میز یا تریبون؟
به نظر میرسد در تمام سالهای گذشته نگاه تریبونی و استفادۀ رسانهای از حضور رییس جمهوری ایران در نیویورک بیشتر مد نظر بوده که در دوران احمدینژاد شوق دیده شدن و مصاحبه با رسانههای خارجی را هم باید به آن افزود.
در گرماگرم این بحث که مسعود پزشکیان رییس جمهوری ایران در حاشیۀ اجلاس سران در مجمع عمومی سازمان ملل با دونالد ترامپ رییس جمهوری آمریکا دیدار کند یا نه آنچه به آن پرداخته نمیشود این است که این دو، همین سه ماه قبل، پای یک یادداشت تفاهم را امضا کردهاند که به مثابۀ سند بینالمللی همچنان قابل استناد و دستکم ارجاع است.
البته تا صحبت از دیدار میشود این تصور شکل میگیرد که به منزلۀ آشتی است در حالی که روشن است بعد از دو جنگ 12 و 40 روزه و عملیات تجاوزکارانۀ ایالات متحده و ترور عالیترین مقامات و فرماندهان ایران، داستان تغییر کرده اما اتفاق دیگری هم در 28 خرداد همین امسال و کمتر از 100 روز قبل رخ داد و آن امضای یادداشت تفاهم ترک مخاصمه بین ایران و آمریکا در 14 بند است.
این که اجرا نشده یا مهلت 60 روزۀ آن منقضی شده یا ترامپ از آن کنار کشیده یا تضمینی برای اجرای آن وجود ندارد هیچ یک به این معنی نیست که رییس جمهور پزشکیان نمیتواند آن را روی میز بگذارد یا حتی به جای نطق سیاسی همان را دوباره بخواند و یادآوری کند چرا که هیچ سندی به اندازۀ آن نشان دهندۀ نقض مفاد پیمان از جانب ایالات متحده نیست.
به نظر میرسد در تمام سالهای گذشته نگاه تریبونی و استفادۀ رسانهای از حضور رییس جمهوری ایران در نیویورک بیشتر مد نظر بوده که در دوران احمدینژاد شوق دیده شدن و مصاحبه با رسانههای خارجی را هم باید به آن افزود.
در واقع بیشتر به چشم تریبون به این فرصت نگریسته شده و دیدار مستقیم با رییس جمهوری آمریکا نیز همواره تابو بوده و تنها حسن روحانی بود که ابتکاری درانداخت و به جای دیدار به گفتوگوی تلفنی ( با باراک اوباما) رو آورد که بر خلاف نقل مشهور نه از داخل خودرو که از هتل محل اقامت بوده است.
فضای امسال البته با تمام سالهای گذشته متفاوت است چرا که دست آمریکا این بار به خون رهبری جمهوری اسلامی ایران و هزاران شهید دیگر آغشته است و به همین خاطر کسانی در تهران از پزشکیان خواستهاند با سربند سرخ در مجمع عمومی حاضر شود و اگر سراغ ترامپ میرود به قصد آن باشد که گلوی او را بفشارد و نه دست او را.
با این همه سازمان ملل تنها تریبون ندارد، میز هم دارد و میز تنها برای آشتی نیست که میتواند به قصد بحث بر سر برگهای مورد استفاده قرار گیرد که 14 ماده بر آن نقش بسته بود و در آن بر این موارد تصریح شده است: اتمام عملیات نظامی، احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی، مذاکره برای حصول توافق نهایی، رفع محاصرۀ دریایی و هرگونه مزاحمت و ممانعت و در ازای آن اجازۀ تردد کشتیها، عبور ایمن شناورهای تجاری و تعیین رژیم حقوقی تنگۀ هرمز با مشارکت عمان، بازسازی و توسعۀ اقتصادی با تأمین 300 میلیارد دلار، لغو همۀ تحریمها، پرهیز از تولید و ابتیاع هر نوع سلاح هستهای، رقیقسازی مواد غنی شدۀ ذخیره شده، حفظ وضع موجود هستهای و آزاد سازی داراییهای بلوکه شده و موارد مرتبط دیگر.
البته منتقدان خواهند گفت هم آن 60 روز تمام شده و هم ترامپ از توافق بیرون رفته و هم از کاغذ به عمل و اجرا نرسیده اما به هر رو این سند امضا شده و رییس جمهور پزشکیان میتواند همچنان عمل به مفاد آن را مطالبه کند تا دریچهای باز باشد.
اگر قرار بر محوریت همین برگه (یادداشت تفاهم 14 بندی 28 خرداد) باشد، ملاقات به معنی پشت کردن به آرمانها و نادیده گرفتن جنایات، تفسیر نخواهد شد و نیاز به دست دادن و لبخندهای بیش از حد متعارف نیز نخواهد بود.
اگر هم نه میزی که یک سوی آن پزشکیان بنشیند و جانب دیگر ترامپ، میز دیگری می تواند به کار آید منتها با دستورکار مشخص و همان برگه میتواند یک گام رو به جلو باشد وگرنه در دنیای امروز تریبونها بسیارند و تریبون سازمان ملل اعتبار و جذابیت گذشته را از دست داده است.
این چند سطر توصیه به دیدار دو رییس جمهوری نیست چرا که اگر بدون هماهنگیهای کامل در داخل صورت پذیرفته باشد هزینۀ آن برای پزشکیان در تهران بسیار خواهد بود و او را گرفتار تبعات آن میسازد اما بر این نکته تأکید دارد که تصور افشای تمام آنچه بر ما گذشته و خوابهای دیگری که برایمان دیدهاند (از جمله محاصرۀ هوایی) با یک نطق و چند دیدار حاشیهای در نیویورک و احتمالا یکی دو مصاحبه با رسانههای مهم اگر هم به واقعیت بپیوندد رهآورد چندانی نخواهد داشت و اصطلاحاً «نقد» نیست. ( نقد در مقابل نسیه و به مفهوم در دسترس و ملموس)
نقد، همان برگۀ یادداشت تفاهم 14 بندی است که باید بر روی میز گذاشته و بر سر آن بحث شود. دستکم همان را یک بار دیگر برای حاضران در مجمع بخوانند و تأییدیه بگیرند.
هر قدر احمدینژاد در فضا سیر میکرد و با سخنان انتزاعی و ناملموس بیش از حمایت، شگفتی دیگران را در پی داشت پزشکیان ناچار است روی زمین سازمان ملل راه برود و یادداشت تفاهم به منزلۀ امکانی برای اوست تا چارچوب را مشخص کند.
دریغا که می توان حدس زد کمتر کسی از خوانندگان همین چند سطر به رغم موافقت کلی باور داشته باشد آنچه در این نوشته آمد در این چند روز جامۀ واقعیت خواهد پوشید.
نه که عملی نباشد بلکه از این رو که در میان تمام سران شرکت کننده در اجلاس هیچ رییس جمهور یا شرکت کننده در هر سطح و عنوان دیگری به اندازۀ پزشکیان نیاز به هماهنگی با ارکان دیگر ندارد و با همه اینها باز باید تصریح کرد: مهمترین کار در این سفر ابتکار است و قانع نبودن به تریبون.