اغلب ایدئولوژیک)، که ما نیز از آن مستثنا نیستیم، می‌بینیم که روح همان انسان بدوی، همچنان در راهروهای سیاست پرسه می‌زند. در اینجا، تصمیمات و سخنان، پیش از آنکه با ترازوی منافع ملی یا قانون سنجیده شوند، از فیلتر «تابوشناسی نانوشته» عبور می‌کنند. و هرچه حصارهای یک جامعه بلندتر باشد، فهرست تابوهایش نیز قطورتر است.

ما نیز در ایران، با کوهی از تابوها روبه‌رو هستیم: تابوی نام‌بردن از برخی کشورها، تابوی گفت‌وگو با مقاماتی که کشورشان تابو است، تابوی یاد کردن از چهره‌هایی چون میرحسین موسوی، تابوی نشست‌وبرخاست با دگراندیشان، اقلیت‌های دینی، ثروتمندان و بعضا فرودستان، تابوی شنیدن صدای زن یا نمایش ساز موسیقی. اما وجه مشترک تمام این ممنوعیت‌ها، یک کلمه است: «تماس».

در منطق قبیله‌ای، تماس با سوژه‌ی تابو، داغ ننگی ابدی بر پیشانی فرد می‌زند. سیاست‌مدار ما از ترس این انگ ایدئولوژیک، خود را فلج می‌کند تا مبادا در معرض آلودگی قرار گیرد. تجلی عریان این فلج دیپلماتیک را در صحن سازمان ملل دیدیم؛ آنجا که سفیر اسرائیل، با دستگاه اینترنت استارلینک در دست ظاهر شد و با تکبر، نماینده‌ی ایران را به تمسخر گرفت.

واکنش دیپلمات ما چه بود؟ سکوت و فرورفتن در صندلی. او به جای آنکه با زیرکی برخیزد و این نمایش را بر سر خودشان آوار کند، با حالتی ترس‌خورده دم فروبست. او می‌توانست همان‌جا بگوید: «با همین استارلینک به اینترنت وصل شو و قوانین جنایات جنگی را جست‌وجو کن! احکام تورات در مذمت کشتار بی‌گناهان را بخوان! تصاویر تکه‌تکه شدن کودکان غزه و لبنان را ببین و احکام جلب دادگاه لاهه علیه نتانیاهو را تماشا کن!»

اما هیچ نگفت! از «تابوی تماس با یک اسرائیلی» وحشت داشت. او می‌دانست که حتی اگر برای دفاع از ایران دهان باز کند، در داخل کشور تندروها او را به جرم «شکستن تابو و هم‌کلامی با دشمن» محاکمه می‌کنند. او ترجیح داد ساکت بماند تا مبادا در داخل، چون یک جذامی سیاسی، طرد شود.

در آن سوی میدان اما، دولت‌مردان آمریکا و اسرائیل این بازی روانی را به استادی می‌دانند و از غیاب و انفعال ما، نهایت بهره را می‌برند. آن‌ها مرزهای پروتکل را می‌شکنند و مستقیماً، از طریق پیام‌های ویدئویی و شبکه‌های اجتماعی، با مردم ما سخن می‌گویند. در نقش یک منجی دلسوز ظاهر می‌شوند و افکار و عواطف جامعه‌ی ایرانی را هدف می‌گیرند؛ از وعده‌ی آزادی و اقتصاد آزاد گرفته تا شعار تولید آب شیرین و آبادانی.

ضعف فاجعه‌بار ما در دیپلماسی عمومی و جنگ رسانه‌ای، ریشه در همین ترس ایدئولوژیک از تندروها دارد. خالی کردن این آوردگاه، دقیقاً به معنای باز گذاشتن دروازه‌های قلعه به روی حریفان درنده است؛ آن هم فقط به این دلیل که مدافعان قلعه می‌ترسند در درگیری کلامی و رسانه‌ای با دشمن، لباس‌شان نجس شود! هرچند که تا به حال ما تکلیف این تابوهای ویرانگر را روشن نکرده باشیم ، اما برای حفظ ایران باید از حصار این انگ‌ها گذشت. سیاست‌ورزی نیازمند کیاست، خردورزی و کنش‌گری فعال است، نه فحاشی در داخل و لال‌مانی در خارج!

در آستانه‌ی انتخابات در آمریکا و اسرائیل و شرایط ملتهب منطقه، باید بازی را عوض کرد. مقامات ارشد، مانند رئیس‌جمهور پزشکیان یا محمدباقر قالیباف، باید با شجاعت تابوی تماس را بشکنند و مستقیماً با مردم آمریکا و اسرائیل سخن بگویند. به چشم آن‌ها نگاه کنند و بگویند: «با روی کار آوردن سیاستمدارانی روان‌پریش، نظم جهان را به آتش کشیده‌اید و خون ده‌ها هزار بی‌گناه از لبنان تا غزه و میناب، بر دستان شماست که به امثال ترامپ و نتانیاهو رأی می‌دهید.» و با همان ژست خیرخواهانه‌ای که ترامپ و نتانیاهو برای مردم ایران می‌گیرند، اقتدار و آمادگی ایران برای دفاع را به رخ بکشند و در قالب یک توصیه‌ی اخلاقی به سربازان آمریکایی و شهروندان اسرائیلی هشدار دهند که: «تا دیر نشده، جان‌تان را بردارید و از منطقه خارج شوید.» انتخابات تنها یک مثال برای آینده‌ی نزدیک است. حضور فعال و سیاسانه سیاست‌مداران در گفت‌وگو با شهروندان دیگر کشورها، یک بازی موقت نیست.

 

پایبندی به تابوهای نانوشته‌ای که سرپیچی از آن‌ها در داخل مجازات‌های سنگینی دارد، تاکنون خسارات جبران‌ناپذیری به منافع ملی ما زده است. وقت آن رسیده که از این کودکی تاریخی و قبیله‌ای عبور کنیم؛ چرا که در جهان بی‌رحم سیاست، هیچ‌کس به دیپلمات‌های ترس‌خورده، مدال پاک‌دامنی نخواهد داد.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه دیپلماسی
  • ضعف فاجعه‌بار ما در دیپلماسی عمومی و جنگ رسانه‌ای، ریشه در همین ترس ایدئولوژیک از تندروها دارد.

  • به نظر می‌رسد در تمام سال‌های گذشته نگاه تریبونی و استفادۀ رسانه‌ای از حضور رییس جمهوری ایران در نیویورک بیشتر مد نظر…

  • آیا واقعاً قرار است دیداری بین رؤسای جمهور ایران و آمریکا در نیویورک صورت گیرد؟

آخرین اخبار